به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین مهدی احمدی، پژوهشگر حوزۀ فقه نظام، مقالهای اختصاصی با عنوان «بررسی فقهی و قرآنی ابعاد نبرد با دشمن؛ با تأکید بر صیانت از مقدسات و اماکن عبادی» برای پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح نگاشت. بر اساس این پژوهش فقهی، دفاع از اماکن مقدسه در منطق قرآن، فراتر از مرزهای جغرافیایی است و با استناد به آیۀ ۴۰ سورۀ حج، صیانت از مسجدالاقصی و حرمهای مقدس واجبی شرعی و همگانی است.
مقدمه: تنوع ابعاد و سطوح تقابل با دشمن
موضوع نبرد با دشمن را میتوان از زوایای مختلفی مورد واکاوی قرار داد؛ زوایایی که هر یک به فراخور ماهیت خود، اقتضائات، شرایط و احکام فقهی و حقوقی خاصی را میطلبد. به عنوان نمونه، گاهی تقابل با دشمن از زاویۀ «نقض تمامیت ارضی» یک کشور صورت میپذیرد. در این نوع نبرد، مواضع سیاسیون، احزاب، نخبگان و نیروهای نظامی، تفاوت بنیادینی با زمانی دارد که دشمن قصد دستاندازی مستقیم به مرزهای جغرافیایی را ندارد، بلکه در صدد استحاله و از بین بردن یک فرهنگ، یا حذف یک جریان و گروه خاص در یک کشور است (اگرچه ممکن است برای دستیابی به این هدف فرهنگی یا سیاسی، در مواردی دست به نقض تمامیت ارضی نیز بزند).
در هر یک از این سناریوها، نوع موضعگیریها و استراتژیهای دفاعی متفاوت است؛ هرچند ممکن است در مواردی دارای قدر متیقن و مشترکاتی نیز باشند. برای مثال، قاعدۀ عقلی و شرعی «دفاع مشروع» ایجاب میکند که اگر دشمن به سمت شما شلیک کرد، متقابلاً برای دفاع از خود چارهای جز شلیک و اقدام متقابل نداشته باشید. اما در سطح کلان، اگر هدف دشمن نقض تمامیت ارضی و اشغال کشور باشد، اقتضای نبرد آن است که در صورت لزوم، تمامیت ارضی کشور متخاصم نیز نقض شده و مناطقی از آن به تصرف درآید. این در حالی است که اگر قصد دشمن صرفاً مبارزه با یک فرهنگ یا یک جریان خاص باشد، اقتضای نبرد تغییر کرده و در این کارزار، باید میدان دیپلماسی، نخبگان فرهنگی و رسانهای بسیار فعالتر و هوشمندانهتر عمل نمایند.
تبیین اصولی مسأله؛ تناسب «موضوع» و «حکم»
اکنون در بحبوحۀ نبرد با دشمن صهیونی-آمریکایی، این پرسش بنیادین مطرح است که ورود به نبرد نظامی با آنان از چه زاویه و دیدگاهی توجیه و تبیین میشود؟ آیا این تقابل صرفاً به جهت نقض تمامیت ارضی، ترور نخبگان، فرماندهان و رهبر مقتدر و مظلوم ایران عزیز است؟ یا جهات و اسباب دیگری نیز در این نبرد متصور است که بر اساس آنها، زاویۀ نبرد و نوع کنشگری در میدانهای نظامی، دیپلماسی، فرهنگی و اقتصادی متفاوت خواهد شد؟
برای درک بهتر و علمیتر این مطلب، باید به این قاعدۀ مسلم در علم «اصول فقه» تمسک جست که: «هر شرطی جزای خود را میطلبد و هر موضوعی، حکم مربوط به خود را اقتضا میکند». به عبارت دیگر، در فقه اسلامی، احکام تابع عناوین و موضوعات خود هستند (الاحکام تابعه للموضوعات). بنابراین، هر دلیلی که بر وجوب نبرد با دشمن دلالت دارد، اقتضائات خاص خود را ایجاد میکند و باید متناسب با همان دلیل رفتار شود. نمیتوان ادعا کرد که چون به یک دلیل خاص (مثلاً دفاع از مرزها) در حال نبرد هستیم، پس دلایل دیگر (مانند دفاع از مقدسات) کارآیی نداشته یا نباید اقتضائات آنها را رعایت نمود.
بر این اساس، نبرد ایران با دشمن صهیونی-آمریکایی از زوایای متعدد ذیل قابل توجه و بررسی است:
- نقض تمامیت ارضی و دستاندازی به منافع ملی.
- نقض حقوق بشر، نسلکشی مسلمانان و وجوب شرعی «دفاع از مظلوم» به ویژه مسلمانان.
- تخریب باورهای ملی و هویتی از طریق جنگ شناختی و ابزارهای رسانهای و غیررسانهای.
- نقض مکرر معاهدات و قراردادها؛ (بر اساس فقه اسلامی، در صورت نقض عهد از سوی «کفار معاهد» – کافرانی که با مسلمانان پیمان صلح دارند – و همچنین تلاش آنها برای تنقیص و تضعیف مسلمانان و حمایت از دشمنان اسلام، جهاد واجب میگردد).
- ایجاد آشوب، ناامنی و اغتشاش از طریق تحریک عوامل و شبکههای نفوذ داخلی.
- اعمال تحریمهای ظالمانۀ اقتصادی، علمی و فناوری (تروریسم اقتصادی).
موارد فوق، اسبابی هستند که هر یک به فراخور ماهیت خود، نیازمند نوع خاصی از جبههگیری و آرایش جنگی در برابر دشمن بوده و لوازم مختص به خود را میطلبند.
صیانت از مقدسات؛ عنوانی مستقل در وجوب جهاد
یکی از مواردی که گاه در تحلیلهای کلان از آن غفلت ورزیده شده و اشتباهاً در ذیل موارد سابق (مانند دفاع از مرزها) گنجانده میشود، بحث «تخریب اماکن مقدس و عبادی نظیر مساجد» است. این عنوان در فقه و منطق قرآنی، یک «عنوان مستقل» است و نباید به عنوان یک زیرمجموعه تقلیل یابد؛ چرا که خدای متعال این مهم را به طور کاملاً مستقل و با لحنی تأکیدآمیز مورد توجه قرار داده است:
«الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیز.» (حج/ ۴۰)
«همان کسانى که به ناحق از خانههایشان اخراج شدند [و گناهى نداشتند] جز اینکه مىگفتند: پروردگار ما خداست؛ و اگر خدا بعضى از مردم را با بعضى دیگر دفع نمىکرد، صومعهها، کلیساها، کنیسهها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مىشود، ویران مىگردید؛ و قطعاً خدا به کسى که [دین] او را یارى مىکند، یارى مىدهد، چرا که خدا سخت نیرومند و شکستناپذیر است.»
این آیه، از جمله آیات محوری است که بر وجوب جهاد دلالت دارد. اما نکتۀ ظریف و علمی اینجاست که در قرآن کریم آیات دیگری نیز با مضامین جهاد وجود دارد که هر یک ناظر به شرایط خاصی است. به عنوان مثال خداوند در جای دیگر میفرماید:
«فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَهَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا یَشاءُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمین.» (بقره/ ۲۵۱)
«پس آنان را به اذن خدا شکست دادند، و داوود جالوت را کشت، و خداوند به او پادشاهى و حکمت ارزانى داشت، و از آنچه مىخواست به او آموخت. و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نمىکرد، قطعاً زمین تباه مىگردید، ولى خداوند نسبت به جهانیان تفضل و احسان دارد.»
یا در خصوص برخورد با پیمانشکنان و خائنان میفرماید:
«الَّذینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فی کُلِّ مَرَّهٍ وَ هُمْ لا یَتَّقُونَ. فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ. وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَهً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنینَ.» (انفال/ ۵۶- ۵۸)
«همان کسانى از آنان که با ایشان پیمان بستى، ولى هر بار پیمان خود را مىشکنند و [از خدا] پروا ندارند. پس اگر در جنگ بر آنان دست یافتى، با [عقوبتِ] آنان، کسانى را که در پى ایشانند تارومار کن، باشد که عبرت گیرند. و اگر از گروهى بیم خیانت دارى، [پیمانشان را] به سوى آنان بینداز [و لغو کن] تا همه برابر شوید، که خدا خائنان را دوست ندارد.»
و در مقابل، دربارۀ پایبندی به معاهدات میفرماید:
«إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقین.» (توبه/ ۴)
«مگر آن مشرکانى که با آنان پیمان بستهاید و چیزى از [شرایط] پیمان شما نکاستند و هیچ کس را بر ضد شما یارى نکردند. پس پیمانشان را تا پایانِ مدّتشان تمام کنید، که خدا تقواپیشگان را دوست دارد.»
تنوع اسباب جهاد و اقتضائات آن
پرسش اساسی این است: آیا بین این اوامر قرآنی در باب جهاد و نبرد تفاوتی وجود ندارد؟ آیا همۀ آنها با یک رویکرد واحد به جهاد نگریستهاند یا هر یک بیانگر «علت و سببی» مجزا برای تشریع جهاد است؟
بررسی دقیق قرآنی نشان میدهد که هر یک از این آیات، «سبب» مستقلی را برای جهاد عنوان میکند و بر مؤمنین واجب است که با پدیدار شدن هر یک از این اسباب، به جهاد برخیزند. با این وجود، مفهوم «جهاد» یک مفهوم عام و کلی است و در مقام عمل، هر یک از این اسباب، نبردِ متناسب با مقتضای خود را میطلبد.
– به عنوان مثال، در شرایطی که صرفاً «ترس و احتمال خیانت» دشمن (بیم خیانت) وجود دارد و هنوز اقدام عملی و نظامی صورت نگرفته است، مقتضای نبرد آن است که میدان دیپلماسی در بالاترین سطح فعال باشد و میدان نظامی صرفاً در حالت آمادهباش کامل قرار گیرد (بازدارندگی).
– اما زمانی که نقض عهد و تجاوز عملی از سوی دشمن بر مسلمین وارد شود، یا کفار معاهد به پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی از دشمنان اسلام بپردازند (حتی اگر مستقیماً وارد عرصۀ نظامی نشوند)، نوع کنشگری و نبردِ مسلمانان تفاوت ماهوی با حالتِ صرفِ «احتمال خیانت» خواهد داشت.
جایگاه تکوینی و تشریعی اماکن مقدس در دفع فساد
در خصوص آیۀ مورد بحث (حج/ ۴۰)، باید تصریح کرد که یکی از اسباب قطعیِ وجوب جهاد، زمانی است که اماکن مقدس و عبادی در معرض تهدید، هتک حرمت و نابودی قرار گیرند. دلیل این حکم روشن است: اگر این تخریب فراگیر شود، دیگر پایگاه و مکانی برای ابلاغ ارزشهای الهی و انسانی و نشر معالم دین باقی نخواهد ماند و نتیجۀ محتوم آن، اضمحلال دین و تسلط سکولاریسمِ الحادی خواهد بود.
این رویکرد، در روایات تفسیری اهل بیت (علیهمالسلام) نیز با نگاهی عمیق مورد تأیید قرار گرفته است. چنانکه در تفسیر آیۀ شریفۀ «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ…» (بقره/ ۲۵۱) روایتی نقل شده است که نشانگر تأثیر وضعیِ عبادات و اماکن عبادی در حفظ امنیت و بقای جوامع است:
«فانه حدثنی ابی عن ابن ابی عمیر عن جمیل قال قال ابو عبد الله ع ان الله یدفع بمن یصلی من شیعتنا عمن لا یصلی من شیعتنا، و لو اجمعوا علی ترک الصلاه لهلکوا، و ان الله یدفع بمن یزکی من شیعتنا عمن لا یزکی من شیعتنا و لو اجمعوا علی ترک الزکاه لهلکوا، و ان الله لیدفع بمن یحج من شیعتنا عمن لا یحج من شیعتنا و لو اجمعوا علی ترک الحج لهلکوا، و هو قول الله «و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض.».» (تفسیر القمی، ج ۱، ص ۸۳)
«امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: همانا خداوند به واسطه آن دسته از شیعیان ما که نماز میخوانند، بلا را از شیعیانی که نماز نمیخوانند دفع میکند، و اگر همه بر ترک نماز اتفاق میکردند هلاک میشدند. و خداوند به واسطه شیعیانی که زکات میدهند، بلا را از آنان که زکات نمیدهند دفع میکند و اگر همه زکات را ترک میکردند هلاک میشدند. و خداوند به واسطه شیعیانی که حج میگزارند، بلا را از کسانی که حج نمیروند دفع میکند و اگر همه حج را ترک میکردند هلاک میشدند؛ و این است معنای کلام خداوند که فرمود: و اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمیکرد… .
بر اساس این منطق، حتی اگر منافع مادی، ملی و مذهبیِ کلان در یک کشور در خطر نباشد، اما صرفاً «یک مسجد» با وصفی که در آیه آمده در معرض تهدید و تخریب قرار گیرد، جهاد برای حفظ آن واجب است. حفظ این اماکن در واقع مصداق بارز «نصرت دین خدا» است و وعدۀ تخلفناپذیر الهی این است که هرکس در این مسیر گام بردارد، مشمول نصرت الهی خواهد شد (وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ).
بررسی فقهی-مفهومی اماکن مقدس در آیۀ ۴۰ سورۀ حج
برای تبیین دقیقتر فقهی، پاسخ به دو پرسش کلیدی در خصوص اماکن نامبرده شده در آیه ضروری است:
پرسش اول: آیا اماکنی که در آیه ذکر شدهاند (صوامع، بیع، صلوات، مساجد) از نظر مفهومی و کارکردی یکسان هستند یا با یکدیگر تفاوت دارند؟
پاسخ: این اماکن از منظر مفهومی و کارکردی و همچنین به لحاظ تاریخی با یکدیگر متفاوت هستند. هر یک متعلق به شریعت و دورهای خاص بوده و کارکرد عبادی مختص به خود را داشتهاند (دراسه عن المسجد علی ضوء القرآن الکریم، ص ۵۵- ۵۶).
پرسش دوم: آیا وجوب جهاد به صورت مطلق برای حفظ همۀ این اماکن ثابت است؟ یا اینکه این وجوب، مشروط به ویژگیهای خاصی است که در صورت فقدان آن ویژگیها، گرچه ممانعت از تخریب آنها لازم است، اما به سرحد «وجوب جهاد نظامی» نمیرسد؟
پاسخ: طبق نص صریح آیه که با عبارت (یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً) مقید شده است، صفتِ «یاد کردنِ بسیارِ نام خدا» در این اماکن کاملاً «موضوعیت» دارد (در اصطلاح اصول فقه، این قید، یک قید احترازی است). یعنی تنها در صورتی که این اماکن مقدس واجد این پویایی و ذکر کثیر باشند، وجوب جهاد و دفاع از آنها ثابت است. اما اگر این ویژگیِ حیاتی در آنها یافت نشود (مانند برخی از مساجد متروکه که تنها در پارهای از ساعات روز باز هستند یا صرفاً در برخی از ایام سال مورد استفاده قرار میگیرند)، برای دفاع از چنین مساجدی حکم «وجوب جهاد به معنای خاص» بار نمیشود؛ هرچند از نظر فقهی، تخریب و هتک حرمت آنها قطعاً «حرام» است و باید تا حد امکان از این عمل ممانعت به عمل آید (دراسه عن المسجد علی ضوء القرآن الکریم، ص ۵۶- ۵۹).
شمولیت حکم دفاع نسبت به سایر اماکن مقدس و اعتاب مقدسه
پرسش مهم دیگری که مطرح میشود این است که: آیا وجوب جهاد و دفاع، محصور و منحصر به همین چهار مکان نامبرده شده در آیه است؟
با عنایت به مبانی فقهی و اصولی (از جمله تنقیح مناط)، پاسخ منفی است. دفاع از هر مکان مقدسی که ویژگی «یاد کردن بسیار نام خدا» در آن محقق باشد واجب است، حتی اگر از نظر اصطلاحی به آن «مسجد» نگویند. همانطور که بیان شد، اماکن یاد شده در آیه، نمادهایی از معابد در ادوار مختلف هستند. در جای خود اثبات شده است که «مسجد» قبل از همۀ این اماکن و در تمامی اعصار و قرون وجود داشته است. این اماکن بر اساس نیازهای هر عصر به وجود آمدهاند؛ لذا ذاتا خصوصیتی در اسامی آنها نیست، بلکه «حیثیت قدسی و هدایتگری» آنها که ناشی از «ذکر کثیر خداوند» است، موضوعیت دارد.
نتیجۀ این بحث فقهی آن است که اگر در دورههای بعد، اماکنی با نامهای جدید (مانند حسینیه، زینبیه، مهدیه و…) تأسیس شدند که کارکردی مشابه داشته و پایگاه توحید و هدایت بودند، در صورت قرار گرفتن در معرض تهدید دشمن، جهاد برای حفظ آنها نیز واجب خواهد بود. مصداق اتمّ و اکمل این قاعده، «وجوب جهاد برای دفاع از اعتاب مقدسه» نظیر حرم مطهر سیدالشهدا (علیهالسلام)، حرم حضرت زینب (سلاماللهعلیها) و بقیع است. هرچند با استناد به ادلۀ بیرونیِ فقهی، مسجد دارای احکام خاص و ویژگیهای منحصربهفردی است، اما در این آیۀ شریفه، حیثیات خاص مسجد مد نظر نیست، بلکه جایگاه هدایتگری، انسانسازی و حیثیت قدسیِ آن است که حکمِ وجوبِ دفاع را به دنبال میآورد.
مسجد الاقصی؛ نقطۀ پرگار در کارزار کنونی
با کاربست این مبانی قرآنی و فقهی در شرایط حاضر، روشن میشود که در نبرد کنونی بین ایران عزیز و محور مقاومت با دشمن صهیونی-آمریکایی، یکی از اصلیترین اسباب وجوب جهاد، «دفاع از مسجد الاقصی» است. این مکان مقدس که اولین قبلۀ مسلمانان بوده و مورد احترامِ تمامی شرایع ابراهیمی است، همسنگ با مسجدالحرام و مسجدالنبی، واجد بالاترین سطح از حیثیت قدسی و هدایتگری است که حفظ و صیانت از آن، تکلیفی شرعی و قطعی میباشد.
– در این جهاد مقدس، تنها اکتفا کردن به ابزارهای نظامی یا دیپلماسی کلاسیک کافی نیست. از آنجا که این مسجد، قبلۀ اول مسلمین و نقطۀ اشتراک موحدان جهان است، لازم است تا دفاع از آن به مثابۀ یک «واجب عینی» تلقی شده و آحاد مردم در حد استطاعتِ خود در این مسیر گام بردارند.
– نخبگان فرهنگی: وظیفه دارند با شبکهسازی و ارتباط با نخبگان جوامع و ملل دیگر، افکار عمومی جهان را برای حراست از این مکان مقدس بیدار و همسو کنند.
– مقامات سیاسی: رسالت دارند در عرصۀ دیپلماسی بینالمللی فعال شده و با ایجاد ائتلافها، سایر دولتها را برای اعمال فشار همهجانبه بر رژیم غاصب و جنایتکار صهیونیستی به منظور بازداشتن از تعرض به این مکان مقدس همراه سازند.
– نیروهای مسلح: مکلفاند به فراخور شرایط میدانی و استراتژیک، اقدامات کوبنده و بازدارندۀ نظامی را در دستور کار قرار دهند.
در این میان، آن اقدام حیاتی که از عهدۀ عموم مردم ساخته است و ضریب نفوذ و اثرگذاری بیبدیلی در معادلات جهانی دارد، «حضور آگاهانۀ آحاد ملتها در راهپیمایی روز جهانی قدس» است؛ همان سنت حسنه و راهبرد الهی که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، آن را پایهگذاری کردند تا مسألۀ فلسطین و صیانت از اماکن مقدسه، همواره در صدر مطالبات جهان اسلام زنده بماند.
https://ihkn.ir/?p=44944
بر اساس این پژوهش فقهی، دفاع از اماکن مقدسه در منطق قرآن، فراتر از مرزهای جغرافیایی است و با استناد به آیۀ ۴۰ سورۀ حج، صیانت از مسجدالاقصی و حرمهای مقدس واجبی شرعی و همگانی است.






















نظرات