به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین امیر مهاجر میلانی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده زن و خانواده، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
در تغییر مسیر تمدنی به دست آمده از جنگ رمضان، هر کدام از نهادهای علم و دانشگاه چه جایگاهی دارند؟
حجتالاسلام والمسلمین مهاجر میلانی:
نگاه تاریخی به پدیدۀ روشنفکری
پدیدۀ روشنفکری در خلأ زاده نشد. این پدیده در بستر تاریخیِ اوج شکوه تمدن غرب در قرن نوزدهم پا به عرصۀ وجود نهاد. ما در ایران و جهان اسلام با ویرانههایی مواجه بودیم. هنگامی که قشر تحصیلکرده از یک سو عود و عظمت یک تمدن را به نظاره مینشیند و از سوی دیگر خرابهها را مینگرد، امری طبیعی است که زمینۀ روانی این باور در نهاد او شکل بگیرد که «هر آنچه نیکوست، آن سوی است و هر آنچه مایۀ نکبت و بدبختی است، این سوی.»
بر همین اساس، با اتخاذ چنین منظری تاریخی میتوان دریافت که چرا روشنفکری ایرانی همواره نسبت خود را با «غرب» تعریف کرده و هنوز نتوانسته است ایدۀ «باور به خویشتن» و «بازگشت به خویش» را بهمثابۀ بدیلی ممکن در برابر تمدن غربی درونی سازد.
امروزه برخی از روشنفکران در برابر این پدیدۀ بسیار مهم ـ که پرده از ماهیت نظم نئولیبرالیستی غرب در عرصههای سیاست، اقتصاد و فرهنگ برمیدارد ـ در پی مقاومت و انکار هستند.
استراتژی این جریان کاملاً روشن است: تئوریزهکردن «استثنا» و معرفی ترامپ بهمثابۀ یک انحراف موقت از مسیر اصیل غرب. کافی است به مقالۀ اخیر آقای حجاریان مراجعه کنید؛ همچنان تلاش بر آن است که غرب در یک بستهبندی شکیل و فریبنده روایت شود. نظم غربی، آرمانهای آن، اهداف تمدنی و انتظارات تاریخیاش در لفافهای زیبا پیچیده میشود تا وضعیت کنونی صرفاً به یک ناهنجاری گذرا تقلیل یابد.
روایت چنین است: «ترامپ استثناست؛ او میرود و مشکل ما با غرب همچنان بنیادین نیست.» در مقالۀ اخیر آقای نیلی نیز همین مضمون بهوضوح دیده میشود. بخشی از جریان روشنفکریِ وامدارِ سنت غرببنیاد، با تمام قوا میکوشد این گزاره را تثبیت کند که آن شرایط تاریخی لازم برای یک چرخش پارادایمیک در ایران هنوز پدید نیامده است. آنان میخواهند صورت مسئله را پاک کنند و بگویند: «اتفاق خاصی نیفتاده است؛ آنچه رخ داده، استثنایی در غرب بوده و این استثنا نیز بهزودی مرتفع خواهد شد و نظم نئولیبرالیستیِ کارآمد و اخلاقی بار دیگر به روند طبیعی خود بازخواهد گشت.»
اما باید اذعان داشت که این روایت سادهانگارانه را تمامی اندیشمندان و روشنفکران ایرانی نمیپذیرند. میبینیم که چهرههایی نظیر آقای جلاییپور چگونه تحلیل متفاوتی از مسئله ارائه میدهند، یا آقای تاجیک و آقای لیلا چگونه زوایای پنهان این تحولات را میکاوند. روشنفکران متعهدی چون جناب آقای بیژن عبدالکریمی بهخوبی دریافتهاند که بخشی از روشنفکری غرببنیاد ما از ابتدا تولدی بیمارگونه داشته است و اکنون بهطور غیرقابلانکاری، بسترهای عینی و ذهنی لازم برای چرخش پارادایمیکِ یک روشنفکرِ متعهد به ایران و دیانت اسلامی فراهم آمده است.
چرخشهای پارادایمیک دستوری نیست
گفتمان مقاومت که از اندیشۀ حضرت امام خمینی (ره) جوانه زد و متعاقباً با تدبیر و مجاهدت رهبر معظم شهید انقلاب اسلامی امتداد یافت، امروز به مرحلهای از بلوغ و شکوفایی تاریخی دست یافته است. این بلوغ، زمینهساز چرخشی بنیادین در مناسبات روشنفکری و نظام تولید دانش ما شده است. باید توجه داشت که چرخشهای پارادایمیک و انقلابهای فکری، امری دستوری و مبتنی بر توصیه نیستند. نمیتوان با فرمانی از بالا گفت: «بچرخید و بومی بیندیشید!» یا «توانایی نقد عقلانیت غربی را پیدا کنید!» این تغییرات ساختاری در ناخودآگاه جمعی یک ملت، مستلزم وقوع رخدادهایی عظیم است تا آن شیفتگیِ بهتآور و غیرقابلنقدی که در بخش قابلتوجهی از نظام آکادمیک ما نسبت به غرب وجود داشت، فرو ریزد. تحقق این امر، نیازمند یک مقاومت پنجاهساله بود؛ نیازمند خونهای پاک شهدا، صبوری مادران و پایداری خانوادههای آنان بود تا این درخت تناور به بار بنشیند و امروز بتواند در برابر دو قدرت هستهای، بازدارندگی نظامی خویش را به اثبات رساند. همچنین، این مسیر دشوار زمینه را برای رفع بحران اقتصادیای فراهم کرد که بهمدت چهار دهه عامدانه و با نیت ایجاد شکاف میان حاکمیت و ملت از سوی گفتمان غربی بر ایران تحمیل شده بود. این شرایط امکانی میبایست محقق میشد و به باور بنده، محقق شده است.
ما در مسیری بسیار برگشتناپذیر در نسبت با تمدن غربی گام نهادهایم.
اهل نظر و نویسندگانی که با تاریخ اندیشه و تحولات فکری ایرانیان در یک قرن اخیر آشنایی دارند، نیک میدانند که همواره این توهم به ما القا میشد که ایران در مسیر خطی و قهری تجدد قرار گرفته است و هرگونه مقاومتی در این راه، تنها توقفی مقطعی به شمار میآید.
اما امروز بنده میخواهم خلاف این گزاره را ادعا کنم: تحولات پنجاهسالۀ اخیر، ایران را در نسبت با تجدد مدرن به نقطهای رسانده است که روشنفکری و نظام تولید دانش بومی، قطعاً چرخشی را آغاز کرده است. این چرخش بهشکلی گریزناپذیر بر نظام علمی ما مسلط خواهد شد. افق فهم ما، مسائل ما و منظرهای ما نسبت به آنچه در غرب تولید میشود، بهنحوی برگشتناپذیر تغییر یافته است؛ هرچند که همچنان مقاومتهایی در عرصۀ سیاست، فرهنگ و اقتصاد وجود دارد.
به باور بنده، مسیر بازگشت از آن وابستگی ذهنی در بزنگاههای تاریخی، بهویژه در وقایع جنگ رمضان، چنان رقم خورده است که دیگر ایران بهشکلی برگشتناپذیر در چرخۀ بازگشت به بومیاندیشی، اسلامیاندیشی و تمدناندیشی قرار گرفته است.
به امید آنکه با همت والای اصحاب فکر و قلم در نظام تولید دانش رسمی، اعم از دانشگاهیان و حوزویان، این مسیر نورانی با صلابت و شتاب بیشتری پیموده شود. راه هموار گشته و پیمودن آن قطعی است.
حجتالاسلام والمسلمین مهاجر میلانی: رویدادهای اخیر جهانی، ماهیت غرب را در بیپردهترین صورت خود در برابر دیدگان جریان روشنفکری به نمایش گذاشت. دیدیم فردی که چگونه غرب و سازمان ملل متحد و نظام حقوق بینالملل بشردوستانه آگاهانه و عامدانه چشم بر این توحش صهیونیستی فرو بستند و چگونه این انفعال به جنگ دوازدهروزه و جنگ چهل روزه رمضان انجامید.






















نظرات