به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محمد عشایری منفرد، از اساتید حوزه علمیه قم، در یادداشتی مطرح کرد؛
کجای حرف حق، تلخ است؟
سه فرضیه در پاسخ به این مسأله، قابل طرح است:
الف) تلخی در ذات حرف حق؛ تلخی، در سرشت حرف حق باشد. لازمهی این فرضیه این است که حرف حق هیچ وقت شیرین نباشد.
ب) تلخی در مقارنات حرف حق (خطای گوینده)؛ تلخی در سرشت حرف نیست، بلکه این، گوینده است که حرف حق را با لحن تلخ، یا جملاتِ تلخِ ناحق قرین میکند و موجب میشود تلخی به حرف حق هم سرایت کند.
ج) تلخفهمی در ذائقهی شنونده؛ تلخی اصلا در حرف حق نیست نه در ذاتش و نه در مقارناتش، بلکه این، کام شنونده است که شیرینی حرف حق را در جایی که با طبعش موافق نیست، درک نمیکند و آن را تلخ میفهمد؛ یعنی مشکل در ادراک شنونده است؛ مانند کسی که چون سرما خورده، ذائقهاش برخی مزهها یا رایحهها را ادراک نمیکند.
بررسی سه فرضیه:
فرضیه اول (تلخی ذاتی حرف حق) قطعا نادرست است. ذات عدالت در روایات معتبر، شیرین شمرده شده است (الْعَدْلُ أَحْلَى مِنَ الْمَاءِ یُصِیبُهُ الظَّمْآن/ الْعَدْلُ أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْیَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَ أَطْیَبُ رِیحاً مِنَ الْمِسْکِ/ فَرَضَ اَللَّهُ اَلْعَدْلَ مِسْکاً لِلْقُلُوبِ و …)
فرضیه دوم، ممکن است اتفاق بیفتد یعنی گوینده حرف حق را به تلخی بیان کند یا با حرف تلخ دیگری درآمیزد. این اتفاق، اتفاق صحیحی نیست مگر در مواردی که استثنا شده باشد(اینجا را بخوانید). چنانکه ممکن است کسی که مورد ظلم قرار گرفته در هنگام دادخواهی، مرتکب این امر بشود «لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ».
فرضیه سوم صحیح به نظر میرسد. شاید سخن امیرالمؤمنین: «إِنَّ اَلْحَقَّ ثَقِیلٌ مَرِیء» با آوردن کلمهی «ثقیل» به همین نکته اشاره داشته باشد که تلخ (مریء) بودن حق، ریشه در «ثقیل» بودنش دارد اما این ثقیل بودن، بستگی به ذائقه شنونده دارد چنانکه اهلحق، حق را ثقیل نمیدانند(إِنَّ الْکَیِّسَ لَدَى الْحَقِّ یَسِیر). برای همین بود که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمود: «هرگز گمان نکنید که شیندن حرف حق به اندازهی ذرهای برای من ثقیل باشد: وَ لاَ تَظُنُّوا بِی اِسْتِثْقَالاً فِی حَقٍّ قِیلَ لِی»
واقعیت این است که عدالت، فهمش دشوار است (وَ اَلْعَدْلُ … عَلَى غَامِضِ اَلْفَهْمِ،…) و طبیعت انسان چنین است که اگر چیزی را دوست داشته باشد، مخالف آن چیز را درست نمیتواند بفهمد (مَنْ عَشِقَ شَیْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَه ُفَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِصَحِیحَهٍ وَ یَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیْرِسَمِیعَهٍ (خطبه ۱۰۹)
«مردم و مدیران برای رواج حرف حق در جامعه، چه باید بکنند؟»
اینکه امیرالمؤمنین علیهالسلام میخواست جامعه به گفتن و شنیدن حرف حق عادت بکند، به دو مقدمه نیاز دارد:
اولا حقگویی باید از مقارنات تلخ پیراسته شود؛ مؤمن باید «جَمِیلُ الْمُنَازَعَهِ» باشد، در هنگام فوران غضب، عدالت را رعایت کند (عَدْلٌ إِنْ غَضِبَ) و در هنگام مطالبهگری تندی نکند (رَفِیقٌ إِنْ طَلَبَ) (کافی ۲/۲۲۸)
و ثانیا شنوندگان بویژه مدیران، باید خود را به مرتبهای از بلوغ و رشد برسانند که حرف حق را حتی در جایی که با امیال شخصی یا صنفی یا جناحی آنها مخالفت دارد، شیرین بیابند وگرنه باید «تلخی» را تحمل کنند. چنین بود که فرمود: « آلَهُ الرِّیَاسَهِ سَعَهُ الصَّدْر»
اینکه امیرالمؤمنین علیهالسلام میخواست جامعه به گفتن و شنیدن حرف حق عادت بکند، به دو مقدمه نیاز دارد: اولا حقگویی باید از مقارنات تلخ پیراسته شود؛ مؤمن باید «جَمِيلُ الْمُنَازَعَةِ» باشد، در هنگام فوران غضب، عدالت را رعایت کند (عَدْلٌ إِنْ غَضِبَ) و در هنگام مطالبهگری تندی نکند (رَفِيقٌ إِنْ طَلَبَ) و ثانیا شنوندگان بویژه مدیران، باید خود را به مرتبهای از بلوغ و رشد برسانند که حرف حق را حتی در جایی که با امیال شخصی یا صنفی یا جناحی آنها مخالفت دارد، شیرین بیابند وگرنه باید «تلخی» را تحمل کنند. چنین بود که فرمود: « آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْر»






















نظرات