به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین احمد رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
مهمترین علت آغاز مجدد جنگ میان ایران و محور آمریکایی-صهیونی پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه چه بود؟
حجتالاسلام والمسلمین رهدار:
در پاسخ به این پرسش که «چرا جنگ تحمیلی دوم تکرار شد؟»، میتوان چند تحلیل ارائه کرد.
تحلیل اول این است که در ذهنیت انسان آمریکایی و اسرائیلی، جنگ دوازدهروزه آنقدر خسارتبار نبود که بازدارندگی ایجاد کند. به بیان دیگر، آنها برآوردی از هزینههای این جنگ داشتند و احساس کردند این هزینهها برایشان قابل پرداخت است؛ یعنی به این جمعبندی نرسیدند که خسارت جنگ به اندازهای است که «نجنگیدن بهتر از جنگیدن» باشد.
اینکه ما در جنگ دوازدهروزه چه کاری میتوانستیم انجام دهیم تا هزینهها برای آنها بیشتر شود، یا اینکه بعد از جنگ دوازدهروزه چه اقدامی لازم بود تا در روایت جنگ، آنها احساس شکست کنند، بحثهای تحلیلی دیگری است.
اسرائیل فقط به پلتفرم یوتیوب ۴۲ میلیون دلار پرداخت کرد تا بعد از جنگ دوازدهروزه، آن جنگ را به نفع اسرائیل روایت کند. همیشه خودِ متن جنگ نیست که پیروزی یا شکست را رقم میزند؛ گاهی روایت جنگ است. در واقعه کربلا؛ اگر روایت حضرت زینب (س) از واقعه کربلا نبود، اساساً آن رخداد به «پیروزی مطلق» امام حسین (ع) در نگاه تاریخی منجر نمیشد؛ این روایت بود که یزید را در عرصه تاریخ مغلوب کرد.
رصدی که آمریکاییها و اسرائیلیها از نوشتهها، گفتهها و تحلیلهای ما داشتهاند—و حتی تحلیلهایی که سیاستمداران ما بعد از جنگ ارائه کردند—میتواند یکی از دلایلی باشد که اسرائیل و آمریکا به خودشان اجازه دادند بار دوم هم به ما حمله کنند.
تحلیل دیگر این است که اسرائیلیها جنگ دوم و سوم تحمیلی را برای خودشان—مثل خود ما—یک جنگ وجودی میدانند. آنها احساس میکنند ایران به قدرتی در منطقه دست یافته که اگر مهار نشود، موجودیت اسرائیل را در آینده به خطر میاندازد. اسرائیل در پایان جنگ دوازدهروزه توانست پای آمریکا را به منطقه بکشاند و با خود اینگونه حساب کرد که اگر بتواند آمریکا را در منطقه نگه دارد، به نفع اوست؛ چون در غیبت حضور آمریکا، حذف اسرائیل برای ایران و محور مقاومت کار سختی نخواهد بود.
همانطور که در همان جنگ دوازدهروزه هم—طبق گزارشها—اسرائیل تقریباً پنج، شش روز بیشتر دوام نیاورد و از روز پنجم و ششم به بعد به سمت این رفت که پای آمریکا را به جنگ باز کند یا حتی به نوعی گداییِ مذاکره و صلح را مطرح کند. به نظر من تحلیل آنها در اینجا هم درست است: با خودشان گفتند حالا که آمریکا را وارد کردیم، دستکم بگذاریم هزینه این جنگ روی دوش آمریکا بیفتد.
اگر پای آمریکا به منطقه کشیده نمیشد، چند اتفاق رخ نمیداد: ایران با کشورهای منطقه درگیر نمیشد، چون اسرائیل در این کشورهای منطقه—جز امارات—جای پایی ندارد. در امارات هم اسرائیل به ظاهر در حد سفارت حضور دارد؛ نه پایگاه نظامی دارد و نه شرکتهای اقتصادی رسمی. بنابراین بعید بود ایران در جنگ با اسرائیل—بهویژه اگر از پایگاههای کشورهای منطقه هواپیماها یا موشکهای اسرائیل به سمت ما شلیک نمیکردند—خودش را درگیرِ این کشورها کند.
آمدن آمریکا به منطقه این شانس و فرصت را برای اسرائیل فراهم میکرد که ایران، ولو ناگزیر، با کشورهای منطقه درگیر شود. اگر جنگ بعد از همان دوازده روز متوقف میشد و ایران پایگاههای نظامی آمریکا را در منطقه نمیزد، رابطه ایران و آمریکا میتوانست مثل گذشته در قالب یک «جنگ سرد» ادامه پیدا کند و این اساساً برای اسرائیل مطلوب نبود.
اسرائیل میخواهد با زور آمریکا ایران را از سر راه خود بردارد. میگوید حالا که توانستم آمریکا را به منطقه بکشانم، بگذار جنگ را ادامه بدهم. الان هم در مذاکرات ایران و آمریکا، به نظر من اسرائیل تلاش حداکثری خواهد کرد که نگذارد ایران و آمریکا به آتشبس برسند، چون جنگ ایران و آمریکا به نفع اسرائیل است.
حجتالاسلام والمسلمین رهدار: تحلیل اول این است که در ذهنیت انسان آمریکایی و اسرائیلی، جنگ دوازدهروزه آنقدر خسارتبار نبود که بازدارندگی ایجاد کند. اسرائیل فقط به پلتفرم یوتیوب ۴۲ میلیون دلار پرداخت کرد تا بعد از جنگ دوازدهروزه، آن جنگ را به نفع اسرائیل روایت کند. همیشه خودِ متن جنگ نیست که پیروزی یا شکست را رقم میزند؛ گاهی روایت جنگ است.






















نظرات