به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، امیرمحمد اصفهانی، پژوهشگر حوزه مدرسه صالح، در یادداشتی تحلیلی برای اندیشکده رهیافت با تمرکز بر تحولات حکمرانی آموزشی، به افول مرجعیت مدرسه در نظام آموزشوپرورش ایران پرداخته و بازسازی نقش تربیتی مدرسه را در گرو توانمندسازی معلمان و طراحی تجربههای معنادار یادگیری میداند.
مدرسه در نظام آموزشوپرورش، صرفاً نهادی برای انتقال دانش رسمی نیست، بلکه یکی از بنیادیترین نهادهای فرهنگی در فرآیند جامعهپذیری، شکلدهی به هویت و معنابخشی به افقهای موفقیت فردی و جمعی است. از این منظر، مدرسه یکی از کانونهای اصلی حکمرانی فرهنگی و تربیتی محسوب میشود؛ جایگاهی که در ایران نیز در اسناد بالادستی، بهویژه سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، بهصراحت مورد تأکید قرار گرفته است (شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۹۰). با این حال، تحولات اجتماعی و فناورانه اخیر نشان میدهد که مدرسه بهتدریج جایگاه مرجع خود را در میدان آموزش از دست میدهد.
مطالعات حکمرانی آموزشی نشان میدهد که آموزش از الگوهای متمرکز و دولتمحور به سمت الگوهای چندسطحی و چندکنشگری حرکت کرده است؛ بهگونهای که مرجعیت یادگیری دیگر در انحصار مدرسه نیست، بلکه میان خانوادهها، پلتفرمهای دیجیتال، آموزشهای مهارتی و مسیرهای غیررسمی یادگیری توزیع شده است (Rodrigues et al., 2025) . در چنین فضایی، مدرسه ناگزیر وارد رقابتی پنهان برای جلب توجه، اعتماد و تعلق دانشآموزان میشود؛ رقابتی که اغلب با قواعد سنتی برنامه درسی و ساختارهای اداری قابل مدیریت نیست (Dumont & Ready, 2023). مسئله اصلی آن نیست که مدرسه دیگر تنها بازیگر میدان آموزش نیست، بلکه آن است که در بسیاری از موارد نتوانسته جایگاه خود را بهعنوان مرجع اصلی معنابخشی به یادگیری حفظ کند. هنگامی که دانشآموزان آینده مطلوب، موفقیت اجتماعی و هویت حرفهای خود را عمدتاً بیرون از مدرسه تصور میکنند، مدرسه از نهادی مرجع به نهادی صرفاً الزامآور تقلیل مییابد. این وضعیت نشان میدهد که بازسازی مرجعیت مدرسه مستلزم آن است که سیاستگذاری آموزشی از تمرکز بر کنترل برنامه درسی به سمت توانمندسازی مدرسهها برای طراحی تجربههای معنادار یادگیری حرکت کند؛ تجربههایی که با زیستجهان واقعی دانشآموزان، دغدغههای هویتی آنان و افقهای متنوع آینده پیوند برقرار کند.
در این چارچوب، افزایش اختیار حرفهای معلمان برای طراحی فعالیتهای یادگیری زمینهمند، پیوند دادن آموزش رسمی با مسائل واقعی زندگی، و ایجاد فرصتهای کنشگری دانشآموزان در مدرسه، نه صرفاً اصلاحات آموزشی بلکه راهبردهایی برای بازسازی سرمایه نمادین مدرسه محسوب میشوند. مدرسهای که بتواند دوباره به محل تجربه موفقیت، معنا و تعلق تبدیل شود، قادر خواهد بود جایگاه خود را در میدان متکثر آموزش بازتعریف کند و مرجعیت تربیتی خود را در شرایط جدید بازسازی نماید.
منابع
- شورای عالی انقلاب فرهنگی(۱۳۹۰). سند تحول بنیادین آموزشوپرورش. تهران.
- Rodrigues, C., Neto-Mendes, A., Santos, M., & Gouveia, A. (2025). Mapping problems and approaches in educational governance: A systematic literature review. Education Sciences, ۱۵(۸), ۱۰۴۸.
- Dumont, H., & Ready, D. D. (2023). On the promise of personalized learning for educational equity. npj Science of Learning, ۸, Article 26.
امیرمحمد اصفهانی، پژوهشگر حوزه مدرسه صالح، در یادداشتی تحلیلی با تمرکز بر تحولات حکمرانی آموزشی، به افول مرجعیت مدرسه در نظام آموزشوپرورش ایران پرداخته و بازسازی نقش تربیتی مدرسه را در گرو توانمندسازی معلمان و طراحی تجربههای معنادار یادگیری میداند.






















نظرات