به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی؛ دکتر اباصالح تقیزاده، دبیر شورای علمی موسسه علم و سیاست اشراق، در برنامه فصل جنگ قسمت اول رادیو اشراق حضور یافت و به تحلیل وضعیت کنونی جنگ و پیامدهای احتمالی آتشبس پرداخت؛
سوال:
از یک طرف حجم عظیمی از صداها می رسد که می گویند باید انتقام نهایی گرفته و تا اخراج نیروهای آمریکایی و محو اسرائیل جنگ را ادامه بدهیم. از سوی دیگر خبرهایی از داخل و خارج به گوش می رسد که صحبت از آتشبس می کنند.
سوال اصلی این است که اگر که از طرف دشمن درخواست آتشبس بدون قید و شرط شود مانند جنگ دوازده روزه، چه خطری می تواند داشته باشه؟ شاید گزینه آتشبس نامعقول هم نباشد به هر حال همانگونه که ضربه های سنگینی به دشمن می زنیم ضربه های سنگینی نیز می خوریم و حجم عظیمی از ذخایر موشکی و پهپادی را از دست می دهیم. چرا آتشبس هنوز خطرناک می باشد؟
تقیزاده:
بسم الله الرحمن الرحیم
من فکر می کنم باید خیلی دقیق توجه کنید به اینکه این آتشبس چه معنی دارد. نباید کلی صحبت کرد باید آتشبس را برای ایرانی در نظر بگیریم که شرایط یکی دو سال گذشته را داشته است. سخن از آتشبس ، خام اندیشانه می باشد گویا یک مفهوم را بیرون از موقعیت خود معنی می کنیم. متاسفانه امروز وقتی از آتشبس صحبت می کنند همین معنای ساده اندیشانه مد نظرشان است. اما اگر آتشبس را در بستر وقایعی که امروز بر ما می گذرد، معنا کنیم متوجه میشویم که آتشبس چه تبعات سختی برای ما خواهد داشت. در این رابطه به دو مورد مشخص می توان اشاره کرد؛
آتشبس سبب ناامیدی جامعه
مورد اول که مهمتر است این می باشد که اگر امروز آتشبس اتفاق بیافتد، جنگ با آمریکا و رژیم اسرائیل تبدیل به جنگ داخلی می شود. آیا این نکته را کسانی که سخن از آتشبس می کنند متوجه هستند یا نه. ببینید در روز آغاز این جنگ بسیار سخت، رهبر انقلاب رو شهید کردند اگر شما همین امروز به سمت آتشبس حرکت کنید یک چهرهای از نظام به مردم نشان داده می شود که گویا سمت و سویی برای آینده ندارد یعنی جهت خاصی رو دنبال نمی کند فقط خواسته است که جنگ متوقف شود همین اقدام سبب پریشان احوالی جامعه می شود. این نا امیدی منحصر در در مخالفان نیست بلکه کسانی که امروز در میادین شهر ها از شهره مراقبت میکنند و در صحنه هستند نیز دلسرد و سرخورده می شوند. زیرا چنین نتیجه ای را برای این اتفاقات تلخی که به ما وارد شده ناسازگار می بینند.
وقتی که شما جامعه خود را سرخورده کنید افرادی که در میادین شهر هستند صحنه را ترک و این انرژی که امروز دارند تخلیه می شود. در چنین زمانی در یک آن افرادی از طیف های مختلف که به جمهوری اسلامی اعتراض داشتند، فردی که هنوز از جوخه های ترور رژیم صهیونیستی می باشد و هنوز جرئت نکرده بیرون بیاد، به میدان خواهند آمد. اتفاق هجدهم و نوزدهم دی ماه را به یاد داشته باشیم همه آنها که جوخه های ترور نبودند اما در یک شب مخالفین و معترضین از هر طیفی حتی افراد تروریست و داعشی با هم بودند.
الان وقت جنگیدن است الان طرف آمده شما رو نابود کند اگر شما به نحو مصنوعی این تب رو بخوابونید نیروهای پای کار خود را از انرژی خالی می کنید و نیروهای معترض را انگار به زور می کشانید وسط خیابان و جوخه های ترور را هم فعال می کنید. همزمان اتفاقی که می افتد این است که شمایی که امروز در جنگ میتوانید خون یک صهیونیست رو بگیرید میتوانید علیه یک آمریکایی متجاوز بجنگید، آن زمان باید در خیابان با جوان خودت درگیر بشی که همان جنگ داخلی است. مطمئن باشید جنگ داخلی بیشتر کشته می گیرد تا جنگ خارجی.
طبق آمار حدود هشتصد نفر شهید دادیم در حالی که روزهای هجدهم و نوزدهم دی ماه بیش از سه هزار نفر کشته دادیم. جنگ داخلی این وضعیت را دارد؛ زیرا جبهه مشخص نیست، طرف های درگیری مشخص نیستند. می فرماید «الفتنه اشد من القتل» چرا؟ زیرا زمانی که فتنه برپا شود صحنه چهره ندارد موقعیت چهره خودش را از دست می دهد، شمار بالاب کشته ها که خون خیلی از آنان هدر رفته است یعنی علت کشته شدن آنان مشخص نیست.
اگر امروز تب جنگ را به نحو مصنوعی از بین ببرید، باعث سرخوردگی می شوید و این سرخوردگی خود باعث آشوب می شود در حالی که الان وقت جنگیدن است. در این زمان می توان مردم را متحد کرد. امروز وقت اتحاد است وقت اینکه زیر نام ایران مردم را متحد کرد و معنای اتحاد واقعی این است. اتحاد واقعی آن نیست که مجسمه والرین را بیارید و با یک نگاه فرهنگی احساس کنیم که مردم دور هم جمع می شوند. نه اون ها صرفا یک سری احساسات می باشد. جنگیدن صحنه واقعی است و شما هم به صورت واقعی می جنگید؛ پس اینجا زمان اتحاد است. بر این اساس زمانی که با آتشبس مخالفت می کنیم در واقع می گویم در برابر جنگ داخلی ایستادگی کن و اتحاد ملی را حفظ کن.
پس باید در مقابل آتشبس ایستاد، باید هرکس که توانایی دارد برای حفظ خون جوانان این کشور، در مقابل وزارت خارجه و نهادهای مسئول تجمع کنند و مانع از ایجاد آتشبس بشوند. ایستادن در برابر آتشبس به معنای عاشق جنگیدن نیست بلکه مسئله محافظت از جان جوانان و اتحاد داخلی است که در شرایط جنگ ایجاد شده است.
آتشبس به معنای امنیت ناپایدار
مورد دوم؛ اگر شما امروز جنگ را تمام کنید، گرفتار ناامنی های مکرر می شوید. در جنگ دوازده روزه اسرائیل به ما ضربه زد ما هم به او ضربه زدیم اما معادله ای شکل نگرفت نه ما شکست خوردیم نه او شکست خورد. دلیلش هم این است که بعد از چند ماه جنگ تکرار شده است. اگر در جنگ قبلی معادله بازدارنده ای شکل گرفته بود، جنگ تکرار نمی شد. امروز دوباره تجهیز قوا کرده است یعنی ناتو از او حمایت می کند.
هر چند او شروع کننده جنگ بود اما اگر شما امروز جنگ را تمام کنید آیا از حق موشکی خود کوتاه می آیید؟ نه؛ بنابر این چند ماه دیگر دوباره به شما حمله می شود. در این جنگ های مکرر ایران آسیب می بیند نه اسرائیل یعنی کسی که انرژی او تحلیل می رود ما هستیم زیرا اون طرف مقابل جبهه بسیار گسترده دارد از آمریکا، آلمان و فرانسه تا اتحادیه اروپا. اما ایران تنها میماند. پس امروز کسی که علیه آتشبس صحبت می کند، می گوید من نمی خواهم گرفتار ناامنیها و جنگهای مکرر بشوم که هر کدوم از قبلی سخت تر هست.
بنابراین شما باید این جنگ را حداقل تا شکل گیری یک معادله ادامه بدهید. در این صورت شما شاید برای دههها کشور خود را مصون نگه دارید و الا بترسید از اینکه اگر هم جنگ نشود صدای هواپیماهای اسرائیل و آمریکا برای زدن اهداف محدود بالای سر شما باشد اتفاقی که در لبنان در چند ماه اخیر رخ داد. پس مقابله کردن با طرح آتشبس به یک معنا نگه داشتن امنیت پایدار برای ایران نیز هست.
پیماهای امنیتی علیه شما در فردای آتشبس
اگر شما الان آتشبس کنید جدای از اینکه هیچ معادله ای شکل نگرفته است، با کشورهای منطقه می خواید چه کار کنید؟ شما به همه کشورهای منطقه حمله کردید از همه خط قرمزهایی که آنها برای خود ترسیم کرده بودند عبور کردید. تو این شرایط اگر آتشبس صورت بگیرد فردای آن برای محکوم و محدود کردن برای ضربه زدن به شما، ائتلافهایی میان کشورهای عربی شکل می گیرد. پیمان های امنیتی علیه شما شکل می گیرد.
اما اگر این جنگ به شکل گیری یک معادله امنیتی به یک معادله سیاسی در منطقه منجر شود؛ یعنی چنان به دشمن خود ضربه بزنید و قیمت نفت آنقدر بالا برود که ادامه این روند برای آمریکا و کشورهای اروپایی نا ممکن شود. آنها الان زیر ضربه هستند شما تصور کنید جنگ پنج روز دیگر جنگ ادامه پیدا کند، وضع کشورهای اروپایی و آمریکا چه می شود؟ اگر جنگ ده روز دیگر ادامه داشته باشد وضع این کشورها چه می شود؟ اگر تردد در خلیج فارس و تنگه هرمز به مشکل بر بخورد، وضع آنها چه می شود؟ همه التماس می کنند که این جنگ تمام شود. آن موقع میتوانید یک معادله ای را ترسیم کنید.
اگر معادله را شکل بدید مطمئن باشید بعد از آتشبس یا اتمام جنگ کشورهای عربی از شما حساب می برند و به خود اجازه نمی دهند پیمان های امنیتی ایجاد کنند زیرا شما در یک موقعیت جدید در منطقه قرار گرفته اید و معادله جدید قدرت را در منطقه حاکم کردید و کشورهای دیگر ترجیح میدهند به فکر مراوده و تعامل با ایران باشند تا معادلات امنیتی.
الان این معادله را با بیان جزئیات مشخص کنم تا کسی چنین نگوید که الان آنها درخواست آتشبس دادن پس ما قدرت خود را نشان دادیم ودیگر نیازی به ادامه جنگ نیست.
معادله امنیتی جدید باید ما را تا سال ها متفاوت نشان دهد. به نظر می رسد این معادله باید دارای یک شعار و یک وضعیت عملی باشد. آن چیزی که در شعار باید باشد نابودی رژیم صهیونیستی و اخراج آمریکا از منطقه هست. ممکن است در این معادله شعاری که تصور کردید تازه شروع شده باشد.
نابودی اسرائیل؛ اسرائیل بعد از هفت اکتبر که فکر کرد هر کاری را می تواند انجام بدهد، هیچ خط قرمزی را رعایت نکند و هیچ پیمانی را به رسمیت نشناسد، دستش کوتاه می شود. در این صورت تمام پیمان های صلح مانند صلح آبراهام که به دنبال ایجاد آنها در منطقه بودند، متوقف می شود. یک موجود ضعیف شکست خورده است. این آغاز نابودی اسرائیل است. از طرفی شورش های داخلی که همین الان در اسرائیل شروع شده فراگیر می شود به این بحران دامن می زند. پس به لحاظ سیاسی این شکست اسرائیل را کوچک و به لحاظ داخلی مضمحل می کند. یکی از دلایلی که اسرائیل الان به جنگ احتیاج دارد، منحل کردن بحرانهای شدید سیاسی خود در این جنگ ها است.
اخراج آمریکا از منطقه؛ به لحاظ عملیاتی چه اتفاقی می افتد؟ ببینید ترامپ به تعبیر خودش یک بازی را شروع کرد به اسم صلح از طریق زور. و فکر می کند هر کاری را با کمترین هزینه می تواند انجام بدهد و رسیده به ایران. اگر ایران در هم شکسته شود خدایی نکرده، مطمئن باشید وضعیت چین و روسیه هم متفاوت خواهد شد. یعنی امروز سرنوشت چین و روسیه در همین جنگ رقم می خورد. اما اگر این معادله صلح از طریق زور که هیچ جوری هم معادله نیست، شکست بخورد تمام داشتهاش را از دست می دهد یعنی همه موقعیت هایی که برای خودش در نسبت با چین و روسیه حتی اروپا ایجاد کرده بود.
اروپا از شکست آمریکا در این جنگ منتفع می شود اما به دلیل از دست دادن عقلانیت ژئوپلیتیک این نکته را متوجه نیستند. الان برخورد ترامپ با اروپا از موضع بالا به پایین است و برای آنها تصمیم می گیرد. مطمئن باشید در صورت شکست آمریکا، موضع اروپا و آمریکا برابر می شود و اروپا دیگر چنین برخوردهای ترامپ را نمی پذیرد. بنابر این آمریکا داشته های خود را که بر نظام و روابط بین الملل تحمیل می کرد را یکی پس از دیگری از دست می دهد و کشورها یک به یک از دست آمریکا خارج می شود.
مرادم از بیان این مطالب این است که باید شعار نابودی اسرائیل و اخراج آمریکا از منطقه سر داده شود و با تمام قدرت به سمت تحقق آن حرکت کرد.
در نهایت در فرضی که ایران تصمیم به پایان دادن به این جنگ را داشته باشد باید شروطی بگذارد که شامل دو شرط بیان شده نیز می باشد و اینها فقط با جنگ محقق می شود. هر میزان بجنگید و از آتشبس فاصله بگیرید، فاصله شما با تحقق این شروط کم تر می شود. به نظر من در طی یکی دو هفته آینده این شروط قابل مشاهده خواهند بود.
اصلا این شروط گفتنی نیست بلکه در صحنه ظاهر می شود. شواهد این سخن در تغییر وضعیت اروپا، فشار آوردن ژاپن و کره و اتخاذ سیاست تسلیم و صحبت با ایران توسط کشورهای عربی، قابل مشاهده است. حتی واسطه کردن کشور چین توسط ترامپ نیز نشانه ای بر تحقق این شروط است.
https://ihkn.ir/?p=44890
دکتر اباصالح تقیزاده در رادیو اشراق، خطرات آتشبس بدون قید و شرط در جنگ فعلی را تشریح کرد. وی هشدار داد که آتشبس میتواند به جنگ داخلی، ناامیدی جامعه و تضعیف انسجام ملی منجر شود.






















نظرات