به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، دکتر مجید تقینجات پژوهشگر حوزه مبانی علوم انسانی در یادداشتی اختصاصی برای پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
وقتی جبهه حق با دستانی به ظاهر خالی در برابر یک ماشین جنگیِ مجهز به پیچیدهترین فناوریهای کشتار جمعی و حمایتِ اقتصادهای بزرگ جهان میایستد، یک پرسش اساسی در ذهن شکل میگیرد: «آیا خداوند از ما توقعِ پیروزیِ فیزیکی بر چنین هیولایی را، در هر شرایطی و با هر امکاناتی دارد؟»
پاسخِ این اضطرابِ ذهنی، در یکی از زیباترین و دقیقترین قوانینِ حاکم بر هستی نهفته است: «سنت رعایت وُسع» یا همان عدم تکلیفِ ما لا یُطاق (تکلیف نکردن به امری که خارج از توان است). این سنت، مرزِ دقیقِ میانِ «وظیفه» و «نتیجه» را در میدان جنگ ترسیم میکند.
۱. منطقِ تکلیف؛ پرهیز از تحمیلِ محالات
«وُسع» به معنای مقدار طاقت، گنجایش و توانمندیِ درونی و بیرونیِ یک انسان یا یک جامعه است. بر اساس سنت الهی، خداوند هرگز چیزی فراتر از توانمندیهای واقعیِ انسانها از آنها طلب نمیکند. همانطور که در نظام تکوین، از گوش توقعِ دیدن و از چشم توقعِ شنیدن نمیرود، در نظام تشریع و صحنه نبرد نیز خداوند از گروهی که در محاصرهی کامل است، توقعِ اقداماتی فراتر از ظرفیتِ مادی و معنویاش را ندارد (لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها). (المیزان، ج۲، ص۴۴۳-۴۴۶)
این سنت، یک پیام روشن برای رزمندگانِ جبهه مقاومت دارد: خداوند، میزانِ وفاداری و مجاهدتِ شما را با مترِ امکاناتِ خودتان میسنجد، نه با مترِ امکاناتِ دشمن.
۲. تناسبِ وسع، فطرت و دوری از تَکلُّف
چرا خداوند تکلیفی خارج از توان نمیدهد؟ علامه طباطبایی (ره) در تحلیلی ژرف، این مسئله را به «فطرتِ انسان» پیوند میزنند. ایشان میفرمایند فطرتِ آدمی تنها به سمتِ کارهایی هدایت میشود که خداوند وسایلِ رسیدن به آن را فراهم کرده باشد. تکلیفِ سخت و طاقتفرسا (خارج از توان)، در واقع خروج از مسیر فطرت و ورود به وادیِ «تَکلُّف» است.(المیزان، ج۶، ص۲۶۳)
به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) در قرآن میفرمایند: «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ» (من از کسانی نیستم که امری را به دروغ و با سختی بر خود ببندم). راهِ جبهه حق، راهِ مقاومتِ فطرتی است که با ظرفیتهای انسان همخوانی دارد. در مقابل، جبهه باطل برای سرکوبِ این فطرتِ بیدارشده، مجبور است دست به «تکلف» و تقلاهای مصنوعی بزند؛ از پمپاژِ میلیاردها دلار سلاح تا سانسورِ جهانیِ اخبار. باطل در حالِ تحمیلِ باری بر دوشِ تاریخ است که با ساختارِ هستی سازگار نیست و همین تقلا، در نهایت او را از پای درخواهد آورد.
۳. جریمهی ترکِ وسع؛ سقوط در درهی «اِصر»
سنتِ وُسع، در کنار آرامشی که میدهد، یک هشدارِ سهمگین نیز در دل خود دارد. اگرچه خداوند بیشتر از توانِ ما تکلیف نمیکند، اما اگر انسان همان مقدار تکلیفی را که در وُسع و توانش هست انجام ندهد، مشمولِ عذاب یا «اِصر» (تکلیفِ سختتر و تاوانِ سنگینتر) خواهد شد.(المیزان، ج۲، ص۴۴۴-۴۴۵)
اگر ملتی توانِ دفاع از خود را داشته باشد (حتی با پرتاب یک سنگ یا تحریم کالای دشمن) اما از روی ترس یا عافیتطلبی از این توان استفاده نکند، دچارِ ذلت، تسلطِ بیرحمانهی دشمن و تاوانهای تاریخیِ به مراتب دردناکتر از سختیِ جنگ خواهد شد. عدم استفاده از وُسعِ موجود، وُسعهای آینده را نیز میسوزاند.
۴. تقاطعِ وسع و رزق؛ دیپلماسیِ ظرفیتها
یکی از شگفتانگیزترین ابعادِ این سنت، ارتباطِ تنگاتنگِ آن با «سنت رزق» است. خداوند، رزق مادی و به ویژه رزق معنوی را دقیقاً به تناسبِ ظرفیت (وسع) انسانها عطا میکند.
علامه طباطبایی در این باره تأکید دارند که سنتِ پروردگار، گشایش یا تنگیِ روزی بر اساس مصلحت و آگاهیِ او از حالِ بندگان است تا اعتدال حفظ شود.(المیزان، ج۱۳، ص۸۴)
در میدانِ نبرد، ما شاهدِ تجلیِ «رزقِ معنویِ متناسب با وُسع» هستیم. چگونه مادری در غزه، پس از از دست دادنِ تمام اعضای خانوادهاش، با صلابتی ماورایی خداوند را شکر میگوید؟ زیرا او در کوره ابتلائات، «وُسع» و ظرفیتِ روحیِ خود را گسترش داده است و خداوند نیز به تناسبِ این ظرفیتِ عظیم، رزقِ معنویِ «صبر، یقین و سکینه» را بر قلبِ او نازل میکند. کسانی که ظرفیتِ درونی خود را بزرگ نکرده باشند، از درکِ این معارفِ عمیق و این رزقِ آرامبخشِ الهی در میانه بحران، کاملاً بیبهرهاند.
جمعبندی؛ عمل در محدوده مقدورات، اتصال به نامحدود
سنتِ «رعایت وُسع» به ما میآموزد که در جنگِ ارادهها، نیازی نیست نگرانِ کمبودِ عِده و عُده در برابر زرادخانههای دشمن باشیم. وظیفه ما تنها یک چیز است: به میدان آوردنِ تمامِ توانمندیِ موجود (صرفِ وُسع).
هنگامی که جبهه حق تمامِ وُسعِ مادی و فکری خود را خالصانه به میدان بیاورد و به وظیفه عمل کند، از مرزِ تکالیفِ خود عبور کرده است؛ از اینجا به بعد، خداوند با سنتهای یاریگرِ خود (نصرت، امداد غیبی و رعب انداختن در دل دشمن) کمبودهای مادی را جبران میکند. دشمن محاسباتش را روی داشتههای مادی ما تنظیم کرده است، اما نمیداند که به میدان آوردنِ نهایتِ وُسع، کلیدِ اتصالِ مقاومت به قدرتِ نامتناهیِ خداوند است.
https://ihkn.ir/?p=45204
بررسی سنت الهی «رعایت وُسع» در اندیشه اسلامی؛ چرا خداوند انسان را به چیزی فراتر از توان تکلیف نمیکند و این اصل چه معنایی برای جبهه مقاومت و مبارزه با ظلم دارد؟






















نظرات