به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، تکین قشنگی پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در کلانشهری مانند تهران که در آمارهای جهانی، در خیل پرمعضلترین و شلوغترین شهرهای دنیاست، جدا از مباحث مدیریت شهری ، منابع و سایر فاکتورهای شاخص شهری، معماری آن نیز نیازمند بازنگریست. در این خصوص لازم است تا پیشینهی موضوع بررسی شود.
در سالهای نه چندان دور و در دوران به اصطلاح سازندگی، فرصتی پیش آمد تا تهران نیز از شکل و کالبد ابزورد و بهمریختهاش رهایی یابد و با منطق و علم پوستاندازی کند. پیش از آن تهران در دوران پهلوی اول و دوم نیز چنین فرصتی را داشت تا با بازگشت به عقلانیت و مدیریت صحیح، آیندهای امیدوارانه را در پیش روی خود ببیند که با توجه به شرایط و سیاستهای خاصه در آن برهه میسر نشد. در دوران سازندگی نیز گرچه فلسفه و سمت و سوی مدیران مطرح نبود، اما آنچه که سنگ بنای شرایط فعلی تهران شد، ابتکارهای غیرمسئولانه و غیر علمی تصمیمگیران در پاسخ به نیازهای روزافزون شهروندان در آن زمان شد.
این دست ابتکارهای شخصی با نگاه به گذشته فقط حیف منابع به نظر میرسد و پاسخ به نیازهای شهری که جمعیتش قریب به هفت میلیون نفر بوده، صرفا با ساختوساز بیرویه و انبوه داده نمیشود. تسهیل قوانین و یا خلا آن در ساخت مسکن کوچک و بیکیفیت، در نظرنداشتن نیازهای شهروندان در خصوص حاملهای انرژی، احداث غیراصولی و عدم اصلاح گذرگاههای شهری، عدم توجه به بافت فرسوده، عدم توجه به توسعهی آیندهنگرانهی زیرساختهای عبور و مرور و حمل و نقل عمومی و عدم توجه به امکانات و فضاهای شهری، همگی از قسم مشکلاتی هستند که کلنگ بروزشان قریب به سی سال پیش بر جان تهران خوردهاست.
مقایسه تهران با تجربههای موفق جهانی
در مقایسهی دیگر کلانشهرهای جهان با تهران متوجه یک موضوع میشویم و آن اینست که مدیریت تهران در طول این سالها به صورت غیر یکپارچه بودهاست و انگار که مسئولان و تصمیمگیران به شیوهی دلخواه خود تجویزی برای آرام کردن درد داشتند و نه علاجی برای درمان. نداشتن یک برنامهی توسعهی جامع و کامل که توسط کارشناسان و خبرگان با توجه به واقعیات تدوین شده باشد و همینطور نبود قاطعیت قانون در ملزم کردن مسئولان شهری به انجام آن، بزرگترین مشکل این سالهای تهران بودهاست. برلین پس از اتمام دو جنگ جهانی برنامهای برای پویا شدن دوبارهی خود داشت.
پاریس و لندن پس از جنگ جهانی دوم به بازسازی اصولی خود پرداختند و نیویورک هم در اوایل قرن گذشتهی میلادی حتی با اتکا به زور شکل خود را تغییر داد. اما این تغییرات به پشتوانهی برنامهی شهری به وقوع پیوستند و جایگاه قانون در همهی موارد، حمایت از کالبد اصولی شهر و توسعهی پایدار آن بوده است.
در تهران اما بیش از یک قرن است که سلیقه و ابتکار شخصی جای برنامهی توسعه محور را گرفتهاست و شاید همین هم باعث شده که موضوع الزام آور بودن قانون و قاطعیت آن به جد دنبال نشود. تهران هر ساله با مشکلات جدیدی مواجه میشود و مشکلات قبلی آن نیز با وضعی وخیمتر عرصه را بر شهروندان آن تنگ میکنند. هرچند مدتهاست که آژیر خطر برای تهران به صدا درآمدهاست، اما راه اصلاح همیشه کوتاهتر و کمهزینه تر از تخریب است و بارها در تاریخ این مرز و بوم، ققنوس نخبگی و نبوغ از خاکستر ویرانی بلند شده که اصفهان زمان شاه عباسی با ظهور دانشمندانی نظیر شیخ بهایی از مهمترین و بزرگترین مثالهای آن است.
امروزه نیز با توجه به گسترهی قلمروی فرهنگی و علمی تهران، اتکا به فلسفه و حکمت ایرانی در کنار استفاده از علوم نوین و آکادمیک در خصوص شهرسازی، مدیریت شهری و معماری میتواند علاج این شهر عظیم باشد و این شهر را از مسیر تبدیل شدن به کلانشهرهای مدل هندی و پاکستانی منحرف کند و به سوی آرمانشهری که لیاقت شهروند مسلمان ایرانیست، سوق دهد.
https://ihkn.ir/?p=44349
در شرایطی که تهران با انباشت بحرانهای کالبدی، زیستمحیطی و مدیریتی مواجه است، تکین قشنگی، پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی، در یادداشتی تحلیلی ریشههای این وضعیت را در فقدان برنامه جامع توسعه، تصمیمات سلیقهای و تضعیف نقش قانون در مدیریت شهری جستوجو میکند.






















نظرات