به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام و المسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نشست « بعثت مردم خوانش فقهی – سیاسی» که ۱۲ فروردین ماه به صورت مجازی برگزار گردید بیان داشت؛
در آیه ۱۱۰ سوره آلعمران آمده است: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ». بحث این است که شما بهترین امتی هستید که «أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»؛ یعنی برای مردم بیرون فرستاده و مبعوث شدهاید و وظیفه شما امر به معروف، نهی از منکر و ایمان به خداست.
عمدتاً بعثت را با بعثت پیامبران از جانب خداوند میشنویم، اما در برهه اخیر این تعبیر در ادبیات امام شهید بیشتر جلوهگر شده است. دیدیم که بعثت مردم رخداد و مردم با اهتمام، جدیت، شور و شعور فراوان آمدند و مسئلهشان حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب و نظام بود.
چرا در این کشور، با وجود تمام مشکلاتی که میبینیم، مردم به میدان میآیند، حمایت میکنند و خواستار استمرار و بقای نظام هستند؟
در پاسخ باید از یک جهت بررسی کرد که پیش از این نظام چه وضعیتی حاکم بود که مردم میل به بازگشت به آن ندارند و از چه چیزی نگرانند که اگر این نظام نباشد، چه نظامی جایگزین خواهد شد و جایگاه مردم در آن کجاست؟ وقتی مردم به صورت دائمی با شور و نشاط به مقولهای اقبال نشان میدهند، طبیعتاً تصادفی نیست. ما با نظامی مواجهیم که مردمش به پیروزی انقلاب اکتفا نکردند و حدود چهل و هفت سال پیاپی تاسیس انقلاب اسلامی را جشن میگیرند. چنین پدیدهای را در جهان سراغ نداریم که انقلابی اینقدر مردمی و مردمبنیاد باشد. با همه مشکلاتی که بر انقلاب تحمیل شده – از جنگ و تحریم و توطئه و اغتشاش و کودتا – عملاً مردم پای کار هستند و از آن صیانت میکنند. چرا؟ چرا مردم نمیروند سراغ زندگیشان و به این امور کاری نداشته باشند؟ چرا مردم پای این نظام ایستادهاند و در برابر تهدیدها از آن دفاع میکنند؟ آیا تصادف است یا منطق پیشینی بر آن حاکم است؟
نکته مهم این است که انقلاب اسلامی بر یک منطق استوار است: «مردمسالاری دینی». در رژیم سابق، رأی مردم، جایگاه مردم و حضور حقیقی مردم وجود نداشت. حضور تشریفاتی بود بر همین اساس هم مردم اقبالی نشان نمیدادند. نظامی مبتنی بر شاهنشاهی حاکم بود؛ کسی پادشاه میشد، بیآنکه ویژگی یا کارکرد مشخصی داشته باشد. جز اینکه پدرش پادشاه بوده است. مردم چه تأثیری در این جریان داشتند؟ هیچ. نکته مهمتر اینکه چه شایستگیای وجود داشت؟ چه کسی فرد را به این منصب گمارد؟ خارجی. آیا این نظام برای مردم کرامت و عزت به ارمغان میآورد؟ میبینیم که اینگونه نبود. جنگهای آن دوران نشان میدهد که این پادشاهیها سریع از کشور فرار میکردند و همان بیگانه و دشمن ملت، آنها را دوباره تثبیت میکرد؛ با پول، سلاح و فشار بیگانه. حتی اگر قراردادی در کشور بسته میشد، پادشاه در آن دخیل نبود و راهش هم نمیدادند.
انقلابهای جهان معمولاً با حضور نصفهنیمه مردم همراه است، اما اینکه آیا تداوم مییابند؟ تاریخ نشان میدهد اینگونه نبوده و کارگزاران پس از انقلاب، مردم را به حاشیه راندند. اما در انقلاب اسلامی، از پیدایش تا امروز، مردم محور بودهاند. جنگ شد – مردم بودند. تحریم اقتصادی شد – مردم بودند. کودتا شد – مردم بودند. فتنه شد – مردم بودند. مردمی که انقلاب را از خود میدانستند. مردم آمدند و انتخاب کردند. حتی رهبر انقلاب که نایب ولیامر است، باز نمایندگان مردم در خبرگان رهبری در تعیین و نظارت بر او نقش دارند. این ولی فقیه از مردم است، با مردم است، از جنس مردم است و زندگیاش مانند مردم است.
منطق مردمسالاری دینی فقط به خوشاخلاقی ولی فقیه با مردم خلاصه نمیشود. این منطق میگوید: اگر حاکمی قرار است بر امور جامعه حکمرانی کند، باید شایسته، حکیم، دلسوز و عادل باشد؛ یعنی به کار مردم بیاید. نکته مهمتر اینکه باید مقبول مردم باشد، در راستای منافع مردم حرکت کند، از منافع مستضعفان و مظلومان حفظ کند و از مظلوم در برابر دشمن دفاع کند.
استقبال مردم از ورود امام خمینی به ایران و تشیع باشکوه ایشان همچنین تشیع باشکوه سردار سلیمانی و … نشان دهنده این نکته است که مردم رهبر و مسئولان نظام را از خود می دانند.
بنابراین مردمسالاری دینی در برابر نظام پادشاهی گذشته قرار میگیرد؛ نظامی که ملت آن را نپذیرفت. در جنگ تحمیلی اخیر دیدیم که سرداران با خانوادههایشان به شهادت رسیدند و هیچکدام فرار نکردند. رهبرمان نیز همانند سایر مردم بود.
مردمسالاری دینی یعنی حاکمیت مردم بر اساس ارزشها در راستای رفاه، آسایش و حق مردم. اکنون اگر مردم پای کار میآیند، برای آن است که چه نظامی روی کار نیاید؟ نظامی که شایستگی را برنمیتابد، نظام زور و سلطه و استکبار است. مردم در این سالها عزت داشتن را آموختند، با رهبرانشان کریمانه زیستن را آموختند، زیر بار ظلم نرفتن را آموختند، استقلال خود و مرزهایشان را نفروختن را آموختند.
معجزه این مردم آن بود که در طول آن شصتوچند روز (پس از شهادت رهبر پیشین) آمدند تا عرصه را برای شبزدگان فتنهگرِ جانی خالی نگذارند؛ کسانی که در آن ایام فتنه، بسیاری از مردم را به شهادت رساندند.
منطق مردمسالاری دینی این است: خداوند با مردم طرف حساب است. «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». باید مردمی بیایند و به سوی خیر دعوت کنند. مردم طرف حساباند؛ فلاح و رستگاری همین است. خداوند خطاب میکند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ». اگر یاری کنید، اگر پای کار باشید، اگر مقاومت کنید، اگر دین خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا». آنان که ایمان آورده و کار شایسته کردهاند، خدا برایشان آسایش به ارمغان میآورد.
اینها سنت الهی است. سنت الهی میگوید: خداوند مردمی که دنبال کریمانه زیستن، دنبال حق و حقیقت، دنبال استکبارستیزی و در یک کلام، مقاومت را سرلوحه کار خود قرار دادهاند، برایشان امنیت و آسایش میآورد. مردمی که امامشان را تنها نگذاشتند و به او وفادار ماندند، این سنت الهی شامل حالشان میشود؛ سنت الهی یعنی پیروزی و نصرت در سایه خداوند.
این منطق بر مردم حاکم بود و بعثت مردم برای برونرفت از رژیم سابق، برای حفظ این نظام، برای انتقام از خون امام شهید و برای استمرار این نظام، بعثتی است از جانب خداوند؛ مبتنی بر رفتار و استقامت مردم و انشاءالله به فلاح و پیروزی آنان منجر خواهد شد.
لذا این حضور مردم، فارغ از کارکردهای روانی و احساسی ناشی از دشمن ستمگر و به شهادت رسیدن امام شهیدمان، مبتنی بر سنتی الهی است که خداوند بر اساس آن، با ولایت خود در دل مردم تصرف میکند، آنان را برای پیروزی جبه حق به میدان میآورد. این مردم، مانند قوم یهود نیستند که به خدا بگویند: تو و موسی بروید و بجنگید، ما اینجا نشستهایم «إِنَّا هیهُنا قاعِدُونَ».
https://ihkn.ir/?p=45840
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بازخوانی آیه ۱۱۰ سوره آلعمران، نظریه «بعثت مردم» را بهعنوان سنتی الهی در تثبیت و استمرارانقلاب اسلامی تبیین کرد و گفت: خداوند افزون بر مأموریت هدایتبخشی پیامبران، «امت» را برای توسعه دین مبعوث میکند. وی حضور چهلوهفتساله مردم در صحنه را نه یک واکنش احساسی، که تحقق «مردمسالاری دینی» در برابر نظام سلطنتی ارزیابی نمود و بر تمایز انقلاب اسلامی با سایر انقلابهای جهان از حیث استمرار مشارکت مردمی تأکید کرد.






















نظرات