به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محمد عشایری منفرد استاد حوزه علمیه قم، در یادداشتی در خصوص جنگ ایران با دشمن اسرائیلی آمریکایی مطرح کرد؛
«وَ أَحُثُّکُمْ عَلَى جِهَادِ أَهْلِ اَلْبَغْیِ فَمَا آتِی عَلَى آخِرِ قَوْلِی حَتَّى أَرَاکُمْ مُتَفَرِّقِینَ أَیَادِیَ سَبَا تَرْجِعُونَ إِلَى مَجَالِسِکُمْ وَ تَتَخَادَعُونَ عَنْ مَوَاعِظِکُمْ: به جنگ با ستمکاران تشویقتان میکنم اما هنوز به آخر سخنم نرسیدهام که میبینم مانند سیلزدگان سرزمین سبا، متفرق میشوید و به محافل خصوصی خود برمیگردید و در قالب موعظه، با یکدیگر خدعه میکنید!»
«تَتَخَادَعُونَ عَنْ مَوَاعِظِکُمْ» یعنی چه؟
در زبان عربی کلمهی «مِن» نقطه شروع حرکت را و کلمهی «إلی»، نقطه پایان حرکت را نشان میدهد اما کلمهی «عن»، گذرگاه را نشان میدهد؛ یعنی نقطهای را نشان میدهد که شیئ متحرک از آن نقطه عبور کرده است.
در اینجا حضرت امیر علیهالسلام کلمهی «عن» را بر سر «مواعظکم» آوردهاند تا این تصویر/#استعاره را به نمایش نهند که «خدعهی مردم کوفه از دهانشان خارج میشد و از نقاب موعظهای که بر صورت افکنده بودند، عبور میکرد و به گوش مخاطب میرسید»!
گویا خدعهگران کوفی، نقابی از موعظه بر چهره افکنده بودند و خدعههای خویش را در قالب موعظه به مخاطبان منتقل میکردند تا اثرگذارتر باشد. خلاصه آنکه کوفیان در «پوشش موعظه و دلسوزی به حال یکدیگر»، برعلیه فراخوان جهاد امیرالمؤمنین علیهالسلام خدعه میکردند و نمیگذاشتند کسی به ارودگاه علی ع بپیوندد.
عجیبتر آنکه آنچه در کوفه رخ میداد، خدعه نبود، بلکه «تخادع» بود. ظاهرا منظور از تخادع، «یکنوع خدعهگری همافزا و دستهجمعی» است که در آن، شنونده با تأیید و پذیرش خدعهای که در قالب موعظه میشنید، خدعهگر را بر سر ذوق میآورد و از او تشکر میکرد و اصلا شاید گاه شنونده نیز در قالب موعظهای دیگر، خدعهی دیگری برضد اردوگاه علی ع، ساز میکرد و تحویل خدعهگر اول میداد.
این موضوع، مصداق بارز «تخذیل: تلاش برای جلوگیری از پیوستن مجاهدان به جهاد» است که فقیهان نیز از حرمت آن بحث کردهاند در آیات الاحکام در ذیل آیات مبارکِ «قَدْ یَعْلَمُ اللّٰهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَ الْقٰائِلِینَ لِإِخْوٰانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنٰا» و «لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ» و «لَقَدِ اِبْتَغَوُا اَلْفِتْنَهَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ اَلْأُمُورَ حَتّٰى جٰاءَ اَلْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اَللّٰهِ وَ هُمْ کٰارِهُونَ» و نیز در کتاب الجهاد با عنوان «التخذیل» بررسی شده است (تذکره الفقهاء، ۹/۳۵)
در متون فقهی حتی «اطلاع دادن از سردی یا گرمی هوا» نیز گاه از مصادیق تخذیل شمرده شده است (التخذیل قد یحصل بذکر بروده الهواء)!
📚التبیان شیخ طوسی، ۳/۳۶۴
📚تذکره الفقهاء، ۹/۳۵
📚منتهی المطلب، ۱۴/۳۶۵
📚شرح کافی ملاصالح مازندرانی، ۱۲/۴۲۲
📚الروضه البهیه (۱۰ جلدی)، ج ۲، ص: ۴۰۶
📚جامع البیان الطبری، ج ۱۱، ص ۴۸۸
آنچه در کوفه رخ میداد، خدعه نبود، بلکه «تخادع» بود. ظاهرا منظور از تخادع، «یکنوع خدعهگری همافزا و دستهجمعی» است که در آن، شنونده با تأیید و پذیرش خدعهای که در قالب موعظه میشنید، خدعهگر را بر سر ذوق میآورد و از او تشکر میکرد و اصلا شاید گاه شنونده نیز در قالب موعظهای دیگر، خدعهی دیگری برضد اردوگاه علی ع، ساز میکرد و تحویل خدعهگر اول میداد.






















نظرات