به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، دکتر مجید کافی، دانشیار جامعهشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در یادداشتی مطرح کرد؛
فساد اجتماعی در ایران امروز یک واقعیت اجتماعی است که نمیتوان آن را انکار کرد. اخبار مربوط به اختلاس، سوءاستفاده از موقعیتهای اداری، رانت، تبعیض در دسترسی به منابع و تخلفات مالی، بارها در رسانهها مطرح شده و به همین دلیل، فساد برای بخشهایی از جامعه به یکی از نگرانیهای جدی تبدیل شده است. اما چرا مسئله فساد، با وجود اهمیت فراوان، هنوز به اندازه بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر مورد مطالعه جدی جامعهشناسان قرار نگرفته است؟
بخشی از پاسخ را باید در دشواری مطالعه فساد جستوجو کرد. بسیاری از مسائل اجتماعی را میتوان با روشهای معمول پژوهش بررسی کرد. برای مثال، پژوهشگر میتواند با طراحی یک پرسشنامه، از هزاران نفر درباره نگرش آنان به خانواده، ازدواج، اعتماد اجتماعی یا مسائل فرهنگی سؤال کند و سپس پاسخها را با روشهای آماری تحلیل کند. اما فساد چنین موضوع سادهای نیست.
فساد معمولاً یک رفتار پنهان است. فردی که مرتکب فساد شده، معمولاً انگیزهای ندارد که درباره رفتار خود اطلاعات دقیق در اختیار پژوهشگر قرار دهد. حتی اگر بتوان با چنین فردی مصاحبه کرد، نمیتوان مطمئن بود که پاسخهای او با واقعیت مطابقت دارد. ممکن است فرد، به دلیل ترس از پیامدهای قانونی یا اجتماعی، بخشی از واقعیت را پنهان کند یا اطلاعات نادرستی ارائه دهد.
مشکل دیگر، دشواری دسترسی به اطلاعات است. پژوهشگر برای مطالعه فساد به اطلاعاتی درباره معاملات، قراردادها، تصمیمهای اداری، روابط مالی و مسیر جابهجایی منابع نیاز دارد؛ اما بخش قابل توجهی از این اطلاعات یا محرمانه است، یا به آسانی در دسترس پژوهشگران قرار نمیگیرد.
از سوی دیگر، درباره اینکه «فساد» چیست، توافقی وجود ندارد. آیا فقط اختلاس و رشوه فساد محسوب میشود؟ آیا استفاده شخصی از موقعیت اداری، رانت، تعارض منافع، خویشاوندسالاری و تبعیض در واگذاری امکانات نیز باید در همین چارچوب قرار گیرد؟
مسئله دیگر، پیدا کردن شاخصهای مناسب برای سنجش فساد است. در مورد فساد، اندازهگیری مستقیم آن دشوار است؛ زیرا آنچه ثبت و کشف میشود، لزوماً همه فساد موجود نیست. ممکن است در جامعهای فساد بیشتری وجود داشته باشد، اما به دلیل ضعف نظارت و کشف، موارد کمتری از آن ثبت شود؛ در مقابل، جامعهای که نظارت قویتری دارد ممکن است موارد بیشتری از فساد را شناسایی کند.
اما نمیتوان به دلیل سخت بودن مطالعه فساد، آن را از دستور کار پژوهشهای اجتماعی کنار گذاشت. اتفاقاً همین دشواریها نشان میدهد که جامعه ایران به پژوهشهای جدیتر و روشهای متنوعتر برای شناخت فساد نیاز دارد.
مسئله اساسی این است که فساد در ایران هنوز به یک حوزه پژوهشی منسجم و قدرتمند تبدیل نشده است؛ حوزهای که در آن نظریههای مختلف درباره علتهای فساد شکل بگیرد، پژوهشگران با یکدیگر گفتوگو کنند، دادههای تجربی تولید شود و یافتههای پژوهشهای مختلف یکدیگر را تکمیل یا نقد کنند.
اگر فساد را فقط در قالب چند پرونده بزرگ یا چند فرد متخلف ببینیم، بخش مهمی از مسئله را از دست خواهیم داد. فساد فقط یک رفتار فردی نیست؛ بلکه میتواند با ساختارهای اداری، روابط قدرت، نظام تصمیمگیری، قوانین، فرصتهای اقتصادی و فرهنگ عمومی ارتباط داشته باشد. شناخت این روابط، نیازمند پژوهش مستمر و انباشته است.
بنابراین، یکی از نیازهای مهم جامعه ایران، شکلگیری یک حوزه مطالعاتی جدی درباره فساد اقتصادی و اجتماعی است؛ حوزهای که بتواند هم ابعاد و اندازه فساد را بهتر بشناسد و هم توضیح دهد که فساد چگونه شکل میگیرد، چرا در برخی شرایط گسترش پیدا میکند و چه راههایی برای پیشگیری و کاهش آن وجود دارد. بدون چنین شناختی، مبارزه با فساد بیشتر به واکنش به پروندههای کشفشده محدود خواهد شد، در حالی که مسئله اصلی، شناخت زمینههایی است که فساد را تولید و بازتولید میکنند.
https://ihkn.ir/?p=47295
یکی از نیازهای مهم جامعه ایران، شکلگیری یک حوزه مطالعاتی جدی درباره فساد اقتصادی و اجتماعی است؛ حوزهای که بتواند هم ابعاد و اندازه فساد را بهتر بشناسد و هم توضیح دهد که فساد چگونه شکل میگیرد، چرا در برخی شرایط گسترش پیدا میکند و چه راههایی برای پیشگیری و کاهش آن وجود دارد. بدون چنین شناختی، مبارزه با فساد بیشتر به واکنش به پروندههای کشفشده محدود خواهد شد، در حالی که مسئله اصلی، شناخت زمینههایی است که فساد را تولید و بازتولید میکنند.






















نظرات