به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین قاسم ابراهیمی پور، معاون پژوهش موسسه امام خمینی(ره)، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
به نظر میرسد نوعی «نظمِ جهتدهندۀ فرهنگی» وجود دارد که محصول تاریخ طولانی ایران است. شبکهای متشکل از قواعد، نمادها و منابع گوناگون که به تدریج و در بستر تاریخ تجمیع پیدا کردهاند و انسان ایرانی را بر اساس هویت ملّی-دینی او راهبری میکنند؛ «مساجد و حسینیهها»، «خطبا و اهل منبر»، «مداحان و نوحهخوانان»، «تاثیر معنوی ماه رمضان»، «احساس ریشهدار در حماسۀ کربلا و شهادت امیر مومنان»، «تاثیر کلّی روحانیت»، «سازماندهی سنتیِ مسجد-محور» و … .
این نظمِ فرهنگیِ نهادینهشدۀ تاریخی را چگونه تحلیل میکنید؟ به خصوص در شرایطی که احتمال قطع دسترسی به شبکههای ارتباطی جدید وجود دارد؟
حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی پور:
جامعهای که از پیشینۀ تاریخی و تمدنی عظیمی برخوردار است و این پیشینه ریشه در علم دارد، فرهنگ خود را بر پایههای استواری بنا نهاده است. اگر فرهنگ را لایهبندی کنیم، به باورها، ارزشها، هنجارها و رفتار میرسیم. باورهای ما ریشه در برخی از علوم دارند، ارزشهای ما برخاسته از دستۀ دیگری از علوماند و هنجارها نیز به همین ترتیب؛ این پیوند، قوام فرهنگ را میسازد.
فرهنگ در دورههایی با چالشها و بحرانهایی روبهرو میشود؛ برای نمونه، دورۀ مغول، عصر غیبت صغری یا دورۀ کنونی که تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی غرب رخ داد و رسانه، تمام صحنههای اجتماعی ما را درنوردید. بحرانهای کلان تاریخی را میتوان فهرست کرد. هنگامی که با نگاه تاریخی به موضوع بنگریم، این احساس به ما دست میدهد که بحران فعلی، خطرناکتر از بحرانهای پیشین نیست. به گمان من، خطری که در عصر غیبت صغری جامعۀ شیعی را تهدید میکرد، به مراتب بیشتر از خطری بود که اکنون به لحاظ فرهنگی ما را تهدید میکند.
فرهنگی که ریشه در علم داشته باشد و باورهایش بر فلسفهای متقن استوار باشد، تجربۀ عبور از بحرانهای گوناگون را نیز در کارنامۀ خود دارد. در مواجهه با چالش و بحران جدید، یعنی رویارویی ما با غرب، نخست مبهوت شدیم، سپس شیفته گشتیم و آنگاه تلاش کردیم بفهمیم، نقد کنیم و خود را بازیابیم. اگر فرهنگ را بهسان انسانی مست در نظر گرفته شود، اندکی به چپ و راست متمایل میشود، اما از پا درنمیآید. آنگاه که به خودآگاهی برسد، آن پدیده را در خود هضم میکند.
بحث در سطح خُرد، به سواد رسانهای میانجامد، اما من میخواهم کمی کلانتر بحث کنم. سایر فرهنگهای اسلامی ـ برای نمونه کشورهای شاخ آفریقا، مصر، پاکستان، هند و نظایر آن ـ برخی غربگریز، برخی غربستیز و برخی غربگرا شدند. تنها فرهنگ شیعی بود که توانست انباشت و ذخیرۀ تاریخی و تمدنی خود را که مدتی شاید پنهان شده، اما هرگز فراموش نشده بود، دوباره به کار گیرد و این فضای جدید را در خود هضم کند.
فضای مجازی، شبکههای اجتماعی، رسانههای غربی، ماهوارهها و همۀ اینها، جامعۀ ما را با چالشی نو روبهرو ساخت. جامعۀ ما آزمونی تازه را پیش روی خود دید، آن را تجربه کرد و بازگشت. به نظر میرسد اکنون به سطحی از خودآگاهی رسیده است که میتواند این فضا را هضم کند و آن را با رویکردهای سنتی خود ـ مانند مسجدمحوری یا احیای سنتهایی چون شعر آیینی، موعظه و خطابه ـ ترکیب نماید و از فضای مجازی و فناوری بهمثابۀ ابزار بهره گیرد.
به باور من، این غلبه تنها در ایران ممکن بود و در سایر کشورهای اسلامی ممکن نبود. عامل اصلی این موفقیت، در کنار عوامل متعدد دیگری که میتوان دربارۀ آنها سخن گفت، همان غنای فرهنگی، تجربۀ تاریخی و مخیّلۀ اجتماعی وسیع ایرانیان است.
https://ihkn.ir/?p=46133
حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی پور: سایر فرهنگهای اسلامی در مواجه با غرب، برخی غربگریز، برخی غربستیز و برخی غربگرا شدند. تنها فرهنگ شیعی بود که توانست انباشت و ذخیرۀ تاریخی و تمدنی خود را که مدتی شاید پنهان شده، اما هرگز فراموش نشده بود، دوباره به کار گیرد و این فضای جدید را در خود هضم کند.






















نظرات