به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین مهدی احمدی، استاد حوزه و پژوهشگر حوزۀ فقه نظام، در پی صدور بیانیهای از سوی دانشگاه الازهر مصر درباره تحولات و درگیریهای مرتبط با رژیم صهیونیستی و همپیمانانش، بیانیهای علمی و انتقادی در پاسخ نگاشت. متن کامل این بیانیه به دو زبان عربی و فارسی شرح زیر است:
متن فارسی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، والصلاه والسلام علی خاتم الأنبیاء والمرسلین، محمد وآله الطاهرین
بیانیه علمی و شرعی در نقد رویکرد الازهر نسبت به حوادث مواجهه با رژیم صهیونیستی و همپیمانانش
با کمال تأسف و شگفتی، بیانیه صادر شده از سوی مؤسسه الازهر پیرامون رخدادها و درگیریهای جاری با رژیم غاصب صهیونیستی و همپیمانانش را مطالعه کردیم. مایه اندوه فراوان است که چنین دیدگاههایی از نهادی صادر میشود که به عنوان یکی از ریشهدارترین مراکز علمی جهان اسلام، امیدهای زیادی به آن بسته شده است. در لابهلای این بیانیه، خلل روششناختی آشکاری در تشخیص «موضوع خارجی» حوادث، آشفتگی روشنی در «تطبیق احکام شرعی» بر مصادیق آن، و غفلتی عمیق نسبت به مقاصد کلی شریعت به چشم میخورد.
از جایگاه امانتداری علمی و برای ادای تکلیف شرعی در نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، بر خود لازم دیدیم نکات و ملاحظات فقهی و اعتقادی روشنی را به برادرانمان در الازهر یادآور شویم؛ بدان امید که بینشها بر اساس ترازوی محکمات قرآن و سنت بازنگری شود و نهادهای علمی از لغزشگاههای توجیهِ ضمنیِ جنایاتِ دشمنان امت و متجاوزان به حریم مسلمانان مصون بمانند.
مبحث اول: بررسی دقیق موضوع (تنقیح مناط) دفاع مشروع و رد شبهه تجاوز
از بدیهیات فقه اسلامی و مسلمات عقلی که نه تنها بر علمای اسلام، بلکه بر نوآموزانِ دانش دین نیز پوشیده نیست، این است که «جهاد دفاعی»، «دفع متجاوز» از کیان اسلام، نگاهبانی از مرزهای مسلمانان و پاسداری از جان، ناموس و مال آنان، از اوجب واجبات عقلی و نقلی است. بر این اساس، با استنکار شدید علمی میپرسیم: با کدام ترازوی فقهی، دفاع جانانه از خویشتن و مقدسات امت به عنوان «تجاوز» تصویر میشود؟
آیا به گوش شما نرسیده است که ماشین کشتار صهیونیسم، با پشتیبانی قدرتهای استکباری جهان، حریم الهی را مباح شمرده، خون بیگناهان را ریخته، رهبران مقاومت را ترور کرده و شهرها را به تلی از خاکستر بدل ساخته و هیچ عهد و حرمتی را نگه نداشته است؟ آیا دفاع از این حریمها «تجاوز و سرکشی» تلقی میشود، در حالی که دههها اشغالگری، آوارگی و خونریزی به دست فراموشی سپرده شده است؟ اینگونه وارونه جلوه دادن حقایق و فقدان دقت در شناخت موضوع حکم شرعی، پرسش بنیادینی را درباره پیامدهای این فهم وارونه از واقعیتهای امت اسلامی مطرح میسازد.
مبحث دوم: محکمات قرآن در مسئله تولا و تبرا
آنچه در این گفتمان بیشتر مایه شگفتی است، نادیده گرفتن آشکار آیات محکمی است که پایههای عقیده «تولا و تبرا» (دوستی با خدا و دشمنی با دشمنان خدا) را بنا مینهند؛ آیاتی که به طور قاطع از گرایش به ستمگران و دوستی با کفارِ حربی نهی میکنند. خداوند متعال این مسئله را با قاطعیت در قرآن روشن ساخته است:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی مگیرید [به طوری] که با آنها اظهار دوستی کنید، در حالی که قطعاً به آن حق که برای شما آمده کافر شدهاند و پیامبر و شما را به جرم اینکه به خدا، پروردگارتان، ایمان میآورید بیرون میکنند. اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودی من بیرون آمدهاید [شما در پنهان با آنان رابطه دوستی برقرار میکنید] در حالی که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم. و هر کس از شما چنین کند، قطعاً از راه راست منحرف شده است. اگر بر شما دست یابند، دشمن شما خواهند بود و دستها و زبانهایشان را به بدی به سوی شما میگشایند و دوست دارند که شما نیز کافر شوید.» (سوره ممتحنه: ۱-۲).
آیا ویرانی سرزمینهای اسلامی و محاصره هویت دینی مسلمانان توسط این رژیم و حامیانش را ندیدهاید؟ پس چگونه در ترازوی شرع میگنجد که برای کسانی که با این دشمنان عادیسازی و دوستی میکنند عذر تراشیده شود، اما عمل کسانی که پرچم مقاومت در برابر آنان را برافراشتهاند مورد تقبیح قرار گیرد؟
مبحث سوم: حقیقت اسلام و پایبندی به قاعده «نفی سبیل»
برخی از منتسبان به نهاد الازهر، پرچم نمایندگی اسلام را برمیافراشند تا در مسلمانی جمهوری اسلامی ایران تشکیک کنند. اما اسلام در دیدگاه قرآنی صرفاً «لقلقه زبان» یا ادعایی تهی از معنا نیست، بلکه تسلیم عملی و اجرای دقیق احکام شریعت است.
قرآن کریم کسانی که با دشمنان دوستی میکنند، توبیخ کرده و میفرماید:
«چگونه [پیمانشان اعتبار دارد]؟ در حالی که اگر بر شما چیره شوند، در باره شما نه خویشاوندی را مراعات میکنند و نه پیمانی را! شما را با زبانشان خشنود میکنند ولی دلهایشان امتناع میورزد و بیشترشان نافرمانند… در باره هیچ مؤمنی رعایت خویشاوندی و پیمانی را نمیکنند و آنان همان تجاوزکارانند.» (سوره توبه: ۸-۱۰).
قرآن همچنین بر محال بودن جمع میان ایمان و دوستی با دشمنانِ محارب تأکید کرده و میفرماید:
«قومی را نمییابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و [در عین حال] با کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی ورزیدهاند دوستی کنند، هر چند پدران یا پسران یا برادران یا خویشاوندانشان باشند…» (سوره مجادله: ۲۲).
همچنین قرآن قاعدهای سیاسی، نظامی و فقهی را پایهگذاری کرده که به «قاعده نفی سبیل» شهرت دارد:
«…و خداوند هرگز برای کافران به زیان مؤمنان راهی [برای تسلط] قرار نداده است.» (سوره نساء: ۱۴۱).
آیا اجرای این قاعده با گشودن پایگاههای نظامی و ارائه تسهیلات به بیگانگان برای در هم کوبیدن عمق سرزمینهای اسلامی محقق میشود؟ آیا این تجاوز و تعدّی میتواند بدون حمایت مالی و سیاسی که برخی از کشورهای همسایهٔ ایران ارائه میکنند تحقق یابد؟! پرسشی که انسان باید از خود بپرسد این است: چه کسی واقعاً به محکمات کتاب پایبند بوده و چه کسی با آن مخالفت کرده است؟ و کدامیک حقیقتاً مسلمان است و کدامیک شایستهتر برای پیروی است؟
مبحث چهارم: فقه رویارویی، قاعده تترس و حکم گروه متجاوز (باغی)
روش اسلام در نبرد، بر پایۀ دفع تجاوز و غلبه بر دشمن استوار است، همانگونه که خداوند میفرماید:
«و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید، ولی تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد. و آنان را هر کجا یافتید بکشید و از همانجا که شما را بیرون کردند، آنان را بیرون کنید؛ و فتنه [شرک و شکنجه] از قتل بدتر است…» (سوره بقره: ۱۹۰-۱۹۱).
بر اساس مبانی فقه نظامی اسلام، رویارویی با متجاوز مستلزم آن است که منابع و سرچشمههای تجاوز او هدف قرار گیرد. بارها از همسایگان خواسته شده تا سرزمینهای خود را از پایگاههای بیگانه پاکسازی کنند. وقتی آنان از ادای این وظیفه امتناع میورزند و بر فراهم کردن پوشش حمایتی برای دشمن پافشاری میکنند، ضرورت شرعی (از باب تزاحم اهم و مهم) و آنچه فقها در «قاعده تترس» (سپر قرار دادن انسانها یا اماکن توسط دشمن) تثبیت کردهاند، ایجاب میکند پایگاههایی که دشمن از آنها برای تجاوز استفاده میکند، هدف قرار گیرند؛ نظیر این امر در غزوات سیره مطهر نبوی نیز رخ داده است.
متأسفانه برخی از همسایگان به جایگاه «گروه متجاوز» (فئه باغیه) تنزل یافتهاند؛ گروهی که قرآن حکم آنها را چنین بیان کرده است:
«و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ پرداختند، میانشان صلح برقرار کنید. پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با آن گروه که تجاوز میکند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد…» (سوره حجرات: ۹).
این گروه زمانی طغیان و تجاوز کرد که با مسلمانانِ مجاهد همچون دشمنانِ کینهتوز رفتار نمود و دشمنان امت را به عنوان همپیمان پذیرا شد!
مبحث پنجم: انحراف اعتقادی در اطلاق صفت «شهادت» بر کشتهشدگان کفار
یکی از شنیعترین مواردی که در نوشتههای برخی از تحلیلگران منتسب به علم و دین مشاهده کردیم، اطلاق صفت شرعی و مقدس «شهید» بر سربازانِ کشتهشده رژیم صهیونیستی و دعا برای آنها و مجروحان و کشه شدگانشان بود! این امر خروج آشکار از بدیهیات فقه و عقیده و در تضاد صریح با این آیه شریفه است:
«پیامبر و کسانی را که ایمان آوردهاند نسزد که برای مشرکان آمرزش بخواهند، هر چند خویشاوند باشند، پس از آنکه برایشان آشکار شد که آنان اهل دوزخند.» (سوره توبه: ۱۱۳).
چگونه عقل فقهی میتواند اعطای مدال شهادت به کشتهشدگانِ کفارِ حربی را توجیه کند؟ این اقدام، پرده از یک نقص ساختاری عمیق در فهم متون دینی و تطبیق احکام برمیدارد.
مبحث ششم: شواهد سنت و تاریخ در بیان حقیقت یاری دین
کسی که روایات شریف را پیگیری کند، به یقین مییابد که گروهی ظهور خواهند کرد که علیرغم هجوم همهجانبه دشمنان و خذلان دوستان، بار یاری حق را بر دوش میکشند:
– در احادیث معتبر (مانند سنن ابن ماجه، حدیث ۴۰۸۲) از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که قومی از مشرق زمین با پرچمهای سیاه میآیند و حق را میطلبند و برای آن میجنگند و پیروز میشوند.
– همچنین پیامبر (ص) فرمودند: «همواره گروهی از امت من بر سر حق میجنگند و تا روز قیامت پیروز و نمایان خواهند بود.» (صحیح مسلم، حدیث ۱۹۲۳).
این نبرد جاری مسئلهای تازه نیست، بلکه ریشه در صدر اسلام دارد؛ زمانی که برخی گمان میکردند معیار کرامت و ترازوی حق به نژاد و تبار قومی وابستگی دارد و فراموش کردند که اسلام، تعصبات جاهلی را در هم شکسته است. این حقیقت در کلمات شریف امرالمؤمنین علیهالسلام نمایان است؛ آنجا که ابن ابی الحدید معتزلی نقل میکند:
– اشعث نزد امیرالمؤمنین (ع) در حالی که بر منبر بود آمد و با گذشتن از روی دوش مردم خود را به ایشان رساند و گفت: «ای امیرالمؤمنین، این سرخرویان (یعنی ایرانیان و عجمها) با نزدیک شدن به تو بر ما چیره شدند!» امام علی (ع) چنان پایی بر منبر کوبید که صعصعه بن صوحان گفت: «امروز امیرالمؤمنین سخنی در باره عرب خواهد گفت که همیشه به یادگار بماند.» حضرت فرمود: «چه کسی مرا در برابر این بیخردان که مانند الاغ بر بستر خود میغلتند و گروهی را از یاد خدا بازمیدارند، معذور میدارد؟ آیا به من فرمان میدهید که آنان را برانم؟ هرگز آنان را نخواهم راند که در آن صورت از جاهلان خواهم بود. سوگند به کسی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اینان (عجمها) روزی شما را برای بازگرداندن به دین با شمشیر خواهند زد، همانگونه که شما در آغاز آنها را برای پذیرش دین زدید.» (شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۸۴).
این امر با آنچه پیامبر رحمت (ص) درباره اهل فارس فرمود، مطابقت دارد:
– پیامبر (ص) فرمودند: «شما با آنان بر سر “تنزیل (نزول) قرآن نبرد میکنید، و دنیا به پایان نمیرسد تا آنکه آنان با شما بر سر “تأویل” (تفسیر و اجرای واقعی) خواهند جنگید.»
از این روایات روشن میشود که:
اولاً سنت قطعی خداوند این است که درگیری، یک نزاع اعتقادی و اصولی بر سر «تأویل قرآن» و اجرای آن است، نه یک رویارویی نژادی یا قومیتی. صفآرایی امروز، صفآرایی میان اردوگاه ایمان و حامیان مسائل امت از یک سو، و اردوگاه کفر و یارانش از سوی دیگر است.
ثانیاً این ایرانیان هستند که این بار گران را بر دوش میکشند.
ثالثاً تخاصم و جنگ میان ایرانیان و عربها بر تأویل و حققت و اجرای دین خواهد بود.
نتیجهگیری: تکلیف شرعی و مسئولیت سخن
راه روشن برای اهل بصیرت آشکار است: تمسک حقیقی به کتاب و سنت، یاری مستضعفان، و بیزاری کامل از وابستگی به کافران و منافقان. کسی که توانایی برخاستن برای انجام فریضه جهاد را ندارد، حداقل تکلیف شرعی او «حفظ زبان» و دوری از تضعیف روحیه مؤمنان و اجتناب از توجیه جنایات متجاوزان است.
خداوند متعال میفرماید:
«کسانی که ایمان آوردهاند، در راه خدا میجنگند و کسانی که کافر شدهاند، در راه طاغوت میجنگند. پس با یاران شیطان بجنگید، که نیرنگ شیطان [در نهایت] ضعیف است.» (سوره نساء: ۷۶).
و همچنین میفرماید:
«پس در راه خدا پیکار کن؛ جز عهدهدار شخص خود نیستی، و مؤمنان را [به جهاد] برانگیز، امید است که خداوند آسیب کسانی را که کافر شدهاند بازدارد…» (سوره نساء: ۸۴).
پس اگر ترجیح میدهید در جایگاه تماشاگران بنشینید، دستکم زبانهای خود را از سرزنش کسانی که برای دفع تجاوز و دشمنی پیشقدم شدهاند بازدارید؛ وگرنه تاریخ گواهی خواهد داد ـ و خداوند بر همه این امور احاطه دارد ـ که شما در زمانی که یاریِ حق به صورت واجب عینی در آمده بود، سکوت کامل بلکه دست از یاری کشیدن را برگزیدید.
از خداوند قادر متعال میخواهیم که این رویارویی سرنوشتساز در ذهن برخی به یک درگیریِ صرفاً تقلیلیافته میان ایرانیان و گروهی از عربها یا به تعبیر بهتر اعرابِ وامانده از کاروان بصیرتِ دینی بدل نشود. که اگر چنین خطری رخ دهد، باید دانست که هیچ راه گریزی برای عربها جز بازگشت صادقانه به دین و جهاد علیه کفار حربی، و برادری استوار میان مؤمنان راستین وجود ندارد.
والسلام علی من اتبع الهدی، ولزم جاده الحق والتقی.
متن عربی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، والصلاه والسلام على خاتم الأنبیاء والمرسلین، محمد وآله الطاهرین.
و بعد:
بیان علمی شرعی فی نقد المقاربه الأزهریه لأحداث المواجهه مع الکیان الصهیونی وحلفائه
لقد وقفنا ببالغ الأسف والتعجب على البیان الصادر عن مؤسسه الأزهر بشأن الأحداث والمواجهات الدائره مع الکیان الصهیونی الغاصب وحلفائه. وإنه لمن دواعی الحزن العمیق أن تصدر مثل هذه المقاربات عن مؤسسه یُعقد علیها الرجاء کواحده من أعرق الحواضر العلمیه فی العالم الإسلامی؛ إذ تجلّى فی طیّات البیان خللٌ منهجیٌ واضح فی تشخیص “الموضوع الخارجی” للأحداث، واضطرابٌ جلیٌ فی “تنزیل الأحکام الشرعیه” على مصادیقها، وغفله عن مقاصد الشریعه الکلیه.
ومن منطلق الأمانه العلمیه، والقیام بالواجب الشرعی فی النصح والأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، وجب توجیه إضاءات وملاحظات فقهیه وعقدیه إلى الإخوه فی الأزهر، عسى أن تُراجع البصائر وفق میزان محکمات الکتاب والسنه، وأن یُنأى بالمؤسسات العلمیه عن مزالق التبریر الضمنی لجرائم أعداء الأمه ومستبیحی حرماتها.
المبحث الأول: فی تحقیق مناط الدفاع المشروع وردّ شبهه الاعتداء
إن من بدیهیات الفقه الإسلامی ومُسَلّمات العقول، التی لا تخفى على صغار طلبه العلم فضلاً عن علمائه، أن “جهاد الدفاع” و”دفع الصائل” عن بیضه الإسلام، وحمایه ثغور المسلمین، وصیانه دمائهم وأعراضهم وأموالهم، هو من أوجب الواجبات العقلیه والنقلیه. وبناءً على ذلک، نتساءل ببالغ الاستنکار العلمی: بأیّ میزانٍ فقهی یُصوَّر الدفاع المستمیت عن النفس ومقدسات الأمه على أنه اعتدء؟
ألم یبلغ مسامعکم أن آله البطش الصهیونیه، مدعومهً بقوى الاستکبار العالمی، قد استباحت حرمات الله، وأهدرت دماء الأبریاء، واغتالت قاده المقاومه، وأحالت الحواضر إلى رکام، منتهکهً کل ذمه وحرمه؟ أفیُعدُّ الذود عن هذه الحرمات بغیاً، بینما تُنسى عقود من الاستیطان والتهجیر وسفک الدماء؟ إن هذا القلب العجیب للحقائق، والافتقار إلى الدقه فی تنقیح المناط، یطرح تساؤلاً جوهریاً حول المآلات التی یقود إلیها هذا الفهم المعکوس لواقع الأمه.
المبحث الثانی: فی محکمات الکتاب فی مسأله الولاء والبراء
ومما یثیر العجب فی هذا الخطاب، تجاوزه الصارخ للآیات المحکمات التی تؤسس لعقیده “الولاء والبراء”، والتی تنهى نهیاً قاطعاً عن الرکون إلى الظلمه وتولی الکفار الحربیین. فقد حسم الحق تبارک وتعالى هذا الأمر بقوله:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّهِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ ۙ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِی ۚ تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّهِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ ۚ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ إِن یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاءً وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ» (سوره الممتحنه: ۱-۲).
أفلم تشهدوا ما اقترفه هذا الکیان وداعموه من تدمیر لبلاد المسلمین ومحاصره لهویتهم الدینیه؟ فکیف یستقیم فی میزان الشرع أن یُلتمس العذر لمن یطبّع ویوالی هؤلاء الأعداء، فی حین یُستنکر فعل من یرفع لواء مقاومتهم؟
المبحث الثالث: حقیقه الإسلام والالتزام بقاعده “نفی السبیل”
إن بعض المنتسبین للمؤسسه الأزهریه یرفعون رایه تمثیل الإسلام للتشکیک فی إسلام الجمهوریه الإسلامیه الایرانیه. غیر أن الإسلام فی المنظور القرآنی لیس “لقلقه لسان” أو دعوى فارغه من المضمون، بل هو انقیاد عملی وتطبیق صارم لمقررات الشریعه.
لقد وَبّح القرآن الکریم من یوالی الأعداء بقوله:
«کَیْفَ وَإِن یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّهً ۚ یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَىٰ قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ اشْتَرَوْا بِآیَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَصَدُّوا عَن سَبِیلِهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ لَا یَرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّهً ۚ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ» (سوره التوبه: ۸-۱۰).
وأکد على استحاله الجمع بین الإیمان وموده الأعداء المحاربین قائلاً:
«لَّا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ ۚ …» (سوره المجادله: ۲۲).
کما أرسى القرآن قاعده سیاسیه وعسکریه وفقهیه تُعرف بـ “قاعده نفی السبیل”:
«…وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (سوره النساء: ۱۴۱).
فهل تطبیق هذه القاعده یکون بفتح القواعد العسکریه وتقدیم التسهیلات للأجنبی لضرب عمق بلاد المسلمین؟ وهل یتصور تحقق هذا التجاوز والتعدی من غیر دعم مالی وسیاسی تقدمه بعض الدول المجاوره لإیران؟ إن السؤال الذی ینبغی للإنسان أن یطرحه على نفسه هو: من الذی التزم حقاً بمحکمات الکتاب، ومن الذی خالفها؟ وأیهما المسلم حقاً، وأیهما أحق بالاتباع؟
المبحث الرابع: فقه المواجهه، وقاعده التترس، وحکم الفئه الباغیه
إن المنهج الإسلامی فی القتال یتأسس على دفع العدوان و الغلبه علی الأعداء، مصداقاً لقوله تعالى:
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ ۚ وَالْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ۚ …» (سوره البقره: ۱۹۰-۱۹۱).
تُقرر هذه الآیات، وفق مبانی الفقه العسکری الإسلامی، أن مواجهه المعتدی تستلزم واقعیاً تعقب مصادر عدوانه. ولطالما وُجهت النداءات لجیراننا بضروره تطهیر أراضیهم من القواعد الأجنبیه. وحین یمتنعون عن أداء هذا الواجب، ویُصرون على توفیر الغطاء للعدو، فإن الضروره الشرعیه (من باب التزاحم الأهم والمهم)، وما استقر علیه الفقهاء فی “قاعده التترس”، یُوجب استهداف تلک المواقع التی یُتخذ منها العدوان سبیلاً، وقد وقع نظیر ذلک فی غزوات السیره النبویه المطهره.
وللأسف الشدید، اختار بعض الجیران الانزلاق إلى مربع “الفئه الباغیه” التی بین القرآن حکمها:
«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا ۖ فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّىٰ تَفِیءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّهِ ۚ …» (سوره الحجرات: ۹).
لقد بغت هذه الفئه حین أضحت تعامل المسلمین المجاهدین معامله الأعداء الألداء، وتستقبل أعداء الأمه کحلفاء!
المبحث الخامس: الانحراف العقدی فی إطلاق صفه “الشهاده” على قتلى الکفار
ومن أشنع ما طالعناه فی أدبیات بعض المعلقین المحسوبین على العلم، إطلاق الوصف الشرعی المقدس “الشهید” على صرعى جنود الکیان الصهیونی و الدعاء لجرحاهم بالشفاء والرحمه لقتلاهم! إن هذا یمثل خروجاً صارخاً عن بدیهیات الفقه والعقیده، ومصادمه لصریح التنزیل القائل:
{مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَن یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَلَوْ کَانُوا أُولِی قُرْبَىٰ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ} (سوره التوبه: ۱۱۳).
فکیف یُسوّغ العقل الفقهی إسباغ أوسمه الشهاده على قتلى الکفار المحاربین؟ إن هذا الصنیع یکشف عن خلل بنیوی عمیق فی فهم النصوص وتنزیل الأحکام.
المبحث السادس: شواهد السنه والتاریخ فی بیان حقیقه نصره الدین
إن المتتبع للروایات الشریفه یدرک یقیناً ظهور طائفه تأخذ على عاتقها نصره الحق رغم التکالب والخذلان:
– حدثنا عثمان بن ابی شیبه قال حدثنا معاویه بن هشام قال حدثنا علی بن صالح عن یزید بن ابی زیاد عن ابراهیم عن علقمه عن عبد الله قال بینما نحن عند رسول الله صلى الله علیه وسلم إذ اقبل فتیه من بنی هاشم فلما رآهم النبی صلى الله علیه وسلم اغرورقت عیناه وتغیر لونه فقال انا اهل بیت اختار الله لنا الآخره على الدنیا وإن اهل بیتی سیلقون بعدی بلاء وتشریدا وتطریدا حتى یأتی قوم من قبل المشرق معهم رایات سود فیسألون الخیر فلا یعطونه فیقاتلون فینصرون فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتى یدفعوها إلى رجل من أهل بیتی فیملؤها قسطا کما ملئت جورا فمن أدرک ذلک منکم فلیأتهم ولو حبوا على الثلج. (سنن ابن ماجه، ج۵، ص۲۰۹-۲۱۰، حدیث ۴۰۸۲).
– وقال النبی صلى الله علیه وسلم: لا تزال طائفه من أمتی یقاتلون على الحق ظاهرین إلى یوم القیامه. (صحیح مسلم، ج۳، ص۱۵۲۴، حدیث ۱۹۲۳).
– وقال أیضا: لن یبرح هذا الدین قائما یقاتل علیه عصابه من المسلمین حتى تقوم الساعه. (صحیح مسلم، ج۳، ص۱۵۲۴، حدیث ۱۹۲۲).
إن هذا الصراع الدائر لیس بجدید، بل یمتد بجذوره إلى التاریخ الأول حین ظن البعض أن معیار الکرامه ومیزان الحق مرتبطان بالعرق والنسب القومی، متناسین أن الإسلام صهر العصبیات الجاهلیه. وتتجلى هذه الحقیقه فی الکلمات العلویه الشریفه؛ فقد نقل ابن أبی الحدید المعتزلی:
– جاء الاشعث الیه وهو على المنبر فجعل یتخطى رقاب الناس حتى قرب منه ثم قال یا امیر المؤمنین غلبتنا هذه الحمراء على قربک یعنی العجم فرکض المنبر برجله حتى قال صعصعه بن صوحان ما لنا وللاشعث لیقولن امیر المؤمنین الیوم فی العرب قولا لا یزال یذکر فقال من یعذرنی من هؤلاء الضیاطره یتمرغ احدهم على فراشه تمرغ الحمار ویهجر قوما للذکر أفتأمروننی ان اطردهم ما کنت لاطردهم فاکون من الجاهلین أما والذی فلق الحبه وبرأ النسمه لیضربنکم على الدین عودا کما ضربتموهم علیه بدءا. (شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج۲۰، ص۲۸۴).
وهذا یتوافق مع ما قرره رحمه للعالمین صلى الله علیه وآله حین قال فی أهل فارس:
– قال النبی فی فارس ضربتموهم على تنزیله ولا تنقضی الدنیا حتى یضربوکم على تأویله. (بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۱۷۴،کتاب الایمان و الکفر، أبواب الإیمان و الإسلام و التشیع و معانیها و فضلها و صفاتها، باب ۹ -أصناف الناس فی الإیمان- روایت ۷).
یتضح من هذا:
اولاً إن سنه الله المتبعه هی أن الصراع مبدئیٌ عقدیٌ حول “تأویل القرآن” وتطبیقه، ولیس مواجهه عرقیه أو قومیه. إن الفرز القائم الیوم هو فرزٌ بین معسکر الإیمان وقضایا الأمه، ومعسکر الکفر وأولیائه.
ثانیاً إن الإیرانیین هم الذین یتحمّلون هذه المسؤولیه هذه المره.
ثالثاً: إن التخَاصُم والحرب بین الإیرانیین والعرب ستکون على التأویل والحقیقه وإقامه الدین.
الخاتمه: التکلیف الشرعی ومسؤولیه الکلمه
إن المحجه البیضاء لائحه لمن أبصر: تمسکٌ حقیقی بالکتاب والسنه، ونصرهٌ للمستضعفین، وبراءهٌ تامه من التبعیه عن الکفار و المنافقین. فمن عجز عن النهوض بواجب الجهاد، فتکلیفه الشرعی الأدنى هو “حفظ اللسان” والابتعاد عن تخذیل المؤمنین وتبریر جرائم المعتدین.
قال تعالى:
«الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ ۖ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا» (سوره النساء: ۷۶).
وقال جل شأنه:
«فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَکَ ۚ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ ۖ عَسَى اللَّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ۚ …» (سوره النساء: ۸۴).
فإن آثرتم القعود فی مقاعد المتفرجین، فکفّوا ألسنتکم عن لوم من تصدّر لدفع الصائل والعدوان؛ وإلا فإن التاریخ سیشهد، والله من وراء ذلک محیط، أنکم اخترتم الصمت المطبق، بل والخذلان، فی زمنٍ تعین فیه الوجوب العینی لنصره الحق.
وإنا لنسأل الله جلت قدرته أن لا تنحدر هذه المواجهه المصیریه فی أذهان البعض لتصبح مجرد صراعٍ بین الإیرانیین وبین فئه من العرب أو الأعراب المتخلفین عن رکب البصیره الدینیه؛ فإن وقع المحظور، فلیُعلم أنه لا مفر لهم من العوده الصادقه إلى الدین و الجهاد ضد الکفار الحربیین، و الأخوه الراسخه بین المؤمنین الصادقین.
والسلام على من اتبع الهدى، ولزم جاده الحق والتقى.
https://ihkn.ir/?p=45060
حجتالاسلام والمسلمین مهدی احمدی، استاد حوزه و پژوهشگر فقه نظام، در واکنش به بیانیه اخیر دانشگاه الازهر مصر درباره تحولات و درگیریهای مرتبط با رژیم صهیونیستی و همپیمانانش، بیانیهای علمی و انتقادی نگاشت. وی در این بیانیه با استناد به آیات قرآن، مبانی فقهی و شواهد تاریخی، برخی رویکردهای مطرحشده در بیانیه الازهر را مورد نقد قرار داده و بر ضرورت بازنگری در تحلیلهای فقهی و سیاسی مرتبط با مسئله مقاومت و مواجهه با رژیم صهیونیستی تأکید کرده است.






















نظرات