به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد ارسطا، استاد درس خارج حوزه علمیه، در ابتدای جلسه درس خود دو خطبه مبیّن وضعیت کنونی کشور از امیرالمؤمنین علی علیه السلام و فرزندشان امام حسن علیه السلام را شرح میدهند که در ادامه خدمت شما ارائه شده است:
چرا امام حسن(ع) ناچار به صلح شد؟
امام مجتبی علیهالسلام پس از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام، بر اساس خواست خود مردم، زمام حکومت را بر عهده گرفت. پس از آنکه امام حسن علیهالسلام در منصب حکومت استقرار یافت، خطبهای خواند. این خطبه در منابع متعدد شیعه و اهل سنت نقل شده است.
برای نمونه میتوان به چند منبع اشاره کرد:
در کتاب «نزهه الناظر» صفحه ۷۸؛ در کتاب «بحارالأنوار» جلد ۴۴ صفحه ۲۲؛ در کتاب «التشریف بالمنن» تألیف مرحوم سید علی بن طاووس ـ که به «الملاحم و الفتن» نیز معروف است ـ در صفحه ۳۶۲.
همچنین در منابع اهل سنت نیز نقل شده است. برای مشاهده این منابع میتوان به کتاب مرحوم فیروزآبادی با عنوان «فضائل الخمسه من الصحاح السته» مراجعه کرد؛ در جلد سوم این کتاب، صفحه ۲۴۲، مرحوم فیروزآبادی به منابع اهل سنتی که این خطبه امام مجتبی علیهالسلام را نقل کردهاند اشاره کرده است.
این خطبه در شرایطی بسیار حساس ایراد شد. امیرالمؤمنین علیهالسلام تازه به شهادت رسیده بود، مردم با امام حسن مجتبی علیهالسلام بیعت کرده بودند و اعلام میکردند که از شما حمایت میکنیم و تابع دستورات شما هستیم.
در چنین وضعیتی که معاویه همچنان بهعنوان یک نیروی شورشی علیه حکومت امام حسن علیهالسلام فعالیت میکرد، امام مجتبی علیهالسلام برای مردم سخنرانی کرد و خطبهای خواند. در این خطبه فرمود:
«اِنَّ مُعاوِیهَ قَدْ دَعانا اِلَی اَمْرٍ لَیْسَ فیهِ عِزٌّ وَلا نَصَفَهٌ.»
یعنی معاویه ما را به کاری دعوت کرده است که نه در آن نه عزتی وجود دارد و نه انصافی. سپس فرمود:
«فَاِنْ اَرَدْتُمُ الْمَوْتَ رَدَدْناهُ عَلَیْهِ وَحَکَّمْنا اِلَی اللّهِ.»
اکنون سؤال من، امام مجتبی، از شما مردم این است: اگر شما آماده جانفشانی برای حکومت اسلامی هستید، ما پیشنهاد معاویه را رد میکنیم و داوری را به خداوند واگذار میکنیم؛ یعنی وارد میدان نبرد با معاویه میشویم تا خداوند متعال میان ما حکم کند و تقدیر خود را رقم بزند.
اما:
«وَاِنْ اَرَدْتُمُ الْحَیاهَ قَبِلْناهُ وَ اَخَذْنا بالرِّضا.»
اگر شما حاضر به جانفشانی برای حکومت اسلامی نیستید و میخواهید زنده بمانید، پیشنهاد معاویه را میپذیریم و آنچه مورد رضایت شماست انجام خواهیم داد.
ببینید پاسخ مردم چه بود: در منابع دو نقل آمده است. در یک نقل چنین آمده است:
«فَنادیَ القَومُ: البَقِیَّهَ، البَقِیَّهَ.»
مردم فریاد زدند: ما میخواهیم باقی بمانیم، میخواهیم زنده بمانیم.
در نقل دیگر چنین آمده است:
«فَنادیَ القَومُ بِاَجمَعِهِم: بَلِ البَقِیَّهُ وَالحَیاهُ.»
همه مردم یکصدا فریاد زدند: ما بقا و زندگی را میخواهیم.
در چنین شرایطی بود که امام حسن علیهالسلام ناچار به پذیرش صلح با معاویه شد.
در همین خطبهای که امام مجتبی علیهالسلام ایراد کردهاند، در آغاز خطبه چنین آمده است که حضرت فرمود:
«وَکُنتُمْ فِی مُبْتَدَإِکُمْ إِلَى صِفِّینَ وَدِینُکُمْ أَمَامَ دُنْیَاکُمْ»
ای مردم، در آغاز کار ـ زمانی که در معرکه صفین حضور پیدا کردید و پیش از آنکه فریفته نیرنگی شوید که عمروعاص به کار بست ـ دین شما پیشاپیش دنیای شما قرار داشت؛ یعنی دینتان برای شما از دنیایتان مهمتر بود.
«وَقَدْ اَصبَحْتُم دُنْیاکُم اَمامَ دینِکُم.»
اما اکنون وضعیت برعکس شده است؛ اکنون دنیای شما در پیشاپیش دین شما قرار گرفته است، یعنی دنیایتان برای شما مهمتر از دینتان شده است.
حضرت میفرماید:
«وَکُنّا لَکُمْ وَکُنْتُمْ لَنا.»
رابطه ما و شما پیش از آنکه فریب نیرنگهای معاویه و یاران او را بخورید چنین بود: ما برای شما بودیم و شما برای ما.
یعنی ما ـ که مقصود امام و مسئولان حکومت است ـ خود را وقف خدمت به شما کرده بودیم، و شما نیز نسبت به ما فرمانبردار بودید و به بیعتی که با ما بسته بودید پایبند میماندید.
اما اکنون وضعیت تغییر کرده است:
«فَصِرْتُمُ الآنَ کَأَنَّکُمْ عَلَیْنَا»
اکنون چنین شده که گویا شما در برابر ما قرار گرفتهاید؛ نهتنها فرمانبرداری ندارید، بلکه گویی با ما دشمنی میکنید.
این جملات امام مجتبی علیهالسلام شما را به یاد کدام سخنان از پدر بزرگوار آن حضرت، یعنی امیرالمؤمنین علیهالسلام، میاندازد؟
شرط بقای حکومت در نهجالبلاغه
سخن امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه شباهت زیادی با فرمایش امام مجتبی علیهالسلام دارد. در خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه میخوانیم که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید:
«فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّهُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاهِ وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاهُ إِلَّا بِاسْتِقَامَهِ الرَّعِیَّهِ.»
یعنی مردم اصلاح نمیشوند و امورشان سامان نمییابد مگر با صلاح حاکمان، و حاکمان نیز اصلاح نمیشوند مگر آنکه مردم ـ همان کسانی که حاکمان موظف به رعایت حقوق آنان هستند ـ در مسیر حق خود استقامت بورزند و ضعف و سستی نشان ندهند..
سپس امیرالمؤمنین علیهالسلام اضافه میکنند:
فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّهُ إِلَى الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ»
اگر مردم حق والی را ادا کنند و والی نیز حق مردم را ادا کند، آنگاه حق در میان آنان عزت مییابد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در ادامه مطالبی را بیان میکنند تا به این جمله میرسند که:
«طُمِعَ فِی بَقَاءِ الدَّوْلَهِ»
در صورتی که رعیت و والی هر دو صالح باشند و هر کدام به وظایف خود عمل کنند، آن زمان است که امید به بقای چنین دولتی زنده میشود؛ و اگر چنین نباشد، امیدی به ادامه یافتن آن دولت وجود نخواهد داشت.
این دو سخن ـ یکی از امیرالمؤمنین علیهالسلام و دیگری از امام مجتبی علیهالسلام ـ تبیین خوبی از شرایط موجود زمانه ماست و نشان میدهد که پایبندی مردم به حمایت از حکومت اسلامی و رشادتی که از خود نشان میدهند تا چه اندازه میتواند در امید به بقای این دولت مؤثر باشد و تا چه حد دلالت قوی بر مقبولیت این نظام از نگاه مردم داشته باشد.
به امید آنکه انشاءالله خداوند متعال، با دعای امام زمان علیهالسلام، چشم همه ما را زودتر از آنچه انتظار داریم به پیروزی قطعی ایران اسلامی بر دشمنانش روشن بگرداند و انشاءالله به حق خون شهدا ـ و در رأس آنها خون امام شهدا، مرحوم آیتالله خامنهای، امام شهیدمان ـ در فرج تعجیل بفرماید.
https://ihkn.ir/?p=45172
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد ارسطا، استاد درس خارج حوزه علمیه، در ابتدای جلسه درس خود دو خطبه مبیّن وضعیت کنونی کشور از امیرالمؤمنین علی علیه السلام و فرزندشان امام حسن علیه السلام را شرح میدهند که در ادامه خدمت شما ارائه شده است.






















نظرات