به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از خبرگزاری حوزه؛ میزگرد پنجم با موضوع «خونخواهی و انتقام خون قائد شهید» از طرف دفتر امور اجتماعی و سیاسی حوزههای علمیه و با مشارکت مرکز رسانه و فضای مجازی حوزههای علمیه روز سه شنبه با حضور حججالاسلام والمسلمین حسین بنیادی و حسن گلی شیردار و دبیری حجت الاسلام والمسلمین مهدی رهنما در سالن جلسات مرکز رسانه و فضای مجازی حوزه در قم برگزار شد.
«انتقام» در فقه اجتماعی، هم عنوان حق است و هم تکلیف
در ابتدای این نشست حجتالاسلام والمسلمین حسین بنیادی، استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه موضوع «انتقام» در چارچوب فقهی در باب جهاد قابل بررسی است، گفت: تمرکز اصلی در این بحث باید بر عنوان قرآنی و روایی «انتقام» باشد؛ چرا که برخلاف «قصاص» و «تقاص» که عمدتاً ناظر بر حق هستند، عنوان انتقام میتواند هم منشأ ایجاد حق و هم منشأ ایجاد حکم و تکلیف باشد.
وی در تبیین جایگاه فقهی و ماهیت مفهوم «انتقام» و نسبت آن با عناوینی همچون قصاص، تقاص، جهاد، حق و تکلیف، به پرسشهایی درباره خاستگاه فقهی انتقام، عمومی یا شخصی بودن آن، تفاوت انتقام الهی با امر به انتقام و همچنین نسبت این مفهوم با عدالت پاسخ داد.
انتقام در چارچوب فقهی در باب جهاد بررسی میشود
این استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم در پاسخ به این پرسش که «انتقام در ذیل کدامیک از عناوین فقهی مورد بحث قرار میگیرد و آیا باید آن را در باب قصاص، حدود یا جهاد بررسی کرد؟» اظهار کرد: موضوع انتقام در باب جهاد مورد بحث قرار میگیرد. برای بررسی دقیق این موضوع باید میان عنوان «انتقام» و عناوین فقهی مشابه، از جمله «قصاص» و «تقاص»، تفکیک قائل شد و جایگاه هر یک را به صورت مستقل مورد بررسی قرار داد.
تمرکز بر عنوان «انتقام»
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی در پاسخ به این پرسش که آیا باید بحث را به حوزه «تقاص» یا «قصاص» برد یا اینکه تمرکز اصلی بر عنوان قرآنی و روایی «انتقام» باشد، تصریح کرد: معلوم است که باید تمرکز بر عنوان «انتقام» باشد. اگر بحث به سمت قصاص و حتی تقاص برده شود، مسئله «حق» پیش میآید؛ اما هنگامی که از عنوان «انتقام» سخن گفته میشود، موضوع میتواند هم ناظر بر «حق» و هم ناظر بر «تکلیف» باشد.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به تفاوت مبنایی این عناوین گفت: در بحث قصاص و تقاص، جنبه حقمدارانه موضوع برجسته است؛ در حالی که عنوان انتقام، ظرفیت آن را دارد که افزون بر ایجاد حق، منشأ ایجاد حکم و تکلیف نیز باشد. از این رو، نمیتوان مفهوم انتقام را صرفاً به یکی از عناوین فقهی مشابه فروکاست.
انتقام در نگاه قرآن و روایات، ماهیتی عمومی دارد
وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره اینکه «انتقام امری عمومی است یا شخصی؟» اظهار کرد: آیات قرآن کریم و احادیث اهل بیت(علیهمالسلام) بیشتر بر عمومی بودن انتقام تأکید دارند؛ به این معنا که انتقام میتواند واجد یک حق و تکلیف عمومی باشد. انتقام، چنانکه با انفعال در برابر ظلم متفاوت است، در واکنش به ظلم بزرگی مطرح میشود که جامعه اسلامی را تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین، در مواردی که تعدی و ظلم، جنبه عمومی پیدا میکند، موضوع واکنش و مقابله نیز از سطح یک مسئله شخصی فراتر رفته و جنبه عمومی پیدا میکند.
وی در ادامه با اشاره به برخی آیات قرآن کریم، از جمله آیه «فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ…» و آیه «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّیٰ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ» افزود: این دسته از آیات را میتوان در چارچوب واکنش به تعدی و ظلم ظالمان مورد توجه قرار داد؛ به این معنا که مقابله با تجاوز و ظلمی که آثار آن متوجه جامعه اسلامی است، صرفاً یک واکنش فردی و شخصی تلقی نمیشود.
تفاوت انتقام الهی با امر به انتقام عمومی
این پژوهشگر حوزوی در پاسخ به پرسش دیگری درباره تفاوت میان «انتقام الهی» و «امر به انتقام از سوی عموم» بیان کرد: انتقام الهی را از حیث زمان میتوان به دو قسم «اخروی» و «دنیوی» تقسیم کرد. در بررسی نسبت میان «حق» و «تکلیف»، میتوان گفت رابطه این دو عنوان، «عام و خاص منوجه» است و در وجه اشتراک، میان آنها نوعی تلازم نیز وجود دارد.
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی با اشاره به یک نکته مهم در تحلیل این موضوع اظهار کرد: به نظر میرسد در مسئله انتقام، بحث بر سر «ماهیت» است، نه صرفاً «مفهوم»، تا گفته شود آیا میان حق و حکم، تلازم مفهومی یا خارجی وجود دارد. عنوان «انتقام» عنوانی است که هم ایجاد حق میکند و هم ایجاد حکم. به عبارت دیگر، انتقام ماهیتی «ذوحق و ذوحکم» دارد؛ یعنی میتوان در آن، هم حیثیت حق و هم حیثیت حکم و تکلیف را مشاهده کرد.
این استاد حوزه علمیه قم برای تبیین این مسئله به نمونههایی مانند «دفاع از کشور» و «امر به معروف و نهی از منکر» اشاره کرد و گفت: این موارد نیز از جمله موضوعاتی هستند که در آنها میتوان نسبت میان حق و تکلیف را مشاهده کرد.
وی افزود: مفهوم، به طور کلی، مفاهیم حقیقی و اعتباری را در بر میگیرد و منظور از «ماهیت» در این بحث، مفهوم حقیقی است که از آن به «معقول اولی» نیز تعبیر میشود. بنابراین، با توجه به ماهیتشناسی عنوان انتقام، میتوان گفت این عنوان هم واجد جنبه حق و هم واجد جنبه حکم است؛ وضعیتی که در بسیاری از مباحث فقه اجتماعی نیز قابل مشاهده است.

امام سجاد(ع): عفو اصل است، اما در صورت زیانبار بودن گذشت، انتقام جایز است
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی برای تبیین نسبت میان عفو و انتقام، به روایتی از امام سجاد(ع) اشاره کرد و گفت: در آموزههای اسلامی، عفو و گذشت از جایگاه والایی برخوردار است، اما این امر به معنای نفی مطلق مقابله با ظلم نیست.
وی در تشریح این روایت از امام سجاد(ع) بیان کرد: «حَقُّ مَن أساءَکَ أن تَعفُوَ عَنهُ، و إن عَلِمتَ أنَّ العَفوَ عَنهُ یَضُرُّ انتَصَرتَ، قالَ اللّهُ تَبارَکَ و تَعالی: «و لَمَنِ انتَصَرَ بَعدَ ظُلمِهِ فاُولئکَ ما عَلَیهِم مِن سَبیلٍ» بر اساس این روایت، حق کسی که به انسان بدی کرده، در اصل عفو و گذشت است؛ اما اگر انسان بداند که عفو از فرد ظالم موجب زیان و استمرار آسیب خواهد شد، میتواند در برابر آن ظلم ایستادگی و از حق خود دفاع کند.
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی تصریح کرد: بنابراین، میان «عفو» و «انتقام» نمیتوان یک تعارض مطلق ایجاد کرد. عفو در جایی که موجب اصلاح، جلوگیری از تداوم دشمنی و تأمین خیر و صلاح باشد، فضیلت است؛ اما اگر گذشت موجب تقویت ظلم یا استمرار آسیب شود، مقابله با ظلم میتواند موضوعیت پیدا کند.
پاسخ به شبهه تعارض عفو با انتقام
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی در ادامه به یکی از شبهات مطرحشده درباره نفی انتقام اشاره کرد و گفت: گاهی با استناد به روایات مربوط به فضیلت عفو و بخشش، چنین برداشت میشود که هرگونه انتقام یا مقابله با فرد ظالم با آموزههای اسلامی ناسازگار است؛ در حالی که مجموعه آیات و روایات نشان میدهد مسئله عفو باید در جایگاه و شرایط خودش مورد بررسی قرار گیرد.
وی در این زمینه به حدیثی از پیامبر اسلام(ص) اشاره کرد: «اِذا کانَ یوْمُ الْقِیامَهِ نادی مُناد مَنْ کانَ اَجْرُهُ عَلَی اللّهِ فَلْیدْخُلِ الْجَنَّهَ فَیقالُ مَنْ ذَا الَّذی اَجْرُهُ عَلَی اللّهِ، فَیقالُ الْعافُونَ عَنِ الناسِ فَیدْخُلُونَ الْجَنَّهَ بِغَیرِ حِساب» بر اساس این روایت، در روز قیامت کسانی که مردم را عفو کردهاند، از اجر الهی برخوردار خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت میشوند.
این پژوهشگر حوزوی ادامه داد: این روایت بهخوبی نشاندهنده ارزش و فضیلت عفو در نگاه اسلام است، اما نمیتوان از آن نتیجه گرفت که در تمام شرایط، حتی جایی که عفو موجب استمرار ظلم و آسیب به جامعه میشود، مقابله با ظلم ممنوع است. همانگونه که در روایت امام سجاد(ع) نیز تصریح شده است، اگر عفو موجب زیان شود، ایستادگی در برابر ظلم جایگاه خود را خواهد داشت.
مصالح عمومی؛ معیار تشخیص عفو یا انتقام
وی در ادامه با طرح این پرسش که «آیا مصالح عامه همیشه بر انتقام مقدم است؟» اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید روشن شود که منظور از مصالح عامه چیست و در چه شرایطی و با چه معیاری تحقق پیدا میکند. اگر دشمن یا جریان متجاوز همچنان بر ظلم خود اصرار داشته باشد و این ظلم استمرار پیدا کند، باید بررسی کرد که آیا مصلحت عمومی در عفو و گذشت است یا در مقابله و انتقام.
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: به عنوان نمونه، در موضوعاتی همچون قصاص و برخورد با جانی یا محارب، نمیتوان بدون توجه به آثار اجتماعی و پیامدهای تصمیم، صرفاً اصل عفو را ملاک قرار داد. در چنین مواردی باید دید کدام اقدام بیش از همه با عدالت، امنیت جامعه و جلوگیری از استمرار ظلم سازگار است. بنابراین، مسئله مصالح عمومی باید بهصورت عینی و بر اساس شرایط و آثار هر اقدام مورد ارزیابی قرار گیرد و نمیتوان یک حکم کلی صادر کرد که در همه شرایط، عفو بر مقابله با ظلم مقدم باشد.
تقابل با ظلم، بخشی از ماهیت دفاع و جهاد است
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موضوع انتقام در جهاد ابتدایی و دفاعی گفت: در بحث انتقام در جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی، تقسیم انتقام به «مجاز» و «منفی و مذموم» بدون توجه به ماهیت و شرایط جهاد، اساساً تقسیمبندی دقیقی نیست. هنگامی که سخن از دفاع و جهاد به میان میآید، عنصر تقابل با طرف مقابل یکی از مؤلفههای اساسی آن است. به بیان دیگر، اگر مفهوم مقابله و تقابل با تجاوز از منظومه دفاع و جهاد حذف شود، اساساً ماهیت دفاع و جهاد قابل تحقق نخواهد بود.
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی خاطرنشان کرد: این تقابل ممکن است در شرایط و اشکال مختلفی تحقق پیدا کند؛ گاهی در قالب مقابله با یک اقدام تروریستی، گاهی در قالب مقاتله در میدان جنگ و گاهی نیز در قالب اقداماتی که برای دفع تهدید و جلوگیری از استمرار تجاوز ضرورت پیدا میکند.
انتقام؛ مفهومی محدود به زمان، افراد یا حکومتها نیست
وی تأکید کرد: بر این اساس، اگر مفهوم انتقام در چارچوب دفاع و مقابله با ظلم مورد تحلیل قرار گیرد، نمیتوان آن را صرفاً به یک مقطع زمانی خاص، افراد مشخص یا صرفاً به حکومتها محدود کرد. مسئله اصلی، تشخیص وضعیت ظلم و تجاوز، استمرار یا توقف آن و همچنین تعیین شیوه متناسب برای مقابله است. بنابراین، در مواردی که تهدید و تجاوز استمرار دارد، مقابله نیز میتواند در چارچوب ضوابط خود موضوعیت داشته باشد.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه تأکید کرد: بر اساس مجموعه این مباحث، انتقام در منطق اسلامی را نباید با معنای رایجِ کینهتوزی، خشونت بیضابطه یا اقدام خارج از عدالت یکسان دانست. آنچه در آموزههای دینی مورد توجه قرار گرفته، مقابله با ظلم و تجاوز در چارچوب عدالت، رعایت حدود الهی و متناسب با شرایط است؛ از همین رو، در مواردی که عفو به اصلاح و خیر عمومی منجر شود، فضیلت خواهد بود و در مواردی که گذشت موجب استمرار ظلم و آسیب شود، مقابله با ظلم میتواند ضرورت پیدا کند.
«نفی سبیل» و حفظ نظام از مبانی فقهی مقابله با سلطه کافران است
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی با اشاره به مبانی قرآنی و فقهی مقابله با سلطه و تجاوز، گفت: موضوع انتقام و مقابله با دشمن را میتوان در چارچوب اصل امتناع از پذیرش سلطه کافران و قواعد مسلم فقهی از جمله «حرمت دم مسلمان»، «لاضرر»، «نفی سبیل» و «حفظ نظام» مورد بررسی قرار داد.
وی با استناد به آیه شریفه «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» اظهار کرد: یکی از مصادیق امتناع از پذیرش سلطه کافران، ایستادگی و مقابله در برابر تجاوز و سلطهای است که عزت و استقلال جامعه اسلامی را تهدید میکند. در فقه اسلامی نیز قواعد متعددی وجود دارد که میتوان در تحلیل این مسئله به آنها استناد کرد؛ از جمله قاعده «حرمه دم المسلم»، قاعده «لاضرر»، قاعده «نفی سبیل» و قاعده «حفظ نظام». بررسی دقیق این قواعد میتواند چارچوبی برای تبیین مسئولیت جامعه اسلامی در مواجهه با تهدیدها و تجاوزهای دشمن ارائه دهد.
جهاد در سیره پیامبراکرم(ص)؛ وظیفه فردی یا حکومتی؟
وی در ادامه با طرح یک پرسش اساسی درباره جایگاه جهاد در سیره پیامبر اکرم(ص) گفت: این سؤال مطرح است که آیاتی که پیامبراکرم(ص) را به تحریک و تشویق مؤمنان برای جهاد و قتال فرمان میدهد، ناظر به جایگاه شخصی پیامبراعظم(ص) است یا آنکه این دستورات در مقام حاکم و رهبر جامعه اسلامی صادر شده است؟
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی برای تبیین این موضوع به آیه ۶۵ سوره انفال اشاره کرد و افزود: خداوند متعال در این آیه میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ ۚ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ…» خطاب مستقیم قرآن کریم به پیامبر(ص) برای تحریض و تشویق مؤمنان به قتال، نشاندهنده آن است که مسئله جهاد صرفاً در قالب یک اقدام فردی قابل تحلیل نیست و باید جایگاه پیامبر(ص) بهعنوان رهبر و حاکم جامعه اسلامی نیز در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین با اشاره به آیه ۲۵ سوره حدید، اظهار کرد: قرآن کریم در تبیین رسالت انبیا، میان «بینات»، «کتاب»، «میزان» و «حدید» پیوند برقرار میکند و میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ» در این آیه، در کنار ارسال پیامبران با دلایل روشن و نازل کردن کتاب و میزان برای برپایی قسط، از «حدید» و برخورداری آن از «بأس شدید» نیز سخن گفته شده است؛ بنابراین میتوان این آیه را در بحث نسبت میان عدالت، اقتدار و حکومت مورد توجه قرار داد.
سیره امیرالمؤمنین(ع) و مسئله حکومت اسلامی
وی با اشاره به جنگهای امیرالمؤمنین(ع) افزود: بررسی جنگهای امیرالمؤمنین(ع) نیز در این زمینه اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه این جنگها در شرایطی رخ داد که ایشان علاوه بر جایگاه امامت، عهدهدار مسئولیت حکومت و اداره جامعه اسلامی بودند. از این منظر، باید میان اقدام فردی و اقدام حاکم اسلامی تفکیک قائل شد و جایگاه تصمیمگیری حکومتی در مواجهه با تهدید، شورش، تجاوز و حفظ کیان جامعه اسلامی را بهصورت مستقل مورد بررسی قرار داد.
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی در ادامه با اشاره به آیه شریفه «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» گفت: این آیه نیز میتواند از جمله آیاتی باشد که در بررسی ابعاد اجتماعی و حکومتی رسالت پیامبر اکرم(ص) مورد توجه قرار گیرد. تعبیر «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ» در کنار سایر آموزههای قرآنی، نشاندهنده وجود یک بُعد اجتماعی و سیاسی در مواجهه جامعه مؤمنان با دشمنان است و میتواند در بحث درباره جنبههای حکومت نبوی مورد استناد و بررسی قرار گیرد.
حجتالاسلام والمسلمین بنیادی در پایان تأکید کرد: برای فهم دقیق مسئله مقابله با دشمن و موضوع انتقام، لازم است مجموعهای از آیات قرآن کریم، قواعد فقهی و سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) در کنار یکدیگر بررسی شود تا میان احکام فردی، وظایف اجتماعی مؤمنان و اختیارات و مسئولیتهای حاکم اسلامی تفکیک روشنی صورت گیرد.
https://ihkn.ir/?p=47074
انتقام در منطق اسلامی را نباید با معنای رایجِ کینهتوزی، خشونت بیضابطه یا اقدام خارج از عدالت یکسان دانست. آنچه در آموزههای دینی مورد توجه قرار گرفته، مقابله با ظلم و تجاوز در چارچوب عدالت، رعایت حدود الهی و متناسب با شرایط است؛ از همین رو، در مواردی که عفو به اصلاح و خیر عمومی منجر شود، فضیلت خواهد بود و در مواردی که گذشت موجب استمرار ظلم و آسیب شود، مقابله با ظلم میتواند ضرورت پیدا کند.























نظرات