به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، آیت الله عباس کعبی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری طی گفتگویی که متن کامل آن در ادامه میآید، جزئیات روزهای پس از شهادت حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای، نقش مردم در مدیریت میدان و چگونگی انتخاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی را تشریح کرده است:
وقتی ملت، رهبری میدان را به دست گرفت
ضایعه سنگین و فاجعه جانگداز شهادت امامِ شهیدمان، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه)، غمی تمامنشدنی است. آتش جانافروز این فراق، هرگز خاموشی نمیپذیرد.
این اندوه، از جنس غم حسینی است که حماسهآفرین است. همانگونه که مصیبت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) پیروزی خون بر شمشیر را رقم زد و اسلام را برای همیشه بیمه کرد، شهادت حضرت آقا و یاران باوفایش نیز برکاتی عظیم به همراه داشت. از جمله این برکات، حضور بیدریغ مردم ولایتمدار و وفادار در خیابانها و شکلگیری حماسه عظیم مردمی بود.
به تعبیر رهبر شهیدمان که فرمودند: «خداوند این ملت را مبعوث کرد»؛ حقیقتاً این بعثت و انگیختگی مردمی چنان بود که چنانچه حضرت امام مجتبی خامنهای (حفظه الله) فرمودند، در آن هشت روز نخست که هنوز رهبر و فرمانده کل قوا تعیین نشده بود، رهبری میدان را خود ملت به دست گرفت. نیروهای مسلح، بهویژه نیروی هوافضا، چنان موشکهای بالستیکی را به قلب تلآویو و حیفا شلیک کردند که این اقدام با عزم و ارادهای ملی و مردمی گره خورده بود.
خبرگان رهبری نیز از این ملتِ مبعوث جدا نیستند؛ همان فضایی که در جامعه حاکم بود، در مجلس خبرگان رهبری نیز جاری بود.
شب شهادت (روز شنبه)، تقریباً ساعت دو و اندی از شب بود که من از دو جهت مطلع شدم و با اطمینان ۱۰۰ درصدی از وقوع این حادثه آگاه گشتم. لحظات بسیار سختی بر من گذشت. تأکید شد که ساعت پنج صبح، صداوسیما اطلاعرسانی خواهد کرد. من در اهواز بودم و به دوستان گفتم خود را برای حرکت آماده کنند. بلافاصله راهی مرکز شدم و در همان مسیر با اعضای هیئترئیسه مجلس خبرگان بهویژه حضرت آیتالله حسینی بوشهری و حضرت آیتالله اعرافی، دو نایبرئیس مجلس خبرگان، تماس گرفتم و گفتم فردا صبح برای برگزاری جلسه هیئترئیسه آماده باشید. ایشان بسیار متعجب شدند و هنوز مطلع نبودند و باور نمیکردند.
جلسه هیئترئیسه ساعت هشت صبح روز یکشنبه تشکیل شد. من به دلیل مسیر طولانی، ساعت یازده رسیدم و در جلسه اول حضور نداشتم. در آن جلسه، با توجه به شرایط جنگی، تصمیم گرفته شد که اعضای هیئترئیسه تقسیم وظیفه کنند و از خبرگان به صورت کتبی و غیرحضوری نظرخواهی شود، هرچند درباره سازوکار آییننامهای این روش بحثهایی انجام شد.
در جلسات بعدی، همه اعضا حضور داشتند. مجموعاً شش یا هفت جلسه هیئترئیسه برگزار کردیم تا شب قدر (۱۹ رمضان) که جلسه نهایی تشکیل شد. این جلسات از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود. من از همان روز یکشنبه که به تهران رسیدم، جلسات فشردهای را با تک تک اعضای هیئترئیسه و خبرگان در دسترس برگزار کردم؛ گاهی دو نفر، سه نفر، پنج نفر، ده نفر و گاهی پانزده نفر جمع میشدیم و تبادل نظر میکردیم.
در همین ایام، با برخی از عزیزانی که خود در مظان نامزدی برای رهبری بودند، به صورت خصوصی گفتگو کردم. به آنها گفتم: «برداشت من این است که آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) از مقبولیت عام بالایی برخوردار است و ملت به ایشان توجه ویژه دارند. به نظر من، نظر خبرگان نیز به همین سمت خواهد رفت. ایشان با نفوذ کلمهای که دارند، میتوانند امتداد امامت امام شهید خامنهای باشند. اما اگر شما مطرح شوید، ممکن است دو، سه سال زمان ببرد تا کسی شما را در این جایگاه بپذیرد و چه بسا هرگز جا نیفتد. مقبولیت عامه بسیار مهم است. بهتر است شما کمک کنید که مسئله ایشان پیش برود.»
گفتگوهای پیش از رایگیری
فضای عمومی خبرگان در همان روزهای اول در اثر مباحثات به این نتیجه رسیده بودند که به امامت امام مجتبی خامنهای رأی بدهند، اما سازوکارش مهم بود که چه سازوکاری برگزار کنیم. نمیشد جلسه بگیریم، به غیر جلسه هم سخت بود. خلاصه اجمالاً از تهران هم شورای عالی امنیت ملی و دبیرخانهاش و شورای موقت رهبری و برخی از متنفذین و بزرگان کشور پیشنهاد داشتند که جلسه حضوری باشد و جلسه غیرحضوری برگزار نشود، تا بعداً حرف و حدیثی پیش نیاید. ما هم در هیئترئیسه دو مسیر را طی کردیم. اگر بتوانیم جلسه حضوری برگزار کنیم، این اولویت دارد؛ اگر نشد، رأیگیری غیرحضوری انجام شود.
بعد از اینکه دبیرخانه خبرگان را در خیابان سمیه زدند، کار کمی سخت شد. دو، سه دفعه هم تجمع خبرگان قرار بود برگزار شود که به خاطر وضعیت قرمز (امنیتی) لغو شد. برگزاری جلسه با مقامات امنیتی بود، نه با ما که بتوانیم افراد را جمع کنیم. دعوتنامه هم نمیشد به شکل کتبی صادر کرد. نیروهای امنیتی باید افراد را جمع میکردند. خبرگانی که در قم بودند مدتی ماندند یا در تهران – هر جا که جلسه قرار بود برگزار شود – جمعآوری آنها خیلی سخت بود. بعضی از عزیزان خبرگان به ما تماس میگرفتند و میخواستند به شهرستان برگردند؛ بعضیها هم برگشته بودند. جمع کردن آقایان واقعاً بسیار سخت بود.
روند رایگیری نهایی
پس از ورود آیتالله بوشهری، آیتالله موحدی کرمانی و مهمان جلسه، مراسم به طور رسمی آغاز شد. مهمان سخنان خود را ایراد کرد و برخی از حاضران نیز نکاتی را مطرح نمودند. تلاش شد جلسه در کمال نظم و احترام مدیریت شود و پس از پایان سخنان، از مهمان با احترام بدرقه به عمل آمد.
سپس مقرر شد تنها اعضای مجلس خبرگان در جلسه باقی بمانند. هیچ فرد غیرعضو، حتی پاسدارانی که مسئولیت حفاظت را بر عهده داشتند و یا سایر افراد متفرقه، اجازه حضور نیافتند و همگی سالن را ترک کردند.
در ادامه، برگههای رأی توزیع شد و به خبرگان اعلام گردید که هر کس هر فردی را که واجد شرایط رهبری میداند، آزادانه بنویسد. رأیگیری به صورت مخفی انجام شد. گلدانهای رأی توزیع و سپس جمعآوری گردید. من شخصاً برگهها را شمارش کردم و نتیجه را همانجا اعلام نمودم:
حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) با اکثریت قاطع یعنی بیش از ۹۲ درصد حاضران به عنوان ولیفقیه و رهبر انقلاب اسلامی شناخته شدند.
پس از اعلام این نتیجه، حاضرین تکبیر و صلوات فرستادند و اظهار شادی و خرسندی کردند. سپس بنده بیانیههای مربوطه را قرائت کردم. در این بیانیه، هم مقدمات موضوع و هم شرایط انتخاب رهبری به طور کامل تشریح شده بود؛ همان بیانیهای که بعداً از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.
در ادامه، از نخبگان حوزه و دانشگاه و اقشار مختلف مردم درخواست شد تا با رهبر منتخب بیعت کنند. پس از آن، رئیس مجلس خبرگان، حضرت آیتالله موحدی کرمانی، به مدت دو دقیقه سخنرانی کردند و این بیت شعر معروف منسوب به شیخ مفید را خواندند:
«لاصوتَ الناعی بفقدک إنّهُ یومٌ علی آل الرسول عظیم»
(ای کاش خبردهنده مرگت، خبر مرگ تو را نیاورده بود که مردن تو روزی است که برای آل محمد مصیبت بزرگی است.)
سپس ایشان دعوت به بیعت کردند و اعلام نمودند که انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای، امتداد راه شهادت امام شهیدمان است و برکات فراوانی به همراه خواهد داشت.
پس از آن، برخی از اعضای خبرگان تأکید کردند که همه بحثها به پایان رسیده و از این پس باید بر محورهای وحدت، مقاومت، امتداد خط امام شهید و اطاعت از رهبری متمرکز شد و سپس جلسه به پایان رسید.
بلافاصله نتایج جلسه اعلام شد و صدا و سیما آن را پخش کرد. موج گستردهای از حمایت، بیعت و همراهی از سوی ملت، نخبگان و اقشار گوناگون شکل گرفت.
از همان ابتدا، برخی تلاش کردند برای فرآیند انتخاب رهبری در مجلس خبرگان حاشیهسازی کنند، اما مسیر هیئترئیسه کاملاً روشن بود. ما در چارچوب شرع، قانون اساسی و آییننامه داخلی خبرگان عمل کردیم.
همه معیارهای قانونی و شرعی در وجود حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) جمع بود؛ یعنی همان شرایطی که در اصول ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است.
شرط اول: صلاحیت علمی لازم برای افتا در همه ابواب مختلف فقه
ما این شرط را به طور کامل احراز کردیم. ملاک ما تنها هشت روز پس از شهادت حضرت آقا نبود، بلکه پیش از آن تحقیقات گسترده و میدانی انجام شده بود. همه بحثهایی که در رسانهها مطرح شده بود و شایعات نادرستی که دشمن منتشر کرده بود، مورد بررسی دقیق قرار گرفت.
در این بررسیها، موارد زیر ارزیابی شد:
-
جزوات درسی ایشان
-
وجود شاگردان بسیار زیاد (بیش از هزار شاگرد)
-
جزواتی که خود ایشان به خط خود و به زبان عربی تألیف کرده بودند؛ از جمله جزوهای در «شرط استطاعت حج»، جزوهای در «وقف» و چند جزوه دیگر
علاوه بر این، برخی از اعضای محترم خبرگان با ایشان مباحثات علمی داشتند و شهادت خود را در این زمینه ارائه داده بودند. تقریباً برای همه ما روشن شده بود که ایشان از نظر علمی جایگاهی بسیار والا دارند.
به عنوان نمونه، در درس خارج فقه حضرت آیتالله وحید خراسانی که ایشان حاضر میشدند، برخی از شاگردان معتقد بودند که ایشان از بسیاری از حاضران از لحاظ علمی قویتر بود. همچنین حضور و فعالیت ایشان در دروس فقه، اصول، تفسیر و سایر علوم اسلامی کاملاً شناختهشده بود. بنابراین، صلاحیت علمی ایشان به طور قطعی احراز گردید.
از سوی دیگر، برخی از فقهای برجسته حوزه، جزوات ایشان را جداگانه مطالعه کرده بودند و به توانمندی علمی ایشان شهادت داده بودند. حتی آیتالله احمد مؤمن (از اعضاء مجلس خبرگان) نقل کردند:
«ایشان دو، سه هفته بیشتر در درس پدرم حاضر نشد. با اینکه برادرشان (آیتالله آقا سید مصطفی خامنهای) یک دوره اصول و مباحث فقهی پدرم را حاضر شد، ولی ایشان فقط دو، سه هفته آمدند. علت این بود که ایشان از لحاظ اصول، روش اصول مفصل را میپسندیدند (مانند همان مدلی که در درس آیتالله وحید و دیگران جاری است) در حالی که پدرم درس مختصر میدادند. با این وجود، پدرم در آن زمان میفرمودند: آقا سید مجتبی توانمندی علمی بالایی دارد.»
شرط دوم: تقوا و عدالت
شرط سوم: تجربه حکمرانی و مدیریتی
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) سی و هفت سال تجربه مستقیم حکمرانی در کنار پدر را در کارنامه خود دارند. ایشان در تمام این سالیان، فراز و فرود مسائل کشوری و لشکری را از نزدیک نظاره کرده و در آنها حضور داشته است.
ویژگیهای برجسته ایشان در این زمینه عبارت است از:
-
رجالشناس و مردمشناس هستند
-
مسائل حکمرانی را به خوبی میدانند
-
اشخاص و شخصیتها را به دقت میشناسند
حضرت آقا (امام خامنهای شهید) پروندههای خاصی را به ایشان ارجاع میدادند. اگرچه ایشان منصب رسمی نداشتند، اما عملاً به مثابه دستیار ویژه رهبری عمل میکردند.
برخی از شخصیتهای بزرگ جبهه مقاومت، از جمله شهید سید حسن نصرالله و شیخ نعیم قاسم و دیگران، داستانهایی را از ارتباط خود با آقا سید مجتبی خامنهای برای بنده نقل کردهاند. ایشان نیز متقابلاً به من میفرمودند که در جلساتی که فرماندهان مقاومت با حضرت آقا داشتند، خود ایشان نیز حاضر میشدند و در جریان جزئیات قرار میگرفتند. این موضوع، تدبیر، مدیریت، تجربه حکمرانی و شجاعت ایشان را به خوبی نشان میدهد. حتی خود حضرت آقا (امام خامنهای شهید) نیز از ایشان مشورت میگرفتند.
https://ihkn.ir/?p=45988
آیتالله کعبی: همه معیارهای قانونی و شرعی در وجود حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) جمع بود؛ یعنی همان شرایطی که در اصول ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است.






















نظرات