به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از خبرگزاری اجتهاد؛ رویداد علمی نیمروزه «رشته فقه تعلیم و تربیت حوزه علمیه خراسان؛ ضرورت و ظرفیت» با حضور حجتالاسلام والمسلمین ابوالقاسم مقیمیحاجی معاون علمی حوزههای علمیه کشور و حجتالاسلام والمسلمین مهدی رضایی معاون علمی حوزه علمیه خراسان در مرکز تخصصی آخوند خراسانی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.
افقهای نو در فقه تربیت: ظرفیتهای حوزه علمیه خراسان
حجتالاسلام هادی عجمی، دبیر جلسه، طی سخنانی اظهار داشت: چند سال است که به همت اساتید پیشگام، حلقههای مطالعاتی در حوزه فقه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه خراسان تشکیل شده است. چشمانداز این حرکت آن است که انشاءالله این رشته بهصورت رسمی با عنوان «فقه تعلیم و تربیت» در نظام آموزشی حوزه علمیه جای گیرد. در این مسیر، از تجارب پیشین رشتههای مشابه در حوزههای علمیه کشور بهرهمندی خواهد شد.
از سال ۱۴۰۲، گروهی متشکل از اساتید فقه و اصول، تعلیم و تربیت، روانشناسی، اخلاق اسلامی و علوم تربیتی، سندی را تدوین نمودهاند. اصلاحاتی از سوی مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان اعلام شد که در آن اعمال و بازارسال شد. انشاءالله به تأسیس رسمی این رشته در حوزه علمیه خراسان منتهی گردد.
موضوع اصلی این جلسه بر دو محور استوار است: یکم؛ ضرورت تأسیس رشته فقه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه خراسان و دوم؛ ظرفیتهای موجود برای راهاندازی و اداره آن. این بررسی هم وضعیت کنونی حوزه علمیه خراسان را مد نظر دارد و هم برنامههای در حال تحول و تکمیل نظام آموزشی آن را. از اینرو، از یک سو با حضور جناب استاد رضایی، معاون علمی حوزه خراسان و از سوی دیگر با حضرت استاد مقیمی حاجی با پشتوانه حدود سه دهه تجربه در این رشته یا عناوین مشابه همچون فقه تربیتی در حوزههای علمیه قم و تهران بهرهمند هستیم.
در کنار این دو محور اصلی، به منظور نشان دادن ظرفیت موجود در حوزه علمیه خراسان، نمایندگان دو حلقه فعال این عرصه گزارشی از فعالیتهای انجامشده ارائه خواهند داد. همچنین از محصولات علمی و آموزشی تولیدشده در این مسیر رونمایی به عمل خواهد آمد تا نشان دهد این جریان پیشتر در حوزه علمیه خراسان آغاز شده، پیشرفت یافته و انشاءالله استمرار خواهد یافت.
مقدمات و ظرفیتهای تأسیس رشتههای تخصصی جدید در حوزه علمیه خراسان
سپس حجتالاسلام والمسلمین مهدی رضایی معاون علمی حوزه علمیه خراسان در سخنانی با اشاره به مراحل ابتدایی گفتمانسازی و گفتگوهای مقدماتی پیرامون راهاندازی رشتههای جدید، توضیحاتی در این باره داد و گفت: پیش از آنکه برخی مراکز و مؤسسات آموزشی مجوز رسمی رشتهها را دریافت کنند، لازم است ابتدا به محتوای آموزشی، منابع کتابخانهای، اساتید متخصص و زیرساختهای لازم توجه شود. در فضای کنونی حوزه علمیه خراسان، مقدمات لازم تا حد قابل توجهی فراهم گردیده است: گفتمان موضوع شکل گرفته، آثار تألیفی متعددی منتشر شده و مطالعات متنوع و ارزشمندی در این زمینه انجام پذیرفته که شایسته تقدیر و سپاس است.
این روند، سیر طبیعی تأسیس رشتههای تخصصی در حوزه است؛ به این صورت که مؤسسات و مدارس علمیه با تشکیل انجمنهای علمی، حلقههای مطالعاتی و جلسات گفتگوی متمرکز، به تدریج به بررسی عمیقتر موضوع میپردازند؛ زیرا در فضای گفتمانی کمرنگ، آغاز کار اغلب با شتاب و رقابتگونه همراه است.
نظام جامع آموزش حوزوی، نظامی متشکل از حدود پانزده مؤلفه اصلی است که همگی در هماهنگی و انسجام با یکدیگر عمل میکنند؛ از جمله: سازوکار پذیرش، مقاطع تحصیلی، برنامههای درسی، رشتههای تخصصی، آموزش غیرحضوری، ارزشیابی اساتید، جذب و پرورش نخبگان، مدیریت امور مدارس، فناوریهای آموزشی، نظام خدمات و پرداختها، مشاوره تحصیلی و سایر عناصر مرتبط. یکی از مؤلفههای محوری و راهبردی این نظام، بحث «مقاطع تحصیلی» است که گستره وسیعی دارد.
نگاهی به تجربیات موفق و برنامههای راهبردی
در این راستا، ضروری است ابتدا سیر مطالعاتی و دوره زمانی هر مقطع را بهدقت تعریف کنیم و سپس محتوای آموزشی و سازوکارهای اجرایی را متناسب با آن ظرف زمانی طراحی نماییم. در حال حاضر، چهار نهاد اصلی در فضای حوزوی کشور، مقطع عمومی (سطح دو) را با اتمام دوره لمعه تعریف کرده و مدرک سطح دو اعطا مینمایند. این مقطع دارای ویژگیهای خاصی است؛ از جمله تأکید بر بانک مباحثه (بهویژه در میان طلاب برادر)، وجود مدارس شبانهروزی با کیفیت قابل قبول و توجیهپذیر، و غیره.
با این حال، بخش مرتبط با موضوع این نشست، مقاطع تخصصی سه و چهار پیوسته است. نگرشم به این ایده، نگرشی ایجابی و خوشبینانه است؛ هرچند چالشهایی نیز قابل تصور میباشد، اما منافع و فرصتهای ناشی از آن به مراتب بیشتر و تعیینکنندهتر است.
مقاطع ناپیوسته (گسسته) تجربهای است که خود ما در حوزه آن را بهخوبی آزمودهایم. به عنوان نمونه شخصی، در دهه هفتاد شمسی، گروهی از ما لمعه و دوره عمومی را به پایان رساندیم و سپس در رشتههای تخصصی (ادبیات عرب و کلام) وارد شدیم. در سال ۱۳۸۵، یازده نفر از ما فارغالتحصیل گردیدیم و همگی در آزمونهای مربوطه موفق ظاهر شدیم. اما به دلیل عدم تعریف ساختار پیوسته، بسیاری از افراد مستعد و علاقهمند پس از ورود به مسیرهای شغلی دیگر، دغدغه و انگیزه ادامه تحصیل را از دست دادند. اگر ساختار سه-چهار پیوسته از ابتدا تعریف میشد، در رشتههایی نظیر کلام، فقه و اصول، و ادبیات عرب، طی ده-پانزده سال گذشته میتوانستیم مجموعه قابل توجهی از فارغالتحصیلان سطح چهار تخصصی داشته باشیم.
در نظامهای آموزشی دانشگاهی کشور نیز، تجربه دکترای پیوسته (از دیپلم تا دکتری) در رشتههایی مانند پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی با موفقیت اجرا شده است. این نظام با پذیرش سختگیرانه اولیه، ارزیابیهای مستمر تکوینی و پایانی، و تأکید بر تولید مقاله و کرسیهای علمی همراه است و کمفروشی علمی در آن مشاهده نمیشود. در داخل کشور نیز شش-هفت رشته دکترای پیوسته از سطح دیپلم وجود دارد.
در برنامه راهبردی نظام جامع آموزش حوزه که به ما ابلاغ شده، برنامه درسی مقطع عمومی تدوین و اجرا گردیده است (سال گذشته در شش مدرسه و امسال در سیزده مدرسه). اما برای مقطع تخصصی (سه و چهار پیوسته)، هنوز وارد مرحله تدوین محتوای درسی نشدهایم. یکی از چالشهای پیش رو، مسئله مدرک و سطح علمی است که انشاءالله با همکاری کمیسیون مربوطه حل خواهد شد.
از مزایای اجرای مقاطع پیوسته (سه و چهار) میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تقویت هویت علمی و خطمشی مطالعاتی منسجم (به جای رویکرد جزیرهای)
- معنادارتر شدن مسیر تحصیلی در سطوح دو، سه و چهار
- نزدیکی بیشتر به تخصصگرایی عمیق و تمحض (تمرکز عمیق) در یک حیطه دانشی، همانگونه که در پژوهشگاهها تأکید شده است: عبور از تخصص سطحی و حرکت به سوی اجتهاد و تمحض در عرصه تخصصی
- چابکسازی فرایند تحصیل و کاهش هزینههای زمانی و آموزشی (با حذف آزمونهای جامع مکرر و دورههای انتظار طولانی)
- تنوعبخشی به نظام آموزش حوزوی (مشابه تنوع قالبهای آموزشی در رشتههای دانشگاهی مانند زبانشناسی)
- کاهش نرخ انصراف و عدم ادامه تحصیل پس از مقاطع میانی (فاصله چشمگیر میان فارغالتحصیلان ارشد و ورودیهای دکتری در نظام دانشگاهی، نمونهای از این چالش است)
- جذب مخاطبان خاص و جدی که آمادگی صرف زمان طولانی (هفت-هشت سال) و تمرکز بر حجم دانش متراکم را دارند
این رویکرد با سنت دیرینه حوزه نیز همخوانی دارد؛ جایی که آموزش بهصورت پیوسته و طولانیمدت در محضر استاد بزرگ، همراه با ارزشیابی تکوینی و جامع پروندهای پس از سالها حضور مستمر انجام میگرفت و سپس اجازه تدریس یا اجازات خاص صادر میشد.
گزارش فعالیت حلقه فقه نظام تعلیم و تربیت / مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد (ع)
سپس حجتالاسلام سید عباس موسوی، دبیر حلقه فقه نظام تعلیم و تربیت مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد (ع)، گزارشی ارائه داد و اظهار داشت: در دههٔ ۸۰ شمسی، هنگامی که نگاشتههای اولیه در حوزه فقه تعلیم و تربیت توسط حضرت استاد اعرافی شکل میگرفت، جزوات ایشان محور اصلی مباحث ما بود.
متأسفانه فقه تربیت از ابتدا با چالشهای تئوریک و کمبود شدید منابع انسانی مواجه بوده و عقبماندگی غیرقابل توجیهی در این عرصه وجود دارد. با وجود تأکید مکرر مقام معظم رهبری بر اولویت فرهنگ و نظام تعلیم و تربیت (بهویژه از دههٔ ۷۰ تا اواسط دههٔ ۸۰)، اقدامات شایسته و بایسته بهطور کامل صورت نگرفت؛ هرچند تلاشهای فردی، گروهی و تیمی نوپا شده و در حال ثمردهی است.
تشکیل و فعالیت حلقه اجتهادی فقه تعلیم و تربیت
در همین راستا، حلقه اجتهادی فقه تعلیم و تربیت در مشهد توسط استاد مجتبی الهی خراسانی از چندین سال پیش در مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد (ع) تشکیل گردید. اکنون یکی از حلقههای فعال با همان پیشینه و تأکیدات مقدماتی، حلقه اجتهادی فقه تعلیم و تربیت است.
در حال حاضر ده نفر از فضلای نخبه مشهدی عضو ثابت این حلقه هستند. این عزیزان در دانشهای مرتبط با تعلیم و تربیت و مباحث مقدماتی اجتهادی تلاش میکنند تا دو خلأ اصلی را جبران نمایند: خلأ تئوریک (با ایجاد روند فزاینده در این عرصه) و خلأ منابع انسانی.
بر اساس طرح میانمدت پنجساله، انشاءالله به خروجی مطلوب دست خواهیم یافت؛ بهویژه در زمینه منابع انسانی. همانطور که استحضار دارید، فقه تربیت در سه سطح تلاش میکند: تربیت نفس، تربیت دیگران (متربی) و تربیت جامعه (نظام تربیتی) که انشاءالله نظام در پی خواهد داشت.
برنامه علمی ما در مدرسه بر چهار رکن اصلی استوار است:
۱. اصول فقه تخصصی: فضلا با شیوه بحث سامرایی (مطالعه، مباحثه و ارائه به استاد) مبانی اصولی را اتخاذ میکنند.
۲. فقه تخصصی تعلیم و تربیت: ورود اجتهادی به ابواب فقهی مرتبط با تربیت؛ از جمله احکام تعلیم، حقوق مربی و متربی، ولایت طفل، ولایت بر تربیت و مسائل متوقف در این حوزه.
۳. موضوعشناسی تخصصی: برای صدور حکم دقیق و حکمسازی، موضوعشناسی در دانش تعلیم و تربیت ضروری است. لذا به روانشناسی رشد، روانشناسی تربیتی، روانشناسی اجتماعی، فلسفه تعلیم و تربیت، مکاتب تربیتی، نظام مسائل تعلیم و تربیت و روششناسی تحقیقات بینرشتهای پرداخته میشود.
۴. مهارتهای تولید پژوهش: تأکید بر خروجی حلقه است. فضلای درس پس از تمحض و هدایت استاد، تحقیق و پژوهش میکنند و علاوه بر مقالات پژوهشی، به طرحهای سیاستی و تألیفات فاخر میپردازند تا خلأهای تئوریک جبران شود، ظرفیت منابع انسانی بالفعل گردد و محتوای مفید برای نظام تعلیم و تربیت کشور تولید شود.
روش اجرا در حلقه، همان شیوه سامرایی است: مطالعه، مباحثه و ارائه به استاد؛ نه تنها در اصول فقه، بلکه در فقه تخصصی و حتی در دانشهای مرتبط مانند روانشناسی (مانند کتاب هیلگارد که یکی از منابع زنده و مهم این رشته است). در سایر حوزههای دانشی نیز همین روش ادامه دارد تا ذاشنپژوهان بتوانند در هر حیطهای مطالعه و تحقیق کنند، چالشها را با استادی در مرتبه دانشیاری یا بالاتر به بحث بگذارند و نظر شخصی و تولید دانشی خود را داشته باشند.
خروجیهای مورد انتظار و تعهدات
آسیبشناسی وضعیت موجود نیز حتماً انجام میشود؛ زیرا بدون شناخت دقیق وضع موجود، حرکت به سمت وضع مطلوب ممکن نیست.
خروجیهای مورد انتظار و تعهد ما نسبت به اعضا عبارتند از: «پژوهشگر متخصص برای ارائه خدمت در پژوهشکدههای نظام»، «مدرس فقه تربیت در سطوح عالی حوزه»، «مشاور و طراح سیستم در نهادهایی مانند آموزش و پرورش» و «تولید منابع (تدوین کتاب و مقاله) برای جبران فقر منابع در فقه تربیت».
این حلقه در مدرسه فقاهت، حرکتی ویترینی نیست؛ تلاشی بنیادین و زیرساختی است برای پاسخگویی حوزه علمیه به نیازهای روز نظام اسلامی که سالها مورد غفلت قرار گرفته بود. هدف ما آن است که این کاستی با تلاش مجموعه به یک حرکت رو به جلو و فزاینده تبدیل شود.
موفقیت این طرح نیازمند توسعه کار و حمایتهای حوزوی (فردی و نهادی، صف و ستاد) است تا این تجربه نخست در مشهد به ثمر برسد. انشاءالله.
گزارش فعالیت حلقه فقه تعلیم و تربیت مرکز تخصصی آخوند خراسانی
در بخش دیگر، حجتالاسلام مهدی مرادیان، دبیر حلقه فقه تعلیم و تربیت مرکز تخصصی آخوند خراسانی، به معرفی و دستاوردهای آن پرداخت و گفت: «حلقه فقه تعلیم و تربیت» وابسته به مرکز تخصصی آخوند خراسانی، حدود چهار سال پیش فعالیت خود را آغاز کرد و در حال حاضر دارای ۲۰ عضو فعال است که در قالب چهار کارگروه سازماندهی شدهاند.
۱- کارگروه «منابع فقه تربیت»، یکی از کارگروههای فعال این حلقه است که زیر نظر استاد ارجمند حجتالاسلام مروی فعالیت میکند که از قدیمیترین کارگروههای حلقه به شمار میرود. تاکنون سه اثر از این کارگروه نهایی شده و دو اثر دیگر در مرحله ویرایش نهایی قرار دارند.
یکی از مهمترین خروجیهای این کارگروه، کتاب «ساختار فقه تعلیم و تربیت» است که انشاءالله بهزودی کرسی نقد آن برگزار خواهد شد. آثار دیگر شامل «عیون التربیه» و «صحیفه تربیت» هستند که در این دو اثر به تحلیل روایات تربیتی در منابع معتبر پرداخته شده و الحمدلله از کیفیت قابل دفاعی برخوردارند.
همچنین بخشی از «کافی شریف» در این کارگروه بررسی شده که البته هنوز در مراحل اولیه است. انشاءالله با نهایی شدن ساختار کلی، این کارگروه بتواند به هدف اصلی خود یعنی تدوین «وسائل الشیعه تربیتی» دست یابد و آن را در اختیار فعالان عرصه تعلیم و تربیت اسلامی قرار دهد.
۲- کارگروه دوم «ولایات بر تربیت» است که با هدایت استاد ارجمند الهی خراسانی فعالیت میکند. این کارگروه برای خود سه جلد کتاب برنامهریزی کرده است. جلد اول با عنوان «ولایات بر تربیت» (با تمرکز بر مفاهیم، مبانی و اولیای تربیت بهویژه خانواده) نهایی شده است.
۳- کارگروه سوم «فقه مدرسه» است که بهصورت مشترک با مدرسه فقاهت آل محمد (ص) فعالیت مینماید. سرگروه این کارگروه جناب حجتالاسلام آقای مالدار هست. این گروه نیز سه اثر طراحی کرده که جلد اول آن نهایی شده و هماکنون در مرحله ویرایش نهایی قرار دارد.
۴- کارگروه چهارم «فلسفه فقه تعلیم و تربیت» است که مسئولیت آن بر عهده جناب حجتالاسلام علیرضا دخانچی قرار دارد. این کارگروه نیز سه جلد برای مسیر خود برنامهریزی کرده که جلد اول آن با عنوان «شناخت فقه تربیت» نهایی شده است.
بهطور خلاصه، این چهار کارگروه، اصلیترین محورهای فعالیت حلقه فقه تعلیم و تربیت در چهار سال گذشته بودهاند.
علاوه بر خروجیهای مکتوب، نشستهای تخصصی متعددی با حضور اعضای حلقه برگزار شده است؛ نشستهایی منظم که هر دوشنبه به مدت چهار ساعت انجام میشود و اعضا در طول هفته نیز به فعالیت پژوهشی مشغول هستند. همچنین حدود ۱۲ نشست با حضور اساتید دیگر برگزار گردید تا به غنای آثار افزوده شود و مسیر پژوهش هموارتر گردد.
توسعه و طراحی رشته فقه تربیت در حوزههای علمیه
در نهایت، استاد ابوالقاسم مقیمیحاجی، معاون آموزش حوزههای علمیه کشور، پس از استماع گزارش حاضران، به تبیین و بررسی روند تصویب، طراحی و چالشهای رشته فقه، با تمرکز بر رشته فقه تربیت پرادخت و گفت: حوزههای علمیه به عنوان مراکز اصلی آموزش علوم دینی در ایران، نقش محوری در توسعه دانش فقهی ایفا میکنند. رشته فقه، به عنوان هسته مرکزی این آموزشها، با تأخیر نسبت به سایر رشتهها تصویب گردید.
تاریخچه تصویب و طراحی رشتههای فقهی
رشته فقه در حوزههای علمیه، الگویی متمایز از رشتههای غیرفقهی دارد. تصویب رسمی این الگو در سال ۱۴۰۲ صورت گرفت، که این تأخیر به دلیل نیاز به تطبیق با اصول سنتی حوزه بود. از آن زمان، طراحی رشتههای تخصصی شتاب گرفته است. در هفت تا هشت ماه اخیر، حدود ۵۶ رشته طراحی شده و کلیات برنامههای آنها در کمیسیون مراکز تصویب گردیده است. این رشتهها اکنون در مرحله تدوین سرفصلها برای ارائه به شورای گسترش قرار دارند.
برخی رشتهها مانند اقتصاد و تربیت، مراحل پیشرفتهتری را طی کردهاند. برای مثال، تصویب مدیریتی این رشتهها انجام شده و سرفصلهای آنها نگارش یافته است. این پیشرفتها نشاندهنده حرکت حوزه به سمت تخصصیسازی فقه برای پاسخگویی به نیازهای معاصر جامعه است.
رشته فقه تربیت به عنوان پیشگام فقههای تخصصی
رشته فقه تربیت یکی از نخستین رشتههای تخصصی در حوزه فقه محسوب میشود که توسعه آن بر پایه آثار استاد اعرافی و سایر متخصصان بنا نهاده شده است. بر اساس گزارشهای موجود، اولین مرکز اجرای این رشته، مرکز جامعه علوم اسلامی ولیعصر (عج) بود که به شیوه سنتی در مقطع سطح ۴ طراحی و اجرا گردید. به تدریج، مراکز دیگر به آن پیوستند و رشته شکل رسمی گرفت.
مرکز پژوهشی استاد اعرافی به عنوان نقطه شروع تحقیقاتی شناخته میشود، اما مرکز جامع علوم اسلامی پیشتاز در تبدیل آن به رشته آموزشی با دروس و سرفصلهای خاص بود. در نهایت، این رشته در مرکز مدیریت حوزه نیز تصویب گردید. این روند، الگویی برای گسترش سایر فقههای تخصصی فراهم کرده است.
نکات کلیدی و پیشنهادی
۱. نامگذاری رشته: نام پیشنهادی اولیه “فقه تعلیم و تربیت” است، اما بر اساس تعاریف موجود در جلدهای اول و دوم مبانی آقای اعرافی و منابع دیگر، تعریف عامی از تربیت ارائه میشود که تعلیم را به عنوان یکی از ساحتهای آن در بر میگیرد.
۲. نظام آموزشی قم و چالشهای سطحبندی: در نظام آموزشی قم، فقههای تخصصی عمدتاً در سطوح ۲ و ۳ وجود دارند، اما سطح ۴ به گرایشهای تخصصی اختصاص یافته است. دلایل این ساختار شامل استحکام پایههای فقهی و نیاز به درگیری در مراحل پیشرفته است. سه مرکز اصلی اجراکننده، جذب از مقطع چهارم را با پیششرطهای خارجی عمومی (۲ تا ۵ سال) انجام میدهند.
تجربه نشان میدهد که پیشنیازهای فقه و اصول عام برای ورود به نظریهپردازی ضروری است. بنابراین، تعریف سطوح ۴ و ۵ با پیوستهای پژوهشی پیشنهاد میشود.
۳. آمار و ریزشهای آموزشی: بر اساس آمار چند سال پیش، از حدود دو و نیم میلیون دانشجو در ایران، اکثریت در مقاطع کارشناسی و ارشد هستند و تمایل به دکتری کمتر است، زیرا افراد بر اساس نیاز جامعه در سطوح پایینتر مشغول میشوند. در حوزه، ریزش پس از سطح ۲ بیشتر است به دلیل مسائل مالی و تعقل. پیشنهاد پیوستگی سطوح ۲ و ۳ برای افزایش ماندگاری مطرح است.
بافت درسی سطح ۳ سنگین است و با انتظارات تخصصی دکتری همخوانی ندارد. در جهان، فوق لیسانس برای کار حرفهای طراحی شده، اما در ایران چالشهایی وجود دارد. دانشگاههای خارجی دکترای حرفهای پیوسته دارند و اپلای با فوق لیسانس دشوار است. در حوزه قم، مطالعات مقاطع پیوسته وجود ندارد و ریزشها نیاز به تعریف دقیق دارد (مانند رفتن به نقشهای اجتماعی بدون قطع ارتباط). طرح “امتداد” برای حفظ ارتباط با حوزه در مناصب اجتماعی پیشنهاد شده است.
۴. تجربیات اجرا: تجربه اجرای فقههای تخصصی نشاندهنده اثربخشی پیششرط خارجی عمومی است. در تهران، استاد رشاد سطح ۳ را با پیششرط اجرا کرد، اما کیفیت خروجی با پیششرطهای طولانیتر بهتر است. چالش اصلی، سطحبندی دانشی برای ورودیهای دانشگاهی بدون پیشنیاز است. ورود دیرتر با استحکام مبانی اصولی مؤثرتر ارزیابی میشود.
۵. الگوی طراحی رشته و نقدها: الگوی طراحی رشته فقه شامل سه دسته مباحث است:
- دروس موضوعشناسی دانشگاهی (مانند ادبیات علوم تربیتی)
- دروس مضاف به اسلام (مانند فلسفه تربیت اسلامی)
- فقههای تخصصی بر اساس روشها و ساحات.
برای رشتههای فقهی مرتبط با علوم انسانی، واحدهای مشترک مانند مبانی علوم انسانی غربی و علم دینی تعریف شده است. در سطح ۴ قم، با ۴۰ واحد، نیمی به فقه مستقیم اختصاص دارد و پیشنیازها از مقاطع قبل تأمین میشود.
نقد اصلی بر طراحی علوم تربیتی در ایران، روانشناسیزدگی آن است که در دانشگاههای جهانی رایج نیست. در دروس دانشی، باید به قرائتهای دیگر توجه کرد تا موضوعشناسی غنی شود. در عناوین فقهی، تربیت اعتقادی، عبادی، اخلاقی و اجتماعی (شامل جنسی) وجود دارد، اما تعلیم پررنگ نیست. پیشنهاد اضافه کردن تعلیم به عنوان بخشی اصلی با واحدهای اختصاصی (۴ واحد) مطرح است.
۶. ظرفیت رشته و چشمانداز آینده: ظرفیت رشته فقه تربیت بر اساس ادبیات موجود (آثار اساتید، مقالات و پایاننامهها) کافی است. دروس با روش نیمهاستدلالی یا محیطی اجرا میشوند و درس خارج سنتی جداگانه است. ظرفیت اجرا وجود دارد، گرچه گسترش مراکز نیاز به تربیت اساتید دارد.
نتیجه: رشته فقه تربیت به عنوان الگویی موفق، پتانسیل گسترش فقههای تخصصی را دارد. پیشنهادها شامل تغییر نام رشته، تقویت پیشنیازها و ادغام تعلیم در سرفصلها است. برای پیشرفت، نیاز به تحقیقات بیشتر در زمینه ریزشهای آموزشی و تربیت اساتید وجود دارد. این یافتهها میتوانند مبنایی برای سیاستگذاری حوزههای علمیه باشند. پیشنهاد میشود مطالعات مقایسهای با نظامهای آموزشی جهانی انجام گیرد تا کارایی افزایش یابد.
گفتنی است، در پایان این جلسه ارزشمند، که با حضور اساتید، فضلا و پژوهشگران حوزه فقه تعلیم و تربیت از چهار اثر علمی و فاخر «ساختار فقه تعلیم و تربیت (الهیکل التنظیمی للتربیه الاسلامیه: تفاصیلها و احکامها)»، «ولایت بر تربیت (جلد اول: مفاهیم و مبانی)»، «فلسفه فقه مدرسه (جلد اول: مفاهیم و مبانی)» و «فلسفه فقه تعلیم و تربیت (جلد اول: علمشناسی)» رونمایی شد.
https://ihkn.ir/?p=44685
رویداد علمی نیمروزه «رشته فقه تعلیم و تربیت حوزه علمیه خراسان؛ ضرورت و ظرفیت» با هدف بررسی راهاندازی رسمی این رشته تخصصی و با حضور شخصیتهای برجسته حوزوی در مرکز تخصصی آخوند خراسانی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.






















نظرات