به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حضرت آیتالله سید ابوالحسن مهدوی، استاد درس خارج حوزه علمیه اصفهان در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
با توجه به شروط دهگانه ایران برای آتش بس برای دشمن، آیا نقض بعضی از شروط مثل حمله به لبنان و آزاد کردن پول بلوکه ایران میتواند مجوزی برای ادامه حمله ایران باشد؟
آیتالله سید ابوالحسن مهدوی:
شروط دهگانۀ ایران برای آتشبس، از نوع شروط متعارف در دنیا نیست که زیادهخواهی از دشمن بخواهد بلکه تمام آن شروط همان حقوق ملت ایران و کشور اسلامی ما است که طی دهها سال آن حقوق را ضایع کردهاند و الآن به لحاظ دست برتری ایران اسلامی در جنگ، فرصت گرفتن آن حقوق فراهم شده است و این شروط در واقع طبق قاعدۀ مظلومی است که وقتی مقدر شد، جبران ظلم به خود را و حقوق از بین رفتۀ خود را طلب میکند نه اینکه بخواهد حق اضافهای بگیرد یا ظلمی را متقابلاً به ظالم بیدلیل وارد کند.
پس نظام اسلامی میتواند از بین شروط دهگانه، بعضی از آنها را که قید فوریت دارد و اعمال آنها زمانبر نباشد، از طرف متخاصم بخواهد و عمل به آن شروط را مقدم بیندازد تا معلوم شود آیا دشمن ارادۀ اداء حقوق ایران اسلامی را دارد یا نه! و آیا واقعاً میخواهد ترک تجاوز کند و از تجاوز گذشتۀ خود پشیمان میباشد یا هدف دیگری را از پیشنهاد مذاکره دارد، مثلاً دنبال زمان میگردد تا تجهیزات خود را تقویت نماید بدون آنکه به دولت اسلامی اظهار کمبود سلاح نماید و به تعبیر قرآن زمانی که فرصت برای ایجاد فتنه و حمله برای دشمن فراهم شود با تمام وجود در آن میافتند (کلما ردوا إلی الفتنه ارکسوا فیها؛ نساء/۹۱) و نیز فرمود: دشمنان دوست دارند شما مومنین از سلاح و ابزار جنگی خود غفلت ورزید تا بیمحابا بر شما هجوم آورند (ودّ الذین کفروا لو تغفلون…؛ نساء/۱۰۲) و یکی از قرائن عدم صداقت دشمن در مذاکره همین است که شرایطی که نظام اسلامی تقدم آنها را تقاضا نموده است را عمل نمیکند و در واقع عملنکردن به این شروط اعلان ادامۀ جنگ و ادامۀ همۀ ظلمهای گذشته و ندادن هیچ حقی از حقوق از بین رفته است.
دشمن از هر موقعیتی و هر فعل و هر حالتی و هر جمله و گفتاری در فکر پیشبردن اهداف خود و تجاوزهای بیشتر و غارتکردن منافع و منابع مسلمانان و به تعبیر رهبر شهیدمان به فکر بلعیدن نظام اسلامی است، پس گاهی اسم صلح و متارکۀ جنگ را پیش میکشد و در واقع تهدین است. تهدین به معنی مشغولکردن کسی به کاری و او را غافلکردن از عملی و بازداشتن ارادی او از آن کار است مثل مادری که فرزندش را مشغول به کاری میکند تا غافل از کاری شود و سراغ آن کار با اختیار خود نرود و نیازی نباشد که مادر جلو او را بگیرد. عرب اینگونه عمل را هدَّن میگوید.
پس هدف مسلمانان از دفاع آن بود که دشمن از تجاوز و ظلم کناره گیرد و پیشنهاد صلح واقعی دهد و دست از تعرض و تجاوز به مسلمانان بکشد و الا باید دفاع و جنگ با آنها ادامه پیدا کند و دشمنان را هرکجا یافتند برخورد کرده و آنها را نابود نمایند که خدای متعال چنین سلطۀ آشکاری را برای مسلمانان علیه دشمنان قرار داده است. (فان لم یعتزلوکم و یلقوا الیکم السلم و یکفوا ایدیکم فخذوهم و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اولئکم جعلنا لکم علیهم سلطانا مبینا؛ نساء/ ۹۱)
پس عمل ننمودن دشمن به شروط و ادا نکردن حقوق مسلمانان، دلیل بر ارادۀ دشمن بر ادامۀ تجاوز و جنگ است و دفاع در مقابل آن، ادامۀ همان دفاع اول است نه آنکه دفاع جدید یا جنگ جدیدی باشد تا بعضی در تشریع آن تشکیک نمایند.
چنانچه این تقدیم عملکردن به شروط، پیششرط نیست زیرا مثلاً شرط توقف جنگ در همۀ جبههها و آزادکردن پول بلوکۀ ایران، خود از اهداف رفع فتنه و جزء شرایط دهگانه است در حالی که اصطلاح پیششرط شروطی را که خارج از شروط است و قبل از آنکه به شرایط دهگانه عمل شود، شرطی را میگذارد تا اگر دشمن عمل کرد، کنار میز مذاکره بنشینند و راجع به شروط دهگانه صحبت کنند.
اما ملاحظه میکنید که این دو شرط جزء همان شرایط دهگانه است که فقط تقاضای اولویتدادن عمل به آنها شده است تا اطمینان فیالجملهای از صداقت دشمن از پیشنهادش معلوم شود. پس اگر دشمن عمل به این شروط نکرد، به طریق اولی به بقیه شروط هم که زمانبر است نمیخواهد عمل کند و در فکر ادامۀ جنگ و تحمیل خواستههای نامشروع خود و استمرار فتنه و درگیری است پس ایران اسلامی میتواند برای دفع این فکر دشمن، به حملات بازدارندۀ خود ادامه دهد:
و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین لله؛ (بقره/ ۱۹۳) و به همین مضمون سورۀ انفال/ ۹۳، و کلمۀ فتنه در این دو آیه نکره در سیاق نفی و افادۀ عموم و بیانگر هدف از دفاع یعنی ریشهکن کردن فتنه و نبود هیچگونه فتنهای است و این غایت برای دفاع معقول و مشروع است که هرگاه به این غایت رسیدیم دیگر دفاع لازم نیست، چون هجوم و حمله و فتنهای از طرف دشمن در کار نیست. و تا زمانی که به این غایت نرسیدهایم، همان مجوز دفاع که حکمی عقلی و شرعی است میتواند مجوز برای ادامۀ حملۀ ایران در صورت عمل نکردن به شروط تقدیمی از شروط دهگانه نیز باشد.
سوال:
رهبری فرمودند ایران باید از کشورهای منطقه غرامت بگیرد، به لحاظ فقهی کدام کشور باید این غرامت را بپردازد؟ آمریکا، اسرائیل یا کشورهای همسایه؟ سهم کشورهای همسایه از این غرامت چقدر است؟
آیتالله سید ابوالحسن مهدوی:
دولت یا شخصی که آسیب و ضرر بدوی به دولت یا شخص دیگری وارد میکند، باید ضرر واردشده را جبران نماید. مثلاً گاهی قتل نفس بغیر نفس، یا قتل نفس مظلومانه و بغیرحق انجام میدهد؛ پس ولیّ مقتول سلطه بر انتقام دارد. «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً» (اسراء/ ۳۳) و نیز اضرار به غیر نفس هم وقتی بغیرحق باشد باید جبران گردد. و البته این اضرار ولو بغیرعمد باشد مثل آنکه در خواب ظرف کسی را بشکند، باید آن را جبران نماید و آنچه تخفیف در صورت غیرعمد پیدا میکند اثر عقاب آخرتی آن است. در مورد قتل خطأی و عمدی هم نحوۀ جبران آن از حیث تکلیف و وضع فرق میکند. (آیات ۹۲ و ۹۳ سورۀ نساء) آنچه مسلّم است ذیحق، حقِ احقاق حق از دست رفتۀ خود را دارد مگر آنکه به اختیار خود بگذرد (إلا أن یصّدقوا؛ نساء/ ۹۲) و نباید هم زیادهروی در احقاق حق نماید که یک نوع اسرافف محسوب میشود: فلایسرف فی القتل (اسراء/ ۲۳).
این احکام در بحث دفاع متفاوت است. سارقی که به قصد سرقت وارد منزلی شده، صاحب منزل حق دفاع از مال خود را دارد و در این دفاع چنانچه هیچ امکان دفع سارق نباشد مگر به زدن او که متحیر به قتل او هم بشود، اشکالی ندارد ولو آنکه سارق قصد قتل صاحبخانه را نداشته است. البته صاحبخانه در دفع سارق اگر ناچار به قتل او شد و به کمتر از قتل او نمیتوانست جلو تعدّی و تجاوز او را بگیرد، باید شواهد محکمهپسند داشته باشد. همچنین است اگر کسی به قصد تجاوز به ناموس کسی وارد خانهای شد آن شخص بین خود و خدا اجازۀ دفع او را دارد ولو در نهایت به قتل او بینجامد ولی در محکمه باید بیّنۀ کافی برای اثبات مدعای خود داشته باشد. در اینجا احکام و فروعات فراوانی وجود دارد مسألۀ دیگری که در بحث اضرار وجود دارد بحث سبب و مباشر است و اینکه مباشر مسئول است مگر جایی که سبب اقوای از آن باشد. و البته در جایی که سبب دستور قتل به مباشر بدهد، مباشر اجازۀ قتل ندارد ولو آنکه خود کشته شود.
اما در بحث استفادۀ آمریکا از زمینهای کشورهای اسلامی و امکانات مالی و غیرمالی آنها، به دلیل آنکه هم آمریکا و هم آن کشورها صدق عرفی در مباشر جنایت هستند، بهگونهای که هرگونه معاونت در این زنجیرۀ جنایت اگر انجام نمیگرفت، آمریکا موفق به اضرار نمیشد، پس جانیها در اینجا مجموعهای از عوامل مختلف در همۀ این کشورها هستند که همه باید پاسخگو و جبرانکنندۀ جنایت شوند. سهم هرکدام هم به تناسب مقدار تأثیری است که در جنایت داشته است. و البته حاکم اسلامی با ولایتی که دارد دست او برای عفو بخشی یا همه مطابق مصلحت و عزت و حکمت، بسته نیست، در عین حال در مواجهه با دشمنان غدّار و کذاب، غالباً سخن گفتن با زبان زور همچون خود آنان است و گرفتن همۀ حقوق ولو از طریق تنگۀ هرمز مصلحت و عزّت کشور اسلامی است.
و از طرف دیگر باید دانست که هدف از دفاع و غرامت گرفتن، خشکاندن ریشۀ فتنه است که گاهی لازم است جبران و دفاع بیشتری انجام گیرد تا دفع شرّ و فتنه شود همانطوری که در دفع سارق گفته شد. و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین لله؛ بقره/ ۱۹۳. و نظیر آن در…
https://ihkn.ir/?p=45903
آیتالله سید ابوالحسن مهدوی:شروط دهگانۀ ایران برای آتشبس، از نوع شروط متعارف در دنیا نیست که زیادهخواهی از دشمن بخواهد بلکه تمام آن شروط همان حقوق ملت ایران و کشور اسلامی ما است که طی دهها سال آن حقوق را ضایع کردهاند و الآن به لحاظ دست برتری ایران اسلامی در جنگ، فرصت گرفتن آن حقوق فراهم شده است و این شروط در واقع طبق قاعدۀ مظلومی است که وقتی مقدر شد، جبران ظلم به خود را و حقوق از بین رفتۀ خود را طلب میکند نه اینکه بخواهد حق اضافهای بگیرد یا ظلمی را متقابلاً به ظالم بیدلیل وارد کند.






















نظرات