به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی استاد درس خارج حوزه علمیه قم، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
آیا در صورت قتل و کشتار غیرنظامیان یا آسیب زدن به منابع طبیعی و زیرساختها، میتوان مقابلۀ به مثل کرد؟ اگر آری، تحت چه شرایطی؟ اگر مسئله دارای تفصیل است، صور آن را بفرمایید؟
حجتالاسلام والمسلمین ایزدهی:
قاعده مماثلت (مقابله به مثل) مطلق نیست. برای روشن شدن مطلب مثالی میزنم: اگر دشمن بیاید و ـ نعوذ بالله ـ کودکی را پیش چشم پدرش از بین ببرد، آیا ما مجازیم در مقابل، کودک قاتل را پیش چشم پدرش از بین ببریم؟ پاسخ خیر است. این عمل ذاتاً زشت است؛ مماثلت تنها در صورتی امکانپذیر است که اصل مشروعیت آن عمل، ولو به عنوان حکم ثانوی و از باب اضطرار، ثابت شده باشد. به عبارت دیگر، پارهای از امور در حالت عادی جایز نیستند، اما ممکن است از باب اضطرار تجویز شوند.
حال پرسش این است: اگر سلاحی مانند سلاح کشتار جمعی ویژگیهای زیر را داشته باشد چه حکمی دارد؟
- سلاحی که بدون حد و مرز انسانها را از بین میبرد،
- میان نظامی و غیرنظامی تفکیک قائل نمیشود،
- مقید به منطقهای خاص نیست،
- میان حیوان، انسان و محیط زیست فرق نمیگذارد،
- و اثرات مخرب آن در طول زمان باقی میماند ــ ؛ به گونهای که ممکن است امروز به کار رود و تشعشعات آن تا بیست سال بعد همچنان اثر بگذارد.
پرسش اصلی این است: آیا میتوان مرتکب عملی شد که نسلهای بعد، نیروهای غیرنظامی و محیط زیست را تا سالها متأثر کند؟ پاسخ اولیه خیر است.
حال اگر دشمن از چنین سلاحی استفاده کند، آیا ما مجاز به استفاده هستیم؟
پاسخ نخست: خیر، مجاز نیستیم؛ زیرا ذات این عمل غیرانسانی و غیربشری است. اما در اینجا ذکر چند نکته ضروری است:
نکته نخست: تفاوت ماهوی سلاح هستهای نقطهزن با سلاح کشتار جمعی
ممکن است سلاحهای هستهای ساخته شوند که تنها یک منطقه و زمان مشخص را هدف قرار دهند؛ برای مثال، صرفاً یک پادگان نظامی را از بین ببرند و تشعشعات آن برای زمانهای بعد باقی نماند. اگر چنین امری محقق شود، دیگر آن سلاح، مصداق «سلاح کشتار جمعی» نخواهد بود. آنچه ذاتاً مشکلساز و غیرمجاز است، همان عنوان «کشتار جمعی» است.
نکته دوم: نقد فرضیه بازدارندگی مطلق
اگر سلاح کشتار جمعی واقعاً خاصیت بازدارندگی داشت، میبایست در جنگهایی که علیه ما رخ داده، این ویژگی را نشان میداد. ما با دو کشور هستهای جهانی جنگیدهایم و هر دوی آنها سلاح هستهای داشتند، اما این مسئله مانع از جنگ با ما نشد. بنابراین، اینگونه نیست که داشتن سلاح هستهای ضرورتاً بازدارندگی ایجاد کند. البته برخی مدعی بازدارندگی آن هستند، اما اگر چنین بود، این وقایع روی نمیداد.
نکته سوم: عدم امکان عملی استفاده و هزینههای آن
اصولاً استفاده از این سلاح در عرصه جنگ، عملاً امکانپذیر نیست؛ زیرا فشار افکار عمومی، تبعات بینالمللی و از دست رفتن جایگاه جهانی، کاربرد آن را منتفی میکند. افزون بر این، ساخت، نگهداری و بهکارگیری آن هزینههای گزافی بر جامعه تحمیل میکند.
با این همه، آنچه میتواند بازدارندگی ایجاد کند، امکانِ داشتن سلاح هستهای است، نه خود سلاح هستهای. این «امکان استفاده محتمل» است که خاصیت بازدارنده دارد. برای مثال، رژیم صهیونیستی سلاح هستهای دارد؛ ما از اصلِ داشتن آن نگران نیستیم، بلکه از امکان استفاده آن نگرانیم. این «امکان» برای ما نیز وجود دارد؛ اما با این تفاوت که زمان وصول ما به سلاح هستهای شاید یک هفته باشد، در حالی که برای رژیم صهیونیستی یک لحظه است. بنابراین ما بدون آنکه سلاح را ساخته باشیم، صرفاً با همین «امکان» و فاصله زمانی اندک میتوانیم بازدارندگی ایجاد کنیم. به همین دلیل، ممکن است خیلیها جنگ را بهانه کرده باشند تا آن ۴۰۰ یا ۵۰۰ کیلو اورانیوم غنیشده را از میان بردارند؛ چرا که این «امکان» به قدری بازدارنده است که حاضرند برای از بین بردن آن هزینه کنند.
بنابراین، آنچه میتواند به جنگ خاتمه دهد، «امکان استفاده» از توان هستهای است. این امکان در صنعت و دانش ما وجود دارد و همین مسئله توازن جنگ را تا حد زیادی برقرار کرده است.
نکته چهارم: بازدارندگی از مسیر بستن تنگه هرمز و اهمیت اخلاق
ما با بستن تنگه هرمز توانستیم بدون تبعات سلاح هستهای انجام دهیم بازدارندگی ایجاد کنیم. در بدترین حالت ممکن، اگر خودمان نه سلاحی داشته باشیم و نه حتی امکانی برای آن، باز هم باید توجه داشت که جنگ عرصه تعامل جبهههای مختلف است. ممکن است ما سلاح نداشته باشیم، اما کشورهای همپیمانی داشته باشیم که سلاح هستهای دارند و میتوانند با وجودشان بازدارندگی ایجاد کنند. آنچه اهمیت دارد، ایجاد «بازدارندگی» است. در نظام اسلامی، ایجاد بازدارندگی جزو اصول دفاعی است، اما جنگ تنها در چارچوب اخلاق معنا پیدا میکند. اخلاق در جنگ، محوریت و موضوعیت دارد؛ چنانکه رهبر شهید انقلاب با علم به همه این تبعات، به خاطر اخلاق و موازین شرعی، تحریمهایی را در این زمینه اعمال کردند.
جمعبندی: سلاح نقطهزن به جای سلاح همهکش
آنچه میتواند بازدارندگی ایجاد کند، لزوماً سلاح کشتار جمعی و «همهکش» نیست. سلاح مدنظر ما، سلاح نقطهزن و «فردکش» است. ما دشمن را هدف قرار میدهیم، اما آنها انسانها را میکشند. در نهایت، در مقام تقابل، با همان سلاح نقطهزن میتوانیم سلاح همهکش دشمن را برای خودشان از بین ببریم. بدین ترتیب، هدف ما بدون تبعات غیرانسانی سلاحهای کشتار جمعی حاصل میشود و مزایای بازدارندگی آن برای ما محفوظ میماند.
حجتالاسلام والمسلمین ایزدهی: آنچه میتواند بازدارندگی ایجاد کند، لزوماً سلاح کشتار جمعی و «همهکش» نیست. سلاح مدنظر ما، سلاح نقطهزن و «فردکش» است. ما دشمن را هدف قرار میدهیم، اما آنها انسانها را میکشند.






















نظرات