به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین قاسم ابراهیمی پور، معاون پژوهش موسسه امام خمینی(ره)، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال: با توجه به شرایط امروز جنگ علت تحلیل نادرست دستگاه محاسبانی علوم اجتماعی غربی از رفتار مردم ایران چیست؟
حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی پور:
الگوهای نظری که از «عوامل همبستگی» سخن میگویند ــ مثلاً طرح «دشمن مشترک» ــ برای تبیین وضعیت فعلی ما کارآمد نیستند. اگر این الگوها کارآمد بودند، غرب شاید میتوانست بهتر به ما ضربه بزند و حتی ما را شکست دهد. اما چرا آنها ما را نفهمیدند؟ چرا جامعهشناسان غربی قادر به فهم کنش انسان ایرانی نیستند؟
کنش انسان ایرانی واقعاً برای جامعهشناسان غربی یک معمای پیچیده است؛ معمایی که برای آنها قابل فهم و قابل حل نیست. به نظر من، علاوه بر عناصری که میتوان در جای خود به آنها باور داشت ــ مثل دشمن مشترک یا هویت ملی و مذهبی ــ مهمترین عنصر در اینجا «عاطفه» است؛ البته عاطفهای خاص که با عقلانیت ترکیب شده است.
در تحلیلهای جامعهشناختی، عاطفه معمولاً در چارچوب تحلیل رفتارهای جمعی یا کنشهای ناشی از شخصیتهای کاریزماتیک بررسی میشود، اما این چارچوبها نیز در اینجا پاسخگو نیستند. شاید بتوان گفت از فلاسفه قرن چهارم، از فارابی و مسکویه گرفته تا خواجه نصیر و در دوره معاصر مرحوم علامه طباطبایی و آیتالله جوادی آملی، نظریهای با عنوان «نظریه محبت» مطرح بوده است. بر اساس این دیدگاه، آنچه جامعه را به هم پیوند میدهد، علقه ایجاد میکند و انسجام میآورد، محبت و عاطفه است.
آیتالله جوادی آملی از این عنصر به عنوان «ملات جامعه» یاد میکنند. البته ایشان میان علایق و عواطف غریزی و حیوانی از یک سو، و عواطف عقلانی از سوی دیگر تفکیک قائل میشوند. آن عاطفهای که در اینجا مورد نظر است، احساس تعلق عاطفیای است که بر نوعی عقلانیت استوار است؛ عقلانیتی که میتواند این پیوند را مستمر و پایدار کند.
به نظر من، در کنار سایر عوامل متنوعی که در این فرصت کوتاه نمیتوان به آنها پرداخت، مهمترین عاملی که غرب از درک آن عاجز است همین نکته است: نوعی احساس تعلق در میان ایرانیان وجود دارد، نوعی عاطفه که شما میبینید چگونه مردم، با تیپهای فکری، پوششی و رفتاری کاملاً متنوع و متفاوت، در فراق امام شهید اشک میریزند.
اما این عاطفه صرفاً احساس نیست؛ بلکه روحیهای انتقادی و سلحشورانه را نیز به همراه میآورد. برخی از اندیشمندان غربی، مانند خانم اسکاچپل یا میشل فوکو، تا حدی به این نکته اشاره کردهاند. آنها متوجه شدهاند که عواطف در ایران صرفاً عاطفه نیست، بلکه درجهای از فهم را در خود دارد و به شکلگیری روحیه انتقادی و سلحشوری منجر میشود.
بنابراین، به گمان من مهمترین عامل همبستگی که غرب از درک آن عاجز است، «عواطف مبتنی بر عقلانیت» است؛ با همین توضیح مختصری که عرض کردم.
حجتالاسلام والمسلمین ابراهیمی پور: نوعی احساس تعلق در میان ایرانیان وجود دارد که میبینید چگونه مردم، با تیپهای فکری، پوششی و رفتاری کاملاً متنوع و متفاوت، در فراق امام شهید اشک میریزند.






















نظرات